سرخط خبرها
خانه / دانلود رایگان / داستان کوتاه و آموزنده

داستان کوتاه و آموزنده

بیمارستان روانی

www.ElmeMa.com / داستان کوتاه و داستان آموزنده / گروه آموزشی علم ما

بیمارستان روانی   مردی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی ،از روان پزشک پرسید: شما چطور می فهمید یک بیمار روانی به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟! روانپزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چای خوری ، یک …

توضیحات بیشتر »

پناهگاه

www.ElmeMa.com

پناهگاه کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه در استراحت گاهی در آنجا استراحت می کنند. آنها اگر صبح زود کوهنوردی را شروع کنند، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند. صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شد که اتفاق جالبی رخ می دهد: وقتی که کوهنوردان …

توضیحات بیشتر »

هوشمندانه احمق باشید

Be clever fool

هوشمندانه احمق باشید . . . !   ملانصیرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم با نیرنگی و حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان از طلا بود و دیگری از نقره، اما ملانصیرالدین همیشه سکه نقره را …

توضیحات بیشتر »

پیرزن قمار باز

www.ElmeMa.com داستان کوتاه و داستان آموزنده گروه آموزشی علم ما

پیرزن قمار باز   پیرزنی هر هفته مبلغ شش هزار دلار به حساب خودش واریز میکرد.. بعد از گذشتن چند سال توی ذهن رئیس بانک سوال ایجاد شد که منبع درامد این پیرزن از کجاست؟؟!! ریس بانک تصمیم گرفت سوال خودش رو از پیرزن بپرسه . .. هفته بعد پیرزن …

توضیحات بیشتر »

سقراط و مرد ناراحت

www.ElmeMa.com داستان کوتاه و داستان آموزنده گروه آموزشی علم ما

سقراط و مرد ناراحت روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود. علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من …

توضیحات بیشتر »

داستانی زیبا از کتاب سوپ جوجه

داستانی زیبا از کتاب سوپ جوجه که با بیش از ۵۰۰ میلیون لایک رکوردار در دنیای مجازی در سال ۲۰۱۵ بوده و هنوز نیز ادامه دارد…   ما یکی از نخستین خانواده‌هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آن موقع من ۹-۸ ساله بودم، یادم می‌آید که قاب برّاقی …

توضیحات بیشتر »

مسیر سخت پولدار شدن

www.ElmeMa.com داستان کوتاه و داستان آموزنده گروه آموزشی علم ما

مسیر سخت پولدار شدن   مرد میلیاردر قبل از سخنرانیش خطاب به حضار گفت: از میون شما خانوم ها و آقایون، کسی هست که دوست داشته باشه جای من باشه، یه آدم پولدار و موفق؟ همه دست بلند کردند! مرد میلیاردر لبخندی زد و حرفاشو شروع کرد: با سه تا …

توضیحات بیشتر »

خوشبختی کجاست!

where-is-happiness

خوشبختی کجاست! قبل از طلوع خورشید از خواب برمی خاست و تا شب به کارهای سخت روزانه مشغول بود… هم زمان با طلوع خورشید از نرده ها بالا می رفت تا کمی استراحت کند. در دور دست ها خانه ای با پنجرهایی طلایی همواره نظرش را جلب می کرد و …

توضیحات بیشتر »

پایان جهان

www.elmema.com داستان کوتاه گروه آموزشی علم ما پایان جهان

پایان جهان دو روز مانده به پایان جهان، تازه فهمیده که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود، پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روزهای بیش‌تری از خدا بگیرد.   داد زد و بد و بیراه …

توضیحات بیشتر »

میلیاردری که گدایی میکرد…!

میلیاردری که گدایی می کرد www.elmema.com داستان کوتاه و داستان آموزنده گروه آموزشی علم ما

میلیاردری که گدایی میکرد…!   گویند از مردی که صاحب گسترده‌ترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای در جهان است پرسیدند: «راز موفقیت شما چه بوده؟» او در پاسخ گفت : زادگاه من انگلستان است. در خانواده‌ی فقیری به دنیا آمدم و چون خود را به معنای واقعی فقیر می‌دیدم، هیچ راهی به جز …

توضیحات بیشتر »