خانه / آخرین مقالات / پیرزن قمار باز
www.ElmeMa.com داستان کوتاه و داستان آموزنده گروه آموزشی علم ما
Old woman gambler

پیرزن قمار باز

پیرزن قمار باز

 

پیرزنی هر هفته مبلغ شش هزار دلار به حساب خودش واریز میکرد..
بعد از گذشتن چند سال توی ذهن رئیس بانک سوال ایجاد شد که منبع درامد این پیرزن از کجاست؟؟!!

ریس بانک تصمیم گرفت سوال خودش رو از پیرزن بپرسه . ..
هفته بعد پیرزن وارد بانک شد،..
رئیس بانک فورا ب سراغ پیرزن اومد و سوال کرد : ببخشید خانم میتونم بپرسم شغل شما چیه؟
پیرزن خندید و گفت:بیکارم.رئیس بانک با تعجب پرسید پس منبع درامد شما چیه؟
پیرزن گفت:من سر چیزهای غیر ممکن شرط بندی میکنم.ریس گفت مثلا چی ؟
پیرزن گفت مثلا من باشما سر هزار دلار شرط میبندم که فردا شرت قرمز میپوشید !قبول!!!
ریس گفت قبول…
فردا رئیس بانک وارد بانک شد و پیرزن رو دید وشلوارش رو اورد پایین گفت: ببین شرت من ابیه شرط رو باختی…
پیرزن هزار دلار ب رئیس داد و خندید وگفت:هزار دلار برای تو ولی من سر صد هزار دلار با شخصی شرط بندی کرده بودم که فردا شلوار رئیس بانک رو از پاش در میارم.!!!!!

موفقیت، کار ذهن است و دیگر هیچ…

 

برای دیدن بقیه داستان های کوتاه و آموزنده اینجا کلیک کنید.

درباره ی مدیر سایت علم ما

مطلب پیشنهادی

گروه آموزشی علم ما

گاندی: دیگر هرگز دروغ نمی گویم…!

گاندی: دیگر هرگز دروغ نمی گویم…!   شانزده ساله بودم و با پدر و مادرم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *