خانه / آخرین مقالات / داستان کوتاه گند بودن روزگار
http://elmema.com/category/free/informative-story
http://elmema.com/category/free/informative-story

داستان کوتاه گند بودن روزگار

داستان کوتاه گند بودن روزگار

 

شخصی گله می‌کرد: «دنیا روز به روز بدتر می‌شود. هر روز جنایات زیادی اتفاق می‌افتد. چیزهای خوب و مثبت، کاملاً بی‌اهمیت شده‌اند.»

شخص دیگری در تأیید حرف او گفت: «دیگر کسی حقوق دیگران را رعایت نمی‌کند و همه فقط به فکر خود هستند. حق ضعفا را زیر پا می‌گذارند که کار خود را پیش ببرند.»

سومی گفت: «هر روز انتظارات افراد بیشتر می‌شود. همه فقط به منافع خود می‌اندیشند و برای به دست آوردن آن، حتی دست به خشونت می‌زنند. وقتی به وضعیت اجتماع دقت می‌کنم، ناامید می‌شوم.»

استاد که به بحث آنان گوش کرده بود، دخالت کرد و گفت: «چه چرندیاتی می‌گویید و تازه از این توجیهات بدبینانۀ خود هم راضی هستید.

جای اینکه از تاریکی شکایت کنید که در حال پیشروی است و آیندۀ دنیا را تیره ببینید، بهتر است که چراغی روشن کنید. شاید باید این را درک کنید که همواره روشنایی در تاریکی رسوخ می‌کند، نه تاریکی در روشنایی. تاریک‌ترین تیرگی‌ها هم قادر به خاموش کردن، ضعیف‌ترین نورها نیست. اما حتی کوچک‌ترین نور می‌تواند، تاریکی را براند.

بنابراین خوبی، حتی اگر کوچک و ضعیف باشد. قدرتمندتر از بدی‌های بزرگ و قوی است.

به همین دلیل حتی کم‌ترین کار نیکی که انسان انجام دهد، مهم‌تر از تمام شکوه و شکایت‌هایی است که از بدی می‌کند.

 

 

animated-down-arrow

از مشاوره رایگان استفاده کنید.

همچنین از آرشیو کل مقالات دیدن کنید، بهترین ها برای شما…

برای دیدن سایر داستان های کوتاه و آموزنده کلیک کنید.

تلگرام علم ما

Medium_20160928095241745_1111111111

 

درباره ی مدیر سایت علم ما

مطلب پیشنهادی

where-is-happiness

خوشبختی کجاست!

خوشبختی کجاست! قبل از طلوع خورشید از خواب برمی خاست و تا شب به کارهای …

یک دیدگاه

  1. عالی هستید
    استان بیشتر بزلرید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در کانال تلگرام به ما بپیوندید