خانه / بایگانی برچسب: داستان آموزنده

بایگانی برچسب: داستان آموزنده

۳۵ داستان مدیریتی

http://elmema.com/category/free/informative-story

۳۵ داستان مدیریتی   ۱- همه کس، یک کس، هرکس، هیچ کس این داستانی در مورد چهار فرد به نام های همه کس، یک کس، هرکس، هیچ کس است. هنگامی که یک کار مهم باید انجام شود، همه مطمئن هستند که یک کس آن را انجام خواهد داد. هر کس …

توضیحات بیشتر »

۹ داستان کوتاه و آموزنده مدیریتی

http://elmema.com/category/free/informative-story

۹ داستان کوتاه و آموزنده مدیریتی   مورچه ی بد شانس! مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش رو شروع می‌کرد.با خوشحالی به میزان زیادی تولید می‌کرد. رئیسش که یک شیر بود، ……. رئیسش که یک شیر بود، از اینکه می‌دید مورچه می‌تواند بدون سرپرستی بدین …

توضیحات بیشتر »

داستان پیرمرد و دستمزد

داستان پیرمرد و دستمزد   یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش میرفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه …

توضیحات بیشتر »

گلف در زمین خیال (داستان واقعی)

گلف در زمین خیال داستان واقعی یک موفقیت با تصویرسازی ذهنی       سرگرد «جیمز نسمت» رؤیای پیشرفت در بازی گلف را در سر می‌پروراند و سرانجام توانست با یک روش منحصر به فرد به این هدف برسد. او تا مدت‌ها یک بازیکن متوسط بود. سپس گلف را کنار …

توضیحات بیشتر »

بیمارستان روانی

www.ElmeMa.com / داستان کوتاه و داستان آموزنده / گروه آموزشی علم ما

بیمارستان روانی   مردی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی ،از روان پزشک پرسید: شما چطور می فهمید یک بیمار روانی به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟! روانپزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چای خوری ، یک …

توضیحات بیشتر »

پناهگاه

www.ElmeMa.com

پناهگاه کوهنوردان کوه های آلپ با رسیدن به نیمه ی راه در استراحت گاهی در آنجا استراحت می کنند. آنها اگر صبح زود کوهنوردی را شروع کنند، موقع ناهار به همان استراحتگاه می رسند. صاحب آن استراحتگاه طی سالیان متوجه شد که اتفاق جالبی رخ می دهد: وقتی که کوهنوردان …

توضیحات بیشتر »

هوشمندانه احمق باشید

Be clever fool

هوشمندانه احمق باشید . . . !   ملانصیرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم با نیرنگی و حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان از طلا بود و دیگری از نقره، اما ملانصیرالدین همیشه سکه نقره را …

توضیحات بیشتر »

پیرزن قمار باز

www.ElmeMa.com داستان کوتاه و داستان آموزنده گروه آموزشی علم ما

پیرزن قمار باز   پیرزنی هر هفته مبلغ شش هزار دلار به حساب خودش واریز میکرد.. بعد از گذشتن چند سال توی ذهن رئیس بانک سوال ایجاد شد که منبع درامد این پیرزن از کجاست؟؟!! ریس بانک تصمیم گرفت سوال خودش رو از پیرزن بپرسه . .. هفته بعد پیرزن …

توضیحات بیشتر »

سقراط و مرد ناراحت

www.ElmeMa.com داستان کوتاه و داستان آموزنده گروه آموزشی علم ما

سقراط و مرد ناراحت روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود. علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد : در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من …

توضیحات بیشتر »

داستانی زیبا از کتاب سوپ جوجه

داستانی زیبا از کتاب سوپ جوجه که با بیش از ۵۰۰ میلیون لایک رکوردار در دنیای مجازی در سال ۲۰۱۵ بوده و هنوز نیز ادامه دارد…   ما یکی از نخستین خانواده‌هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آن موقع من ۹-۸ ساله بودم، یادم می‌آید که قاب برّاقی …

توضیحات بیشتر »