داستان کوتاه: خوشبختی کجاست! ۲۴ , شهریور , ۱۳۹۵ داستان کوتاه و آموزنده 2 خوشبختی کجاست! قبل از طلوع خورشید از خواب برمی خاست و تا شب به کارهای سخت روزانه مشغول بود… هم زمان با طلوع خورشید از نرده ها بالا می رفت تا کمی استراحت کند. در دور دست ها خانه ای با پنجرهایی طلایی همواره نظرش را جلب می کرد و … توضیحات بیشتر »