داستان کوتاه: مداد رنگی ۲۶ , خرداد , ۱۳۹۵ داستان کوتاه و آموزنده 0 مداد رنگی پسرک پدربزرگش را که نامه ای می نوشت تماشا می کرد . بالاخره پرسید : ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ یا درباره ی من می نویسید ؟ پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت : درسته درباره ی تو می نویسم … توضیحات بیشتر »