مقالات و مطالب آموزشی کسب و کار
مقالات و مطالب آموزشی کسب و کار (فروش، برند سازی، نیرو انسانی، سیستم سازی و...)

قانون گودهارت

قانون گودهارت

 

در دنیای امروز، تقریبا همه‌چیز با عدد، شاخص و معیار سنجیده می‌شود. سازمان‌ها عملکرد کارکنان خود را با شاخص‌های کلیدی عملکرد یا KPI ارزیابی می‌کنند، مدارس کیفیت آموزش را با نمره‌ها می‌سنجند، دولت‌ها موفقیت سیاست‌های خود را با آمارهای اقتصادی و اجتماعی نشان می‌دهند. شبکه‌های اجتماعی ارزش محتوا را با تعداد بازدید، لایک و اشتراک‌گذاری اندازه‌گیری می‌کنند و حتی افراد در زندگی شخصی خود از معیارهایی مانند درآمد، رتبه، تعداد دنبال‌کننده یا میزان بهره‌وری برای سنجش موفقیت استفاده می‌کنند.

استفاده از شاخص‌ها در ذات خود اشتباه نیست. برعکس، بدون معیار و سنجش، تصمیم‌گیری دقیق و مدیریت موثر تقریبا غیرممکن می‌شود. شاخص‌ها به ما کمک می‌کنند واقعیت‌های پیچیده را ساده‌تر ببینیم، تغییرات را دنبال کنیم و میان گزینه‌های مختلف مقایسه انجام دهیم. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که یک شاخص، به جای آنکه ابزاری برای فهم واقعیت باشد، به هدف اصلی تبدیل می‌شود.

اینجاست که قانون گودهارت اهمیت پیدا می‌کند. این قانون یکی از مهم‌ترین هشدارها در حوزه اقتصاد، مدیریت، سیاست‌گذاری، آموزش، تحلیل داده و طراحی سیستم‌های انگیزشی است. قانون گودهارت به زبان ساده می‌گوید: وقتی یک معیار به هدف تبدیل شود، دیگر معیار خوبی نخواهد بود.

این قانون نشان می‌دهد که انسان‌ها و سازمان‌ها وقتی بدانند بر اساس یک شاخص خاص ارزیابی، پاداش یا تنبیه می‌شوند، رفتار خود را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که آن شاخص را بهتر نشان دهند؛ حتی اگر هدف واقعی آسیب ببیند. به همین دلیل، بسیاری از نظام‌های ارزیابی که در ابتدا منطقی و کارآمد به نظر می‌رسند، پس از مدتی نتایج معکوس تولید می‌کنند.

در این مقاله، قانون گودهارت را به صورت جامع بررسی می‌کنیم، ریشه و مفهوم آن را توضیح می‌دهیم، نمونه‌های مختلف آن را در حوزه‌های گوناگون بررسی می‌کنیم و در پایان راهکارهایی برای کاهش اثرات منفی آن ارائه می‌دهیم. با علم ما همراه باشید.

 

مفهوم قانون گودهارت چیست؟

قانون گودهارت معمولا با این جمله شناخته می‌شود:

وقتی یک شاخص به هدف تبدیل شود، دیگر شاخص خوبی نخواهد بود.

معنای این جمله آن است که هر شاخصی فقط یک نماینده ناقص از واقعیت است. برای مثال، نمره امتحان نماینده‌ای از یادگیری دانش‌آموز است، اما خود یادگیری نیست. تعداد فروش نماینده‌ای از موفقیت تجاری است، اما الزاما نشان‌دهنده رضایت مشتری، کیفیت محصول یا پایداری کسب‌وکار نیست. تعداد مقالات علمی می‌تواند نشانه‌ای از فعالیت پژوهشی باشد، اما الزاما نشان‌دهنده کیفیت علمی نیست.

تا زمانی که شاخص فقط برای مشاهده و تحلیل استفاده می‌شود، ممکن است مفید باشد. اما وقتی همان شاخص مبنای پاداش، رتبه‌بندی، بودجه، اعتبار یا تنبیه قرار می‌گیرد، افراد تلاش می‌کنند خود شاخص را بهبود دهند، نه لزوما واقعیتی را که شاخص قرار بود نشان دهد.

به بیان دیگر، قانون گودهارت درباره فاصله میان هدف واقعی و معیار سنجش هدف هشدار می‌دهد.

مثلا هدف واقعی در آموزش، یادگیری عمیق دانش‌آموزان است. اما اگر معیار ارزیابی، فقط نمره امتحان باشد، ممکن است همه سیستم آموزشی به سمت بالا بردن نمره‌ها حرکت کند. در ظاهر شاخص بهتر می‌شود، اما هدف واقعی یعنی یادگیری ممکن است تضعیف شود.

 

ریشه و تاریخچه قانون گودهارت

نام این قانون از چارلز گودهارت، اقتصاددان بریتانیایی، گرفته شده است. او در دهه ۱۹۷۰ این ایده را در زمینه سیاست‌گذاری پولی مطرح کرد. گودهارت مشاهده کرد که وقتی بانک مرکزی یک شاخص اقتصادی خاص را برای کنترل سیاست‌های پولی هدف قرار می‌دهد، رابطه آن شاخص با واقعیت اقتصادی تغییر می‌کند و دیگر مانند گذشته قابل اعتماد نیست.

در ابتدا، قانون گودهارت بیشتر در اقتصاد کلان و سیاست پولی مطرح بود. اما به مرور زمان، اهمیت آن در حوزه‌های دیگر نیز آشکار شد. امروزه این قانون در مدیریت سازمانی، طراحی KPI، آموزش، علوم اجتماعی، یادگیری ماشین، حکمرانی، پژوهش علمی، شبکه‌های اجتماعی و حتی زندگی روزمره کاربرد دارد.

اگرچه گودهارت این قانون را در زمینه اقتصاد مطرح کرد، اما اصل آن بسیار گسترده‌تر است و به هر موقعیتی مربوط می‌شود که در آن یک شاخص، مبنای تصمیم‌گیری و انگیزه‌دهی قرار بگیرد.

 

چرا قانون گودهارت رخ می‌دهد؟

قانون گودهارت به دلیل چند عامل اصلی رخ می‌دهد:

۱. شاخص‌ها واقعیت را کامل نشان نمی‌دهند:

هیچ شاخصی نمی‌تواند یک مفهوم پیچیده را به طور کامل اندازه‌گیری کند. مفاهیمی مانند کیفیت، یادگیری، عدالت، سلامت، رضایت، بهره‌وری یا موفقیت، چندبعدی و پیچیده هستند. وقتی آن‌ها را به یک عدد ساده کاهش می‌دهیم، بخشی از واقعیت از دست می‌رود.

برای مثال، اگر کیفیت یک مقاله فقط با تعداد ارجاعات سنجیده شود، بسیاری از ابعاد مهم مانند نوآوری، اثر اجتماعی یا عمق تحلیل نادیده گرفته می‌شود.

 

۲. انسان‌ها به انگیزه‌ها واکنش نشان می‌دهند:

وقتی افراد بدانند که بر اساس یک معیار خاص ارزیابی می‌شوند، رفتار خود را با آن معیار تطبیق می‌دهند. این واکنش لزوما از روی فریبکاری نیست؛ گاهی کاملا طبیعی و حتی منطقی است.

اگر کارمندی بداند که فقط تعداد پروژه‌های تحویل‌شده اهمیت دارد، ممکن است کیفیت را قربانی سرعت کند. اگر فروشنده‌ای فقط بر اساس میزان فروش پاداش بگیرد، ممکن است محصولی را بفروشد که برای مشتری مناسب نیست.

 

۳. سیستم‌ها قابل بازی دادن هستند:

هر نظام ارزیابی، اگر بیش از حد به یک معیار وابسته باشد، امکان سوءاستفاده یا دست‌کاری پیدا می‌کند. افراد یاد می‌گیرند چگونه ظاهر عملکرد را بهتر کنند، بدون اینکه عملکرد واقعی بهبود یابد. به این حالت گاهی بازی‌کردن با شاخص یا Gaming the Metric گفته می‌شود.

 

۴. هدف واقعی فراموش می‌شود:

یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای قانون گودهارت این است که سازمان‌ها به تدریج فراموش می‌کنند چرا اصلا آن شاخص را انتخاب کرده‌اند. در ابتدا شاخص برای نزدیک‌شدن به هدف طراحی می‌شود، اما بعد از مدتی خود شاخص جای هدف را می‌گیرد.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا واقعا بهتر شده‌ایم؟» بلکه این است که «آیا عدد ما بهتر شده است؟».

 

مثال‌های قانون گودهارت در حوزه‌های مختلف

قانون گودهارت در آموزش:

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های قانون گودهارت در نظام آموزشی دیده می‌شود. هدف اصلی آموزش، یادگیری، تفکر انتقادی، رشد توانایی حل مسئله، خلاقیت و آمادگی برای زندگی است. اما بسیاری از نظام‌های آموزشی، کیفیت را با نمره امتحان، رتبه کنکور یا درصد قبولی می‌سنجند.

وقتی نمره به هدف تبدیل شود، پیامدهایی مانند موارد زیر رخ می‌دهد:

  • آموزش به سمت حفظ کردن مطالب می‌رود.
  • معلمان فقط مطالب امتحانی را تدریس می‌کنند.
  • دانش‌آموزان به جای فهم عمیق، دنبال تکنیک تست‌زنی می‌روند.
  • اضطراب امتحان افزایش می‌یابد.
  • خلاقیت و کنجکاوی کاهش پیدا می‌کند.
  • مدارس ممکن است روی ظاهر آمار قبولی تمرکز کنند.

در این حالت، نمره‌ها ممکن است بالا بروند، اما یادگیری واقعی لزوما بهتر نمی‌شود.

 

قانون گودهارت در سازمان‌ها و KPI:

در سازمان‌ها، شاخص‌های کلیدی عملکرد یا KPI برای ارزیابی عملکرد کارکنان و تیم‌ها استفاده می‌شوند. KPIها اگر درست طراحی شوند، بسیار مفیدند. اما اگر به شکل نادرست به هدف مطلق تبدیل شوند، می‌توانند رفتارهای مخرب ایجاد کنند.

برای مثال، اگر عملکرد تیم پشتیبانی مشتری فقط بر اساس «تعداد تماس‌های پاسخ‌داده‌شده» سنجیده شود، ممکن است کارکنان تماس‌ها را سریع‌تر تمام کنند، اما مشکل مشتری را کامل حل نکنند.

اگر عملکرد تیم فروش فقط با «میزان فروش ماهانه» سنجیده شود، ممکن است فروشندگان برای رسیدن به عدد هدف، وعده‌های غیرواقعی بدهند یا مشتریان نامناسب جذب کنند.

اگر عملکرد برنامه‌نویسان با «تعداد خط کد» سنجیده شود، ممکن است کدهای طولانی، پیچیده و غیرضروری نوشته شود؛ در حالی که کد بهتر معمولا ساده‌تر، خواناتر و قابل نگهداری‌تر است.

 

قانون گودهارت در اقتصاد و سیاست‌گذاری:

قانون گودهارت ریشه اقتصادی دارد و در سیاست‌گذاری اقتصادی بسیار مهم است. دولت‌ها و نهادهای اقتصادی برای سنجش وضعیت کشور از شاخص‌هایی مانند نرخ بیکاری، رشد تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم یا شاخص فقر استفاده می‌کنند.

این شاخص‌ها مفیدند، اما اگر به هدف مطلق تبدیل شوند، ممکن است تصویر ناقصی از واقعیت ایجاد کنند.

برای مثال، کاهش نرخ بیکاری در ظاهر نشانه مثبتی است. اما اگر افراد زیادی از جست‌وجوی کار ناامید شده باشند و دیگر در آمار بیکاری حساب نشوند، نرخ بیکاری کاهش می‌یابد بدون اینکه وضعیت واقعی اشتغال بهتر شده باشد.

همچنین رشد تولید ناخالص داخلی ممکن است بالا باشد، اما هم‌زمان نابرابری، آلودگی، فرسایش منابع طبیعی یا فشار کاری شدید افزایش پیدا کند. در این حالت، شاخص رشد اقتصادی بهبود یافته، اما کیفیت زندگی الزاما بهتر نشده است.

 

قانون گودهارت در پژوهش و دانشگاه:

در فضای دانشگاهی، کیفیت پژوهش مفهومی پیچیده است. اما برای سنجش آن معمولا از شاخص‌هایی مانند تعداد مقالات، تعداد ارجاعات، ضریب تاثیر مجله استفاده می‌شود.

این شاخص‌ها می‌توانند اطلاعات مفیدی بدهند، اما وقتی مبنای اصلی ارتقا، استخدام، بودجه یا اعتبار علمی قرار بگیرند، رفتار پژوهشگران تغییر می‌کند.

برخی پیامدهای احتمالی عبارت‌اند از:

  • افزایش مقاله‌های کم‌کیفیت
  • تقسیم یک پژوهش به چند مقاله کوچک
  • تمرکز بر موضوعات مد روز به جای مسائل مهم
  • ارجاع‌دهی غیرطبیعی یا شبکه‌ای
  • بی‌توجهی به پژوهش‌های عمیق و بلندمدت
  • ترجیح کمیت بر کیفیت

در نتیجه، تعداد مقاله‌ها ممکن است زیاد شود، اما کیفیت واقعی علم لزوما افزایش پیدا نکند.

 

قانون گودهارت در شبکه‌های اجتماعی:

شبکه‌های اجتماعی یکی از ملموس‌ترین نمونه‌های قانون گودهارت در زندگی روزمره هستند. در این فضا، کیفیت محتوا اغلب با معیارهایی مانند تعداد لایک، بازدید، کامنت، اشتراک‌گذاری و دنبال‌کننده سنجیده می‌شود.

وقتی این شاخص‌ها به هدف اصلی تبدیل می‌شوند، تولیدکنندگان محتوا ممکن است به جای تولید محتوای عمیق، مفید و صادقانه، به سمت محتوایی بروند که بیشتر توجه جلب کند.

پیامدهای این وضعیت می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تیترهای اغراق‌آمیز
  • محتوای جنجالی و احساسی
  • انتشار اطلاعات ناقص یا نادرست
  • کاهش کیفیت بحث‌ها
  • تمرکز بر ظاهر به جای معنا
  • اضطراب اجتماعی و مقایسه دائمی

در این حالت، شاخص‌هایی مانند لایک و بازدید بالا می‌روند، اما کیفیت تجربه کاربران ممکن است کاهش یابد.

 

قانون گودهارت در سلامت و پزشکی:

در حوزه سلامت نیز شاخص‌ها نقش بسیار مهمی دارند. بیمارستان‌ها و پزشکان ممکن است بر اساس معیارهایی مانند مدت زمان انتظار، تعداد بیماران ویزیت‌شده، نرخ موفقیت درمان یا هزینه‌های درمانی ارزیابی شوند.

اگر این شاخص‌ها به‌تنهایی هدف قرار گیرند، ممکن است پیامدهای نامطلوب ایجاد شود. برای مثال، اگر بیمارستان فقط بر کاهش زمان بستری تمرکز کند، ممکن است برخی بیماران زودتر از زمان مناسب ترخیص شوند. اگر پزشکان فقط بر تعداد بیماران ویزیت‌شده ارزیابی شوند، ممکن است زمان کافی برای بررسی دقیق هر بیمار نداشته باشند.

در اینجا نیز عددها ممکن است بهتر شوند، اما کیفیت واقعی مراقبت درمانی کاهش یابد.

 

قانون گودهارت در زندگی شخصی:

قانون گودهارت فقط مربوط به سازمان‌ها و دولت‌ها نیست؛ در زندگی فردی نیز دیده می‌شود.

برای مثال، فردی که هدفش سلامتی است، ممکن است وزن بدن را به عنوان شاخص انتخاب کند. وزن می‌تواند مفید باشد، اما اگر تنها هدف شود، فرد ممکن است با رژیم‌های ناسالم وزن کم کند، در حالی که سلامت عمومی بدنش آسیب ببیند.

یا کسی که می‌خواهد کتاب‌خوان‌تر شود، ممکن است تعداد کتاب‌های خوانده‌شده در سال را معیار قرار دهد. این معیار می‌تواند انگیزه‌بخش باشد، اما اگر به هدف اصلی تبدیل شود، ممکن است فرد کتاب‌ها را سطحی بخواند یا فقط کتاب‌های کوتاه انتخاب کند.

همچنین در بهره‌وری شخصی، اگر فرد فقط تعداد ساعات کار را معیار بداند، ممکن است زمان بیشتری پشت میز بماند، اما تمرکز، خلاقیت و کیفیت خروجی او کاهش پیدا کند.

 

پیامدهای منفی قانون گودهارت

قانون گودهارت می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد. برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

کاهش کیفیت واقعی: ممکن است شاخص‌ها بهبود پیدا کنند، اما کیفیت واقعی کاهش یابد. مثلا تعداد پاسخ‌های پشتیبانی افزایش یابد، اما رضایت مشتری کمتر شود.

افزایش رفتارهای ظاهرسازانه: افراد به جای انجام کار درست، یاد می‌گیرند چگونه عملکرد خود را خوب نشان دهند. این موضوع فرهنگ سازمانی را تخریب می‌کند.

کاهش اعتماد: وقتی افراد متوجه شوند که شاخص‌ها واقعیت را نشان نمی‌دهند، اعتماد به سیستم ارزیابی کاهش می‌یابد.

تصمیم‌گیری غلط: مدیران و سیاست‌گذاران اگر فقط به شاخص‌ها نگاه کنند، ممکن است تصور کنند وضعیت خوب است، در حالی که مشکلات واقعی پنهان شده‌اند.

فشار روانی و فرسودگی: وقتی افراد دائما بر اساس شاخص‌های محدود سنجیده شوند، ممکن است دچار اضطراب، رقابت ناسالم و فرسودگی شوند.

ایجاد انگیزه‌های معکوس: گاهی شاخص‌ها باعث می‌شوند افراد دقیقا برخلاف هدف اصلی عمل کنند. مثلا شاخص سرعت انجام کار ممکن است باعث کاهش دقت شود.

 

چگونه اثر قانون گودهارت را کاهش دهیم؟

قانون گودهارت را نمی‌توان کاملا حذف کرد، اما می‌توان اثر آن را کاهش داد. برای این کار چند راهکار مهم وجود دارد.

استفاده از چند شاخص به جای یک شاخص: هیچ شاخصی به تنهایی کافی نیست. بهتر است برای سنجش یک هدف پیچیده از مجموعه‌ای از شاخص‌ها استفاده شود. برای مثال، برای ارزیابی پشتیبانی مشتری می‌توان علاوه بر تعداد تماس‌ها، رضایت مشتری، نرخ حل مشکل در تماس اول و کیفیت مکالمه را نیز بررسی کرد.

ترکیب شاخص‌های کمی و کیفی: اعداد مهم‌اند، اما همه‌چیز را نشان نمی‌دهند. ارزیابی کیفی، بازخورد انسانی، مشاهده مستقیم و گفت‌وگو می‌توانند تصویر کامل‌تری ارائه دهند.

بازبینی مداوم شاخص‌ها: شاخص‌ها نباید ثابت و غیرقابل تغییر باشند. باید به طور منظم بررسی شود که آیا هنوز هدف واقعی را نشان می‌دهند یا نه.

توجه به پیامدهای ناخواسته: هنگام طراحی شاخص، باید پرسید: 

  • اگر افراد بخواهند فقط این عدد را بهتر کنند، چه رفتارهای نامطلوبی ممکن است ایجاد شود؟
  • این پرسش ساده می‌تواند بسیاری از مشکلات را پیش از وقوع آشکار کند.

جدا کردن شاخص از پاداش مستقیم: هرچه پاداش و تنبیه بیشتر به یک شاخص خاص وابسته باشد، احتمال بازی‌کردن با آن بیشتر می‌شود. بهتر است ارزیابی‌ها چندبعدی باشند و فقط بر یک عدد تکیه نکنند.

تمرکز بر هدف واقعی: در هر سیستم ارزیابی باید مرتبا یادآوری شود که شاخص، خود هدف نیست. شاخص فقط ابزار است. مدیران، معلمان، پژوهشگران و افراد باید دائما از خود بپرسند: آیا این عدد واقعا نشان می‌دهد که به هدف اصلی نزدیک‌تر شده‌ایم؟

طراحی انگیزه‌های سالم: سیستم‌های انگیزشی باید به گونه‌ای طراحی شوند که افراد برای بهبود واقعی تشویق شوند، نه فقط برای بهتر نشان دادن آمار. این کار نیازمند شناخت رفتار انسانی، زمینه کاری و پیامدهای احتمالی شاخص‌هاست.

 

ارتباط قانون گودهارت با مدیریت مدرن

در مدیریت مدرن، داده‌محوری اهمیت زیادی پیدا کرده است. سازمان‌ها تلاش می‌کنند تصمیم‌های خود را بر اساس داده و شاخص بگیرند. این رویکرد اگر درست استفاده شود، بسیار ارزشمند است. اما قانون گودهارت یادآوری می‌کند که داده‌محوری نباید به عددپرستی تبدیل شود.

مدیر خوب فقط به داشبوردها نگاه نمی‌کند، بلکه می‌پرسد:

این عدد دقیقا چه چیزی را نشان می‌دهد؟

چه چیزی را نشان نمی‌دهد؟

آیا کارکنان می‌توانند این شاخص را بازی دهند؟

آیا بهبود این عدد واقعا بهبود عملکرد است؟

چه پیامدهای ناخواسته‌ای ممکن است ایجاد شود؟

به همین دلیل، قانون گودهارت یکی از مفاهیم کلیدی در طراحی KPI و ارزیابی عملکرد است.

 

 آیا شاخص‌ها بد هستند؟

قانون گودهارت نمی‌گوید که شاخص‌ها بد هستند یا نباید اندازه‌گیری کنیم. چنین برداشتی اشتباه است. بدون شاخص، ارزیابی و بهبود دشوار می‌شود.

پیام اصلی قانون گودهارت این است که:

شاخص‌ها مفیدند، اما خطرناک می‌شوند وقتی با هدف واقعی اشتباه گرفته شوند.

پس راه‌حل، حذف شاخص‌ها نیست؛ بلکه استفاده هوشمندانه، چندبعدی و محتاطانه از آن‌هاست.

 

جمع‌ بندی

قانون گودهارت یکی از مهم‌ترین اصول برای فهم رفتار انسان‌ها و سیستم‌ها در برابر معیارهای ارزیابی است. این قانون می‌گوید وقتی یک شاخص به هدف تبدیل شود، دیگر شاخص خوبی نخواهد بود. علت این موضوع آن است که شاخص‌ها همیشه تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهند و وقتی پاداش، تنبیه یا اعتبار به آن‌ها وابسته شود، افراد و سازمان‌ها به جای بهبود واقعیت، به دنبال بهبود عدد می‌روند.

این قانون در حوزه‌های مختلفی مانند آموزش، مدیریت، اقتصاد، سیاست‌گذاری، پژوهش، شبکه‌های اجتماعی، سلامت، هوش مصنوعی و زندگی شخصی کاربرد دارد. نمره، تعداد فروش، تعداد مقاله، نرخ بیکاری، تعداد لایک، رتبه، وزن و بسیاری از شاخص‌های دیگر می‌توانند در ابتدا مفید باشند، اما اگر به هدف اصلی تبدیل شوند، ممکن است رفتارهای نادرست و نتایج معکوس ایجاد کنند.

در واقع درس اصلی قانون گودهارت این است که باید همواره میان هدف واقعی و معیار سنجش هدف تفاوت قائل شویم. شاخص‌ها باید ابزار فهم و بهبود باشند، نه جایگزین حقیقت. برای کاهش اثرات منفی این قانون، لازم است از چند شاخص استفاده کنیم، ارزیابی کمی و کیفی را ترکیب کنیم، شاخص‌ها را مرتب بازبینی کنیم، مراقب پیامدهای ناخواسته باشیم و انگیزه‌ها را به گونه‌ای طراحی کنیم که افراد به سمت بهبود واقعی حرکت کنند.

در نهایت، قانون گودهارت به ما یادآوری می‌کند که هر عددی، هرچقدر دقیق و جذاب به نظر برسد، فقط بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد. مدیریت هوشمندانه، آموزش موثر، سیاست‌گذاری درست و حتی زندگی شخصی سالم، نیازمند آن است که پشت عددها را ببینیم و فراموش نکنیم که هدف اصلی، بهتر شدن واقعیت است، نه فقط بهتر شدن شاخص‌ها.

 

رزرو جلسه مشاوره و کوچینگ با دکتر شهریار مرزبان: 09164052373 | اینستاگرام دکتر مرزبان (کلیک کنید)

 

www.elmema.com

آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری کلیک کنید:  واتس‌اپ  |  تلگرام 

مشاوره کسب و کار با دکتر مرزبان (کلیک کنید) | کوچینگ فردی با دکتر مرزبان (کلیک کنید)

 

درباره ی مدیر سایت علم ما

Avatar photo
علم ما یک سایت آموزشی و مشاوره‌ای هست که از سال 94 راه اندازی شد. در سایت علم ما به موضوعات راه اندازی و رشد کسب و کار و رشد و توسعه فردی می پردازیم. حتما از دوره های رایگان علم ما استفاده کنید.

مطلب پیشنهادی

مدیریت بحران کسب و کار

راهکار نجات کسب و کار های سنتی در دوران جنگ و تورم

راهکار نجات کسب و کار های سنتی در دوران جنگ و تورم   در بحبوحه …

یک دیدگاه

  1. توضیح ساده و کاربردی از قانون گودهارت ارائه داده بودید
    واقعاً نکته مهمی در مدیریت و تحلیل داده‌هاست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دوره‌های جدید علم‌ما با 80% تخفیف! (کلیک کنید)

رد کردن