داستان کوتاه: درسی از ادیسون ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه میکرد. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: ﺷﺮﻟﻮﮎ ﻫﻮﻟﻤﺰ ﮐﺎﺭﺁﮔﺎﻩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻧﺶ
داستان کوتاه ﺷﺮﻟﻮﮎ ﻫﻮﻟﻤﺰ ﮐﺎﺭﺁﮔﺎﻩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻧﺶ ﺷﺮﻟﻮﮎ ﻫﻮﻟﻤﺰ ﮐﺎﺭﺁﮔﺎﻩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻧﺶ ﻭﺍﺗﺴﻮﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺻﺤﺮﺍ ﻧﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﺷﺐ ﻫﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻧﺪ… ﻧﯿﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺐ ﻫﻮﻟﻤﺰ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ، ﺑﻌﺪ ﻭﺍﺗﺴﻮﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: هدف در زندگی
داستان هدف در زندگی کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود. در آن سوی مرغزار، نشانه کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم میخورد. جنگجوی اولی تیری را از ترکش بیرون میکشد، آن را در کمانش میگذارد و نشانه …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه “زنگولهای بر گردن”
زنگولهای بر گردن میگویند آقامحمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه میتاخته،بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش زنگولهای آویزان میکرده وآخر رهایش میکرده. تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست. البته که روباه بسار دَویده وحشت کرده اما زنده …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: گند بودن روزگار
داستان کوتاه گند بودن روزگار شخصی گله میکرد: «دنیا روز به روز بدتر میشود. هر روز جنایات زیادی اتفاق میافتد. چیزهای خوب و مثبت، کاملاً بیاهمیت شدهاند.» شخص دیگری در تأیید حرف او گفت: «دیگر کسی حقوق دیگران را رعایت نمیکند و همه فقط به فکر خود هستند. حق …
توضیحات بیشتر »حلقه باطل چیست؟
حلقه باطل از قوانین زندگی این است که همیشه به چیزی که جلویمان است نگاه کنیم نه به چیزی که پشت سرمان است و اصلا مهم نیست چقدر راه تا حالا آمدهایم. بگذارید یک مثال تجاری در این مورد بزنم. فرض کنید یک کارگاه دست دوم خریدهایم که کار …
توضیحات بیشتر »۳۵ داستان مدیریتی
۳۵ داستان مدیریتی ۱- همه کس، یک کس، هرکس، هیچ کس این داستانی در مورد چهار فرد به نام های همه کس، یک کس، هرکس، هیچ کس است. هنگامی که یک کار مهم باید انجام شود، همه مطمئن هستند که یک کس آن را انجام خواهد داد. هر کس …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: پیرمرد و دستمزد
داستان پیرمرد و دستمزد یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش میرفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسر بچه در خیابان راه …
توضیحات بیشتر »داستان واقعی: گلف در زمین خیال
گلف در زمین خیال داستان واقعی یک موفقیت با تصویرسازی ذهنی سرگرد «جیمز نسمت» رؤیای پیشرفت در بازی گلف را در سر میپروراند و سرانجام توانست با یک روش منحصر به فرد به این هدف برسد. او تا مدتها یک بازیکن متوسط بود. سپس گلف را کنار …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: بیمارستان روانی
بیمارستان روانی مردی به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی ،از روان پزشک پرسید: شما چطور می فهمید یک بیمار روانی به بستری شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟! روانپزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چای خوری ، یک …
توضیحات بیشتر »
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ