داستان کوتاه گند بودن روزگار
شخصی گله میکرد: «دنیا روز به روز بدتر میشود. هر روز جنایات زیادی اتفاق میافتد. چیزهای خوب و مثبت، کاملاً بیاهمیت شدهاند.»
شخص دیگری در تأیید حرف او گفت: «دیگر کسی حقوق دیگران را رعایت نمیکند و همه فقط به فکر خود هستند. حق ضعفا را زیر پا میگذارند که کار خود را پیش ببرند.»
سومی گفت: «هر روز انتظارات افراد بیشتر میشود. همه فقط به منافع خود میاندیشند و برای به دست آوردن آن، حتی دست به خشونت میزنند. وقتی به وضعیت اجتماع دقت میکنم، ناامید میشوم.»
استاد که به بحث آنان گوش کرده بود، دخالت کرد و گفت: «چه چرندیاتی میگویید و تازه از این توجیهات بدبینانۀ خود هم راضی هستید.
جای اینکه از تاریکی شکایت کنید که در حال پیشروی است و آیندۀ دنیا را تیره ببینید، بهتر است که چراغی روشن کنید. شاید باید این را درک کنید که همواره روشنایی در تاریکی رسوخ میکند، نه تاریکی در روشنایی. تاریکترین تیرگیها هم قادر به خاموش کردن، ضعیفترین نورها نیست. اما حتی کوچکترین نور میتواند، تاریکی را براند.
بنابراین خوبی، حتی اگر کوچک و ضعیف باشد. قدرتمندتر از بدیهای بزرگ و قوی است.
به همین دلیل حتی کمترین کار نیکی که انسان انجام دهد، مهمتر از تمام شکوه و شکایتهایی است که از بدی میکند.
از مشاوره رایگان استفاده کنید.
همچنین از آرشیو کل مقالات دیدن کنید، بهترین ها برای شما…
برای دیدن سایر داستان های کوتاه و آموزنده کلیک کنید.
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 



عالی هستید
استان بیشتر بزلرید
یه استاد داشتیم میگفت هر اتفاق بدی که افتاد دنبال مقصر نگردین، مقصرش منم…
شما بگردین دنبال راه حل
و این جمله هروقت خواستم از چیزی شکایت کنم میاد تو ذهنم