داستان میلتون هرشی مردی که با شکلات، یک شهر ساخت در دنیای کسبوکار، موفقیت اغلب با معیارهای ثروت و قدرت سنجیده میشود. اما گاهی داستانهایی پا به عرصه وجود میگذارند که تعریف موفقیت را دگرگون میکنند؛ داستان افرادی که نه تنها یک امپراتوری تجاری، بلکه یک رویا و یک …
توضیحات بیشتر »داستان کوکاکولا، اشتباهی که یک امپراتوری ساخت
داستان کوکاکولا، اشتباهی که یک امپراتوری ساخت چه چیزی یک اشتباه را به یک افسانه تبدیل میکند؟ در دنیای کسبوکار، شکستها معمولا به فراموشی سپرده میشوند، اما برخی از آنها چنان درخشان هستند که تاریخ را تغییر میدهند. داستان کوکاکولا، اشتباهی که یک امپراتوری ساخت، نماد بیچون و چرای …
توضیحات بیشتر »داستان استارباکس، ایدهی انقلابی در یک کافه
داستان استارباکس، ایدهی انقلابی در یک کافه آیا تا به حال فکر کردهاید که چگونه یک فنجان قهوه توانست به نمادی از سبک زندگی مدرن تبدیل شود؟ پاسخ این سوال را باید در دل داستان استارباکس، ایدهی انقلابی در یک کافه جستجو کرد. داستانی که با عشق سه معلم …
توضیحات بیشتر »داستان آمازون، اولین میز از دربهای تخته چوبی
داستان آمازون، اولین میز از دربهای تخته چوبی داستان آمازون، اولین میز از دربهای تختهٔ چوبی یکی از اسطورهها و داستانهای تاسیس معروف شرکت آمازون است که به طور گسترده در فرهنگ شرکتی و بیانیههای جف بزوس، بنیانگذار آن، نقل شده است. این داستان نمادین، بر ارزشهای بنیادین آمازون …
توضیحات بیشتر »داستان اولین زن جهان
داستان اولین زن جهان گردآوری: شیوا مرزبان در دین اسلام خداوند پس از آفرینش آسمانها و زمین و خشکی ها و دریاها بر آن شد تا اشرف مخلوقات را خلق کند بنابراین نخستین آدم (داستان اولین زن جهان) را آفرید و سپس حوا را از دنده های چپ او …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: سنگین شدن گوش…
داستان کوتاه: سنگین شدن گوش… مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است… به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: انعکاس زندگی
داستان انعکاس زندگی پسر و پدری داشتند در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد به زمین افتاد و داد کشید: آ آ آ ی ی ی!! صدایی از دور دست آمد: آ آ آ ی ی ی!! پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: گذشت
گذشت دو دوست با پای پیاده از جادهای در بیایان میگذشتند. آن دو در نیمههای راه بر سر موضوعی دچار اختلاف نظر شدند و به مشاجره پرداختند و یکی از آنان از سر خشم، بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود سخت دل آزرده شد ولی …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: درسی از ادیسون
داستان کوتاه: درسی از ادیسون ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه میکرد. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: ﺷﺮﻟﻮﮎ ﻫﻮﻟﻤﺰ ﮐﺎﺭﺁﮔﺎﻩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻧﺶ
داستان کوتاه ﺷﺮﻟﻮﮎ ﻫﻮﻟﻤﺰ ﮐﺎﺭﺁﮔﺎﻩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻧﺶ ﺷﺮﻟﻮﮎ ﻫﻮﻟﻤﺰ ﮐﺎﺭﺁﮔﺎﻩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻧﺶ ﻭﺍﺗﺴﻮﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺻﺤﺮﺍ ﻧﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﺷﺐ ﻫﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻧﺪ… ﻧﯿﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺐ ﻫﻮﻟﻤﺰ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ، ﺑﻌﺪ ﻭﺍﺗﺴﻮﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ …
توضیحات بیشتر »
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ