مرد ثروتمند و ماهیگیر مرد ثروتمندی نزدیک روستایى در کنار ساحل ایستاده بود . قایق کوچک ماهیگیرى از انجا رد شد که داخلش چند تا ماهى بود! مرد ثروتمند از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تاماهی رو بگیرى؟ ماهیگیر: مدت خیلى کمى! مرد ثروتمند: پس چرا …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: صدف هایی بد بو با ثروت نهفته
صدف هایی بدبو با ثروت نهفته شغل مردی تمیز کردن ساحل بود. او هر روز مقدار زیادی از صدف های شکسته و بدبو را از کنار دریا جمع آوری می کرد و مدام به صدف ها لعنت می فرستاد چون کارش را خیلی زیاد می کردند. Funky Oyster hidden …
توضیحات بیشتر »داستان کوتاه: چه کسی مانع پیشرفت شماست؟
چه کسی مانع پیشرفت شماست؟ یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات …
توضیحات بیشتر »
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ