برشی از کتاب مائده های زمینی نوشتهی آندره ژید
گوینده: شیما نوروزپور
کتاب مائده های زمینی نوشتهی آندره ژید، شاهکاری بزرگ در میان آثار ادبیات فرانسه محسوب میشود. ژید در این کتاب به یادماندنی از شما میخواهد به دنبال شناخت خویشتن بروید، خود را بشناسید و با خود صادق باشید.
«بگذار عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که به آن مینگری.» این جملهی بسیار معروفی که هر کدام از ما حداقل یک بار آن را خوانده یا شنیدهایم برگرفته از کتاب مائدههای زمینی (The Fruits Of The Earth) است که اثری فلسفی و عارفانه محسوب میشود و شما را به خودشناسی تشویق میکند.
- گوینده: شیما نوروزپور
- مدت زمان: 5 دقیقه
- فرمت فایل: MP3
- حجم: 4 مگابایت
- ارایه شده در: گروه آموزشی علم ما
- شناسه اثر: 1-1-724137-65-0-4 (ثبت شده در مرکز رسانههای دیجیتال وزارت ارشاد)
پادکست: برشی از کتاب مائدههای زمینی نوشتهی آندره ژید
لینک دانلود پادکست + | اشتراک گذاری: واتساپ | تلگرام
معرفی کتاب مائدههای زمینی
مائدههای زمینی کتابی در ستایش شادی، شوق به زندگی و غنیمت شمردن لحظات است. آندره ژید در این کتاب خداوند را در همهٔ موجودات هستی متجلی میبیند و آزادانه و برخلاف قید و بندهای مذهب، عشق به هستی را مترادف عشق به خداوند میداند. او کتابش را «ستایشی از وارستگی» مینامد. با اینکه از آثار دورهٔ جوانی نویسنده است، وی تقریباً تمام آنچه میتوان فلسفهٔ وی نامید در آن گنجانده است و هرچه بعداً نوشته در تعقیب اندیشههایی است که در این کتاب بیان گردیده؛ یعنی امتناع از هر گونه علاقه و وابستگی و ستایش شور و عشق و نگاهی هر لحظه نو به تمام جلوههای هستی.
برشی دیگر از کتاب مائدههای زمینی
متن دیگر از همین کتاب
متن دیگر از همین کتاب
ناتانائیل با تو از انتظار سخن خواهم گفت.
من دشت را به هنگام تابستان دیده ام که انتظار می کشید،
انتظار اندکی باران…
ناتانائیل، ای کاش هیچ انتظاری در وجودت
حتی رنگ هوس هم به خود نگیرد.
بلکه تنها آمادگی برای پذیرش باشد.
منتظر هر آنچه به سویت می آید باش
و جز آنچه به سویت می آید را آرزو مکن.
جز آنچه داری آرزو مکن.
بدان که در لحظه لحظه می توانی خدا را به تمامی در درون خود داشته باشی.
کاش آرزویت از سر عشق باشد و تصاحب عاشقانه.
زیرا آرزوی ناکارآمد به چه کار می آید؟
عجبا! ناتانائیل، تو خدا را در تملک داری و خود از آن بی خبر بودهای!
تملک خدا یعنی دیدن او ، اما کسی به او نمی نگرد…
ندیدهای، چون او را در پیش خود به گونهای دیگر مجسم می کردی!
ناتانائیل تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود.
در انتظار خدا بودن، ناتانائیل، یعنی در نیافتن اینکه او را هم اکنون در وجود خود داری.
تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل مشو
و همه خوشبختی خود را در همین دم قرار ده…
در کوتاه ترین لحظه های زندگی،
توانسته ام هر آنچه را دارم در وجود خود حس کنم.
من همواره تمام دارایی های زندگی ام را در اختیار داشته ام.
به شامگاه چنان بنگر که گویی روز بایستی در آن بمیرد.
و به بامداد زیبا چنان بنگر که گویی همه چیز از نو زاده می شود.
نگرش تو باید در هر لحظه نو شود.
خردمند کسی است که از هر چیزی به شگفت در آید..!
سر چشمه ی تمام دردسرهای تو، ای ناتانائیل، گوناگونی چیزهایی است که داری.
حتی نمی دانی از میان آن ها کدام را بیشتر دوست داری
و این را در نمی یابی که یگانه دارایی آدمی زندگی است…
مرگ چیزی نیست جز رخصتی برای زندگی های دیگر.
برای اینکه همه چیز پیوسته نو شود…
ناتانائیل، باید همه ی کتابها را در درون خود بسوزانی.
“آندره ژید”


نقشه راه کتاب و مطالعه (کلیک کنید)
برای اشتراک گذاری کلیک کنید: واتساپ | تلگرام
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 
لذت بخش و پر معنا
درود. بسیار شنیدنی و تفکر برانگیز
تو خدا را در خود داری و از آن بی خبری؟!
سپاس از گوینده بابت خوانش خوبشون
کتاب خیلی خاصی هست
واقعا نگرش نویسنده واسم جالبه
تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود.
در انتظار خدا بودن، ناتانائیل، یعنی در نیافتن اینکه او را هم اکنون در وجود خود داری.