شعرهای بیژن جلالی
شعرهای لطیف و زیبای زیر رو از دو کتاب روزها و روزانهها انتخاب کردم. بیژن جلالی یکی از شاعرهای محبوب منه و هیچوقت از شعرهاش دور نمیشم. البته این کتابها دیگه تجدید چاپ نمیشن. ولی گزیدۀ اشعار بیژن جلالی رو نشر مرواید چاپ کرده و قابل دسترسه.
از کتاب روزها
از غمها آوازی میماند
از امیدها کلمهای
از زندگی شعری میماند
همه چیز میگذرد
من این را به تجربه دریافتهام
فقط شادی است
که همیشه میماند
من هر گاه
به منتهای ناامیدی رسیدهام
و ساعتها (بلکه روزها و ماهها)
چون حیرانی
به اطراف نگریستهام
برای آن بوده
که از امیدی
جوانتر برخیزم
و با اعتماد و دوستی
بیشتری
بر زمین گام بردارم
از کتاب روزانهها
هر روز
اندکی مردن
و گاه بسیار مردن
برای اینکه
زنده باشیم
جهان با من به زبان فارسی
سخن میگوید
از این رو به فارسی
مینویسم
و عجیب است که جهان
همه زبانها را میداند
و به زبان همه شاعران
سخن میراند
دست در دست هم
میرویم
و چه آسان میرویم
در آسمان شعر
من و زبان فارسی
دوست دیرینهایم
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 



خیلی خوی بود
ممنون
خدا قوت