یک دقیقه مطالعه: کتاب باورهای من
یادداشتی از گرگوری اور:
من به شعر اعتقاد دارم به عنوان راهی برای پشت سر گذاشتن آشفتگی احساسی، اختلالات روانی و ضربههای روحی که در زندگی پیش میآید.
وقتی ۱۲ سالم بود، باعث فوت برادر کوچکترم در یک حادثهٔ شکار شدم. تفنگی که او را کشت دست من بود. تنها در یک لحظه، دنیای من برای همیشه تغییر کرد. من غمگین، وحشتزده، شرمسار و ناامید بودم. پس از آن ماجرا، هیچکس در خانوادهٔ متلاشی شدهٔ ما نمیتوانست راجع به مرگ برادرم با من صحبت کند، و سکوت آنها مرا با تمام احساسات عذابآورم تنها میگذاشت. و زیر آن فشار احساسات، چیزی وحشتناکتر رخ داد: علم به اینکه تمام آن معنای سادهٔ زندگی که تا آن موقع تجربه کرده بودم ناگهان و تماماً نابود شده بود.
یکی از نتایج ضربهٔ روحی شدید، منزوی کردن قربانیانش است. میتواند موجب بریده شدن ما از سایر مردم شود، از زندگی احساسی خودمان جدایمان کند تا حدی که کرخ شویم و طوری در زندگی حرکت کنیم که انگار نیمهجان هستیم. به عنوان یک جوان، چیزی برای مقابله با این حس رو به رشدِ انزوا و بیحسی پیدا کردم: سرودن اشعار.
وقتی شعر مینویسم، تجربه را به کلمات تبدیل میکنم. آنچه را که در درون من است میگیرم، مادهٔ خام و بینظم احساس یا خاطره را به لغات تبدیل میکنم و سپس آنها را به طور موزونی شکل میدهم که آن را شعر مینامیم.
این روند به من نوعی شادی بیپروا میبخشد. پیش از این، در برابر آشفتگیام ناتوان و منفعل بودم، اما حالا فعال هستم: شکلدهندهٔ قدرتمند تجربهٔ خود. من آن را به معنای روشنی تبدیل میکنم.
از آنجایی که اشعار دارای مفاهیمی هستند، حتی غمگینترین شعری که مینویسم گواه آن است که میخواهم زنده بمانم. در نتیجه نشانگر اثبات زندگی با همهٔ پیچیدگیها و تناقضهایش است.
هرگاه شعری میخوانم که مرا تحت تأثیر قرار میدهد، میدانم که در این دنیا تنها نیستم. ارتباطی با شخصی که شعر را نوشته احساس میکنم و میدانم او هم تجربهٔ مشابهی داشته یا احساسی مانند من داشته است.
شعرِ آنها به من امید و جرئت میدهد برای اینکه میدانم آنها هم دوران بد را پشت سر گذاشتهاند و نیروی زندگیشان آنقدر قوی بوده که تجربه را به کلمات تبدیل کنند، و سپس آن را با من تقسیم کنند.
هدیهٔ شعر آنها عمیقاً به درون من میرود و به من کمک میکند زندگی کنم و به زندگی ایمان بیاورم.
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 



لطفا بیشتر بزارید
زمان های بیکاری بیایم و بخونیم
حتما دوست کتاب خون عزیز