سرخط خبرها
خانه / هدف گذاری / 21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی
21 اصل هدف گذاری از برایان تریسی
21 اصل هدف گذاری از برایان تریسی

21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی

21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی

 

سلام به همراهان علم ما، در این مقاله با 21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی آشنا می شویم.

برایان تریسی: “موفقیت هدف است و باقی امور همگی در حاشیه اند“. هدف گذاری یکی از مهم ترین مبانی موفقیت است. همه ما خواسته ها و آرزوهایی داریم و با تمام وجود می خواهیم به آنها دست یابیم اما باید بدانیم داشتن یک آرزو و رویا به تنهایی نمی تواند تضمینی برای تحقق آن باشد، بلکه همان طور که برایان تریسی می گوید باید شخصی هدفمند باشیم و موفقیت هدف است.

می توان گفت اگر هدف و برنامه ریزی درستی نداشته باشیم، نمی توانیم به هدف خود در زندگی برسیم، حالا این هدف می تواند هر چیزی باشد، قبولی در کنکور، گسترش کسب و کار، افزایش فروش و حتی رسیدن به وزن دلخواه.

ولی چگونه می توانیم به هر چه می خواهیم برسیم، آن هم سریع تر از آن چه تصور می کنیم؟

در این مقاله با 21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی آشنا می شویم. اصولی که اگر کسی آنها را به کار بگیرید، قطعا به هدف خود می رسد، فرقی نمی کند چه هدفی دارید، رعایت این اصول معجزه می کند. پس با ما همراه باشید. (برای دانلود pdf کلیک کنید)

 

 

اصل اول: قفل استعداد خود را باز کنید

برایان تریسی:”استعداد یک نفر مانند اقیانوس عظیمی است که کسی به آن سفر نکرده است و همچون قاره جدیدی است که کشف نشده و جهانی از احتمالات است که در انتظار رهاسازی و ایجاد بستر به سوی سودی عظیم است“. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

تمامی افراد موفق هدف گرا هستند. آنها می دانند چه می خواهند و بر اساس خواسته خود حرکت می کنند. انسان بدون هدف، دستخوش حوادث می شود و مسیر زندگی او را به هر سمتی می برد. ولی افراد هدفمند مانند یک تیر رها می شوند و مستقیم به هدف خود می رسند.

ولی چرا مردم برای خود هدفی تعیین نمی کنند؟ همه ما از اهمیت هدف گذاری در زندگی باخبریم. ولی چرا فقط تعدادی محدود از مردم اهداف روشن و واضحی دارند؟ مردم به چهار دلیل هدف ندارند:

  • آنها اهمیت اهداف را نمی دانند: اکثر مردم اهمیت اهداف را نمی دانند. اگر در خانواده ایی بزرگ شده اید که هیچ کس هدفی ندارد و یا با افرادی معاشرت می کنید که برای خود هدف و برنامه ایی ندارند، شما هم شبیه آنها می شوید، بصورت ناخواسته از بقیه الگوبرداری می کنید. به اطراف خود نگاه کنید. با چه اشخاصی معاشرت می کنید؟ با افرادی که برای خود اهداف و برنامه های مشخص و روشنی دارند؟ یا افرادی که هیچ هدفی ندارند؟
  • آنها نمی دانند چگونه اهداف خود را تنظیم کنند: این گروه نمی دانند چگونه اهداف خود را مشخص کنند و بدتر از آن، فکر می کنند هدف دارند در حالی که اینطور نیست. آنها به آرزوها و تخیلات خود برچسب هدف می زنند. مثل «داشتن پول زیاد»، «خوشبخت شدن» در حالی که هدف چیزی است که باید کاملا مشخص باشد، نوشته شده و خاص باشد، به همراه جزئیات.
  • آنها از شکست می ترسند: شکست درناک است. صدمه می زند. اغلب ما شکست را تجربه کرده ایم، برای همین بسیاری از مردم ناخودآگاه هدفی برای خود در نظر نمی گیرند که شکست نخوردند. این افراد در شرایطی زندگی خود را به سر می برند که سطوح بسیار پایین تر از آن چه واقعا برایشان ممکن است عمل می کنند. این افراد همیشه با حداقل ها راضی می شوند.
  • آنها از طرد شدن می ترسند: این گروه از موفق نشدن و تمسخر بقیه می ترسند. برای همین باید اهداف خود را محرمانه نگه داریم و در سکوت پیش برویم. آن چه بقیه نمی دانند، نمی تواند به شما صدمه بزند.

شما جزو کدام گروه هستید؟ با خود روراست باشید. این را برای خود مشخص کنید تا در ادامه بتوانید بهتر عمل کنید.

اهداف به شما جهت می دهد. وقتی در مسیر مشخص حرکت می کنید، شادتر و قوی تر هستید. احساس می کنید انرژی بیشتری دارید. هر چه اهداف شما واقعی تر و واضح تر باشند، با سرعت بیشتری حرکت می کنید.

بزرگترین مسئولیت شما نسبت به خودتان این است که هر چقدر زمان نیاز دارید برای روشن کردن آنچه می خواهید و بهترین روش دریافت آن، سرمایه گذاری کنید.

تا اینجا با اهمیت اهداف و وضوح آن آشنا شدیم. اکنون از کجا شروع کنیم؟

نقطه شروع دست یابی به هدف، میل شدید است. اگر واقعا می خواهید به هدف خود برسید باید اشتیاقی سوزان درون خود رشد دهید. این اشتیاق به شما انرژی می دهد و کمک می کند موانع را کنار بزنید.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • اگر من هیچ محدودیتی نداشتم چه اهدافی را برای خودم انتخاب می کردم؟
  • چه کار بیشترین معنا و هدفمندی در زندگی را به شما می دهد؟
  • به زندگی خود نگاه کنید. چه چیزی باید تغییر کند و چه چیزی را می توانید تغییر دهید؟

 

اصل دوم: مسئول زندگی خود باشید

وقتی شما مسئولیت کامل زندگی خود را می پذیرید یک قدم بزرگ از کودکی به بزرگسالی برمی دارید. متاسفانه اکثر مردم چنین نمی کنند. افراد بیشماری هستند که مدام شکایت می کنند، غر می زنند و بخاطر مشکلات خود، افراد و شرایط دیگری را سرزنش می کنند. این افراد مدام احساس منفی را با خود حمل می کنند. احساسات منفی مانع حرکت شما می شود. شما را خسته می کند. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

مسئولیت زندگی خود را بپذیرید و دست بردارید از شکایت کردن و سرزنش دیگران و مقصر دانستن بقیه. احساسات منفی مانند ترس، خشم، حسادت، حقارت و تاسف را از بین ببرید. پیدا کردن ریشه احساسات منفی به شما کمک می کند آنها را از بین ببرید و متوقف کنید تا با احساس عشق، صلح، آرامش و اشتیاق جایگزین شوند. با حذف این چهار مورد، شاهد تغییرات در احساسات خود باشید:

  1. از توجیه کردن دست بردارید
  2. از استدلال و بهانه آوردن اجتناب کنید
  3. نظرات دیگران را ندیده بگیرید
  4. درک کنید که هیچ کس دیگر مسئول نیست

پادزهر تمام احساسات منفی، پذیرفتن مسئولیت کامل موقعیت خودتان است. شما نمی توانید جمله «من مسئول هستم» را بگویید و همچنان عصبانی باشید.

برای اینکه ذهن خود را در حالت مثبت نگه دارید از انتقاد و شکایت دیگران به هر دلیلی اجتناب کنید. هر بار که از کسی انتقاد می کنید، در مورد چیزی که دوست ندارید شکایت می کنید یا شخص را بخاطر کاری که انجام داده یا نداده محکوم می کنید، احساسات منفی و خشم را در درون خود فعال می کنید.

یک ارتباط مستقیم بین مسئولیت و خوشبختی وجود دارد. شما هر چه بیشتر مسئولیت پذیر باشید، شادمان هستید. بنظر می رسد که سه عامل مسئولیت، کنترل و خوشبختی در کنار هم هستند. هر چه مسئولیت بیشتری قبول کنید، بیشتر احساس کنترل می کنید. هر چه احساس کنترل شما بیشتر باشد، خوشحال تر و سرشار از انرژی مثبت خواهید بود.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • مهمترین مشکل و منبع منفی گرایی زندگی خود را مشخص کنید. شما به چه شکلی مسئولیت این وضع را بر عهده دارید؟
  • اراده کنید امروز هیچ کس را سرزنش نکنید و در عوض مسئولیت کامل را در تمام زمینه های زندگی خود بعهده بگیرید. چه اقداماتی باید انجام دهید؟
  • شما بخاطر انتخاب ها و تصمیمات خود در این موقعیت هستید، چه چیز را باید تغییر دهید؟
  • از همین امروز تمام افرادی که شما را رنجانده اند ببخشید و رها کنید. از بحث دوباره در مورد آنها امتناع کنید.

 

اصل سوم: آینده خود را خلق کن

افراد موفق برای آینده خود برنامه ریزی دارند. آنها در مورد آن چه می خواهند، فکر می کنند. در واقع دید بلند مدت مهمترین عامل تعیین کنده موفقیت مالی و شخصی در زندگی است. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

هر چه به آینده دورتری بیندیشید، تصمیمات بهتری در زمان حال می گیرید. به پنج سال آینده خود فکر کنید. دوست دارید زندگیتان چگونه باشد؟ تصور کنید زمان، استعداد و توانایی کافی برای رسیدن به خواسته های خود را دارید. هیچ محدودیتی وجود ندارد، مهم نیست کجای زندگی هستید، هر منابعی که برای رسیدن به اهدافتان نیاز دارید در اختیارتان است، تصور کنید هیچ محدودیتی در مورد آن چه می توانید باشید، وجود ندارد. در پنج سال آینده می خواهید کجا باشید؟ چه شرایطی؟

در مورد همه جنبه های زندگی فکر کنید. با حرفه و کار خود شروع کنید. تصور کنید که زندگی کاریتان پنج سال آینده کامل خواهد بود، به این سوالات پاسخ دهید:

  • این کار به چه شکلی خواهد بود؟
  • چه کاری انجام خواهی داد؟
  • در کجا کار خواهید کرد؟
  • با چه کسی کار خواهید کرد؟
  • چه مسئولیتی خواهید داشت؟
  • به چه اهدافی دست خواهید یافت؟
  • چه مهارت هایی خواهید داشت؟

زندگی مادی خود را در آینده در ذهن مجسم کنید:

  • از امروز تا پنج سال آینده چقدر درآمد خواهید داشت؟
  • در چه خانه ایی زندگی خواهید کرد؟
  • چه ماشینی؟
  • کدام شهر یا محله؟
  • چقدر پس انداز؟

به خانواده و روابط خود نگاه کنید. پنج سال آینده را تصور کنید.

  • اگر زندگی شخصی شما تا پنج سال آینده کامل باشد، به چه شکل است؟
  • با چه کسی زندگی خواهید کرد؟
  • روابط خود را با چه افرادی قطع خواهید کرد؟
  • چه نوع روابطی با مهمترین افراد در زندگیتان خواهید داشت؟

 

اصل چهارم: ارزش های خود را شفاف سازی کنید

اهدافتان باید با ارزش های شما مطابقت داشته باشد و همچنین ارزش هایتان باید با اهداف شما مطابقت داشته باشد.

برای همین واضح بودن ارزش های شما اغلب نقطه شروع موفقیتی بزرگ و اوج عملکرد شماست.

فکر کنید که چه چیز برای شما مهم است. اگر ارزش های خود را شفاف سازی نکنید، هر گونه تلاش در زندگی، در صورتی که همسو با ارزش هایتان نباشد باعث بروز فشار روحی، بدبینی، منفی بافی و ناکامی می شود.

پس مسئولیت اصلی شما نسبت به خودتان در خلق یک زندگی عالی این است که در مورد هر کاری که انجام می دهید، ارزش های خود را کاملا شفاف بسازید.

چگونه می توانیم بگوییم ارزش هایمان چه هستند؟

پاسخ ساده است. شما همیشه ارزش های حقیقی خود را در اعمال و رفتارتان، بویژه زمانی که تحت فشار هستید، نشان می دهید. هر وقت مجبورید بین دو رفتار یکی را انتخاب کنید، همیشه مطابق با آن چه که در آن لحظه برایتان از همه مهمتر و باارزش تر است عمل می کنید.

شما دارای مجموعه ایی از ارزش ها هستید. بعضی مهم و پر اهمیت و بعضی دیگر کم اهمیت هستند.

زمانی که اهمیت ارزش هایتان روشن شد می توانید زندگی خارجی خود را طوری مدیریت کنید که مطالبق با ارزش هایتان باشد.

این یعنی رضایت کامل و خشنودی.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • فهرستی از سه تا پنج ارزش، از مهمترین آنها را در زندگی بنویسید. واقعا به چی اعتقاد دارید؟
  • در میان افرادی که شما را می شناسند، شما با چه خصوصیات و ارزش هایی بیشتر شناخته می شوید؟
  • مهمترین ارزش هایی که روابط شما را در رابطه با دیگران در زندگیتان هدایت می کنند چه هستند؟
  • ارزش های شما در رابطه با پول و موفقیت مالی چیست؟
  • چه تغییری در رفتار خود می توانید ایجاد کنید که به شما کمک کند با هماهنگی بیشتری نسبت به ارزش های خود زندگی کنید؟

 

فصل پنج: اهداف حقیقی خود را تعیین کنید

اهدافی که برای خود تعیین می کنید باید از دو ویژگی مهم برخوردار باشند.

  1. وضوح: اهداف واضحی داشته باشید. ارتباط مستقیمی بین میزان وضوحی که شما در مورد آن چه می خواهید و آن چه واقعا در زندگی انجام می دهید، وجود دارد. افراد موفق زمان لازم را برای روشن ساختن اهداف خود و آن چه واقعا می خواهند، سرمایه گذاری می کنند.
  2. اهداف فردی: اهدافی که انتخاب می کنید، باید اهدافی باشند که برای خود انتخاب کرده اید، نه هدفی که دیگری برای شما بخواهد یا برای جلب رضایت دیگران. برای اینکه فرایند تنظیم هدف اثربخش باشد باید در مورد آن چه می خواهید خودخواه باشید، یعنی در تنظیم اهداف برای زندگی خود، خودتان دست به کار شوید.

وقتی آن چه می خواهید واقعا روشن و واضح باشد، در این صورت می توانید بیشتر مواقع به آن فکر کنید و هر چه بیشتر به آن فکر کنید، سریع تر در زندگی شما ظاهر می شود.

برای تعیین اهداف، از خود سوال کنید. این تمرین فکر شما را شفاف می کند و شما را تبدیل به شخصی با تمرکز و اهداف مشخص و تعریف شده می کند. تمرین زیر را انجام دهید تا بتوانید اهداف حقیقی خود را پیدا کنید.

اگر هنوز برای تعیین هدف سردردگم هستی، هدف ندارید و یا برای تعیین هدف به کمک احتیاج دارید، نگران نباشید. می توانید به دوره هدف گذاری مراجعه کنید. در این دوره، هدف گذاری را با مجموعه درس های مرتبط و مکمل بصورت کامل  آموزش داده ایم!

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • واقعا به چه کاری علاقه دارید؟
  • اگر یک عصای جادویی داشته باشید و هر آن چه بخواهید در اختیارتان باشد، آرزوی شما چیست؟
  • اگر هیچ محدودیتی در زندگی نداشته باشید، چه کار می کنید؟
  • اگر تنها شش ماه از زندگی شما باقی مانده باشد، وقت خود را چگونه سپری می کنید؟
  • دوست دارید در دنیای خود چه تفاوتی ایجاد کنید؟ (از لحاظ اجتماعی)
  • اکنون سه هدف از مهمترین اهداف خود را بنویسید.
  • سه مشکل از سخت ترین مشکلات کنونی برای دستیابی به اهدافتان را بنویسید.

 

 

فصل ششم: در مورد هدف قطعی خود تصمیم بگیرید

ناپلئون هیل: “برای پیروزی باید یک ویژگی داشته باشید و آن قطعی بودن هدف، دانش آن چه قصد انجامش را دارید و یک عشق سوزان برای دست یابی به آن است“.

هر چه بیشتر در مورد هدف خود و چگونگی دست یابی به آن فکر کنید، قانون جذب در زندگی شما بیشتر کار می کند. به این ترتیب شما افراد، فرصت ها و منابع را بسوی خود جذب می کنید که باعث می شود سریع تر به هدف خود برسید. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

طبق قانون مطابقت، دنیای خارجی شما مطابق و هماهنگ با دنیای اهداف شماست. وقتی شما هدف مهم و قطعی دارید، در موردش فکر می کنید، حرف می زنید و تمام مدت روی آن کار می کنید، دنیای خارجی شما این حالات را مانند یک آینه منعکس می کند و هر چه نیاز دارید وارد زندگیتان می کند.

هدف قطعی شما باید ویژگی زیر را داشته باشد:

  1. باید چیزی باشد که برای دست یابی به آنها اشتیاق سوزان داشته باشید. جوری که حتی تصور به دست آوردن آن شما را هیجان زده کند.
  2. باید واضح و بخصوص باشد. باید بتوانید آن را با کلمات تعریف کنید.
  3. باید قابل سنجش و اندازه گیری باشد. مثلا بجای اینکه بگویید “من خیلی پول می خواهم”، باید بگویید “ماهیانه ده میلیون پول می خواهم”.
  4. باید قابل باور و دست یافتنی باشد.
  5. هدف قطعی شما باید طوری باشد که احتمال منطقی موفقیت در هنگام شروع، پنجاه پنجاه باشد. اگر قبلا به هدف خاصی نرسیده اید، هدفی را تنظیم کنید که هشتاد تا نود درصد احتمال موفقیت دارد. به خود سخت نگیرید. بعدا می توانید اهداف بزرگ تری برای خود در نظر بگیرید.
  6. هدف مهم و اصلی شما باید هماهنگ با دیگر اهداف شما باشد. نمی توانید در امور مالی موفق باشید و از طرف دیگر بیشتر وقت خود را روی ورزش بگذارید. هدف اصلی شما باید هماهنگ با اهداف جزئی و سازگار با ارزش های شما باشد.

برای هر هدفی، هر موفقیتی، باید بهای آن را بپردازید. همه دوست دارند پولدار شوند، تنها سوال این است که آیا حاضرید برای رسیدن به این هدف هر کاری انجام دهید و سال های زیادی سرمایه گذاری کنید تا به هدف مالی خود برسید؟ اگر چنین است، پس دیگر هیچ چیزی نیست که مانع شما شود.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • فهرستی از ده هدف بنویسید. اهدافی که دوست دارید در ماه ها و سال های آینده به آن برسید. این فهرست را به زمان حال بنویسید. یکی از آن اهداف را که بیشترین اثر مثبت را روی زندگیتان خواهد داشت را انتخاب کنید
  • چگونگی اندازه گیری میزان پیشرفت و موفقیت خود را در بدست آوردن این هدف تعیین کنید. حتما روی کاغذ بنویسید.
  • فهرستی از کارهایی که می تواند شما را به سوی هدفتان برساند، تهیه کنید. حداقل در مورد یکی از آنها، یک اقدام فوری ترتیب دهید.
  • بهایی که با اضافه کاری، صرف وقت و تعهد در دستیابی به اهدافتان باید بپردازید را تعیین کنید و بعد سرگرم پرداختن این بها شوید.

 

 

فصل هفتم: باورهای خود را تجزیه و تحلیل کنید

شاید یکی از مهمترین قوانین جهان، قانون باور است. طبق این قانون به هر چه باور داشته باشید، به واقعیت تبدیل می شود.

شما به آنچه می بینید باور ندارید، آنچه را می بینید که قبلا به آن ایمان آوردید.

رشد فردی در اثر تغییر عقاید شما در رابطه با آنچه می توانید انجام دهید و آنچه برای شما ممکن است پدید می آید. آیا دوست دارید درآمد شما دو برابر شود؟ آیا باور دارید که این اتفاق ممکن است؟

ناپلئون هیل “هر چه را ذهن انسان بتواند درک و باور کند، دست یافتنی است“.

باورهایی که درباره توانمندی های خود دارید از هر عامل دیگری بیشتر بر احساسات و رفتار شما تاثیر می گذارند. دقت کنید که باورهای شما با آنچه که می خواهید به آن دسترسی پیدا کنید، مثبت و سازگار باشند.

بدترین شکل عقاید، عقاید محدود کننده هستند. اگر بر این باور هستید که به هر طریقی محدود شده اید، واقعیت باشد یا نه، برای شما اتفاق می افتد.

مسئولیت شما نسبت به خودتان این است که تمامی این محدودیت ها را دور بریزید و قبول کنید که شما، شخصی توانا و با استعداد هستید. شما صلاحیت ها و توانایی ها را درون خود دارید که هر هدفی را به انجام برسانید.

از این عقیده می توانید استفاده کنید: “مقدر شده تا موفقیتی بزرگ در زندگی من رخ دهد“.

اگر باور داشته باشید که یک موفقیت بزرگ برای شما مقدر شده، شما طوری حرکت می کنید، صحبت می کنید و عمل می کنید که انگار هر اتفاقی که در زندگی شما رخ دهد بخشی از یک موفقیت بزرگ است. افراد موفق در هر زمینه ای اینگونه فکر می کنند.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • طوری رفتار کنید که انگار یکی از با صلاحیت ترین و محترم ترین افراد در زمینه کاری خود هستند، در این صورت فکر، عمل و احساس شما با امروز چه تفاوتی خواهد داشت؟
  • تصور کنید که پول شما پربرکت است. اگر یک مدیر عامل با صلاحیت باشید، امور مالی خود را چطور در اختیار می گیرید؟
  • عقاید محدود کننده خود را مشخص کنید که مانع حرکت شما به جلو می شوند، اگر تمامی این عقاید غیر حقیقی باشند چطور عمل می کنید؟
  • عقیده ای را انتخاب کنید که در درونی ترین اعماق وجود خود خواهان آن هستید، طوری وانمود کنید که انگار باور دارید این عقیده در مورد شما حقیقت دارید.
  • به سختی مسیر و شرایط خود فکر کنید، چه درس باارزشی در آن ها وجود دارد که می تواند به بهتر شدن آینده شما کمک کند؟

 

فصل هشتم: از اول شروع کنید (نقطه شروع)

تا اینجا در مورد ارزش ها، اهداف و مقصد خود تصمیم گرفته اید. مرحله بعدی این است که نقطه شروع خود را تعیین کنید. امروز دقیقا در کجا قرار دارید؟ مثلا اگر قصد دارید وزن کم کنید، وزن اکنون خود را باید بدانید و از این وزن برای سنجش خود در جهت هدفتان استفاده کنید. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

یا اگر تصمیم دارید یک برنامه ورزشی را شروع کنید، اولین قدمی که باید بردارید این است که تعیین کنید امروز چقدر می خواهید ورزش کنید. روزانه چقد دقیقه می توانید ورزش کنید و چند تمرین را می توانید انجام دهید؟ چه نوع تمریناتی می توانید انجام دهید؟ سپس از این جواب ها به عنوان نقطه شروع استفاده کنید و برنامه تمرینات خود را در آینده بر مبنای آن قرار دهید.

اگر می خواهید درآمد خود را افزایش دهید، اول مشخص کنید که اکنون چقدر درآمد دارید؟

قبل از اینکه به سوی هدف خود حرکت کنید، ببینید که از کجا می خواهید شروع کنید. درباره آنچه می خواهید صادق و واقع بین باشید. هر چه محاسبات شما با توجه به درآمد یا هر زمینه دیگری در زندگیتان دقیق تر و حساب شده تر باشد، سریع تر پیشرفت می کنید.

برای افرادی که در مورد آینده شغلی و مسیر پیش رو دچار سردرگمی هستند و نمی دانند که از کجا باید شروع کنند، می توانید به دوره نقطه شروع مراجعه کنید. در دوره نقطه شروع ما هر آنچه که برای شروع مسیر هر فرد لازم است بصورت کامل  آموزش داده ایم!

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • نقطه شروع خود را مشخص کنید. اکنون کجا هستید و تا کجا باید پیش بروید؟
  • تصور کنید آینده شما از هر جهت کامل است. چه اتفاقی این تصور را به واقعیت تبدیل می کند؟

 

 

فصل نهم: پیشرفت خود را اندازه بگیرید

همینطور که شما اهداف خود را تنظیم و به طرف آنها حرکت می کنید، لازم است که مجموعه ایی از معیارها و مقیاس ها را پایه ریزی کنید که بتوانید برای ارزیابی پیشرفت روزانه از آن استفاده کنید. هر چه این مقیاس ها دقیق تر باشند، بهتر می توانید طبق برنامه پیش بروید. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

تعیین مهلت:

هیچ چیز به اندازه موقعی که طبق برنامه، با سرعت و خوب کارهایتان را انجام می دهید و پیشرفت خود را می بینید به شما احساس خوب و آرامش نمی دهد. هدفتان هر چه باشد، فهرستی از تمام کارهایی که باید در راه رسیدن به هدفتان انجام دهید، تهیه کنید. برای هر یک از این وظایف مهلت تعیین کنید. هر روز میزان پیشرفت خود را اندازه گیری کنید. هر وقت لازم شد سرعت خود را کم یا زیاد کنید.

با توجه به مهلت و مقیاس ها، هر چه هدف شما واضح تر باشد، سریع تر حرکت می کنید.

یک هدف یا تصمیم بدون تعیین مهلت فقط اتلاف وقت است. اگر در زمان تعیین شده به هدف خود نرسیدید، اشکالی ندارد، یک مهلت دیگر در نظر بگیرید تا روزی که به هدف خود برسید.

اهداف بلند مدت:

اهداف بلند مدت خود را به اهداف سالانه، ماهانه، هفتگی و روزانه تقسیم کنید. حتی اگر هدف بلند مدت شما استقلال مالی است، آن را به اهداف کوچک تر تقسیم کنید و از هر روز خود طوری استفاده کنید که رسیدن به استقلال مالی محتمل تر باشد.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • یک مقیاس را تعیین کنید که بتوانید برای اندازه گیری پیشرفت و موفقیت خود از آن استفاده کنید.
  • مهمترین بخش شغل خود را که بر درآمد شما اثر می گذارد را تعیین کنید و فعالیت روزانه خود را در آن زمینه اندازه بگیرید
  • هر هدف بزرگی که دارید را به اهداف کوچک تر و قابل کنترل و سنجش تقسیم کنید و برای هر کدام مهلتی در نظر بگیرید
  • اراده کنید حداقل یک بخش خاص از یک هدف بزرگ را هر روز به انجام برسانید.

 

فصل دهم: موانع را از سر راه بردارید

خیلی مواقع شده برای خود هدفی در نظر می گیریم ولی در وسط را آن را رها می کنیم. اکثر مردم حتی قبل از این که یک بار سعی کنند، دست از تلاش برمی دارند. دلیل این کار موانع و مشکلات است که به محض تصمیم گیری برای انجام کاری که قبلا انجام نداده اند، بلافاصله در مسیرشان ظاهر می شود.

واقعیت این است که افراد موفق بیشتر از افراد ناموفق شکست می خورند. افراد موفق چیزهای بیشتری را امتحان می کنند، شکست می خورند، خودشان را جمع و جور می کنند و دوباره می کوشند و بارها و بارها این کار را انجام می دهند و سرانجام موفق می شوند. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

شما باید قبل از دستیابی به اهدافتان چندین بار در انتظار شکست باشید. باید به شکست موقتی بعنوان بخشی از بهایی نگاه کرد که شما در مسیر خود به سوی موفقیت می پردازید. موفقیتی که سرانجام بدست می آورید.

همیشه بین خود و آن چه می خواهید، موانع و مشکلاتی وجود دارد. مسئولیت شما این است که موانع و مشکلات را به درستی پیدا کرده و برای رفع آنها تلاش کنید.

قانون 20/80 در مورد موانعی کاربرد دارد که بین شما و اهدافتان قرار دارند. طبق این قانون 80 درصد از موانع، درون شماست. فقط 20 درصد موانع در بیرون شماست و درون دیگر افراد و موقعیت ها قرار دارد. یعنی شما خودتان مانع اصلی هستید که سرعت دستیابی هر هدفی را تعیین می کنید که برای خودتان تنظیم کرده اید.

از خودتان بپرسید چه چیزی در من است که مرا عقب نگه داشته؟ به اعماق درون خود نگاه کنید و مانع اصلی را درون شخصیت، اخلاق، عادت ها، مهارت و توانایی ها پیدا کنید.

موانع اصلی در راه موفقیت:

ترس و تردید: دو مانع اصلی در راه موفقیت، ترس و تردید هستند.

اول از هر چیز ترس از شکست، فقر، شرمندگی یا طرد شدن هستند که مانع تلاش اکثر مردم می شوند. به همین خاطر تعداد دفعاتی که مردم سعی در دستیابی به یک هدف جدید دارند کمتر از یک بار است، زیرا این ترس ها مانع حرکت آنها می شوند.

دومین مانع ذهنی تردید است. ما به توانایی های خودمان تردید داریم. ما خود را با دیگران مقایسه می کنیم و فکر می کنیم دیگران از ما شایسته تر، باهوش تر و بهتر هستند.

با تمرین می توان این ترس ها و تردید ها را از بین برد. پادزهر اصلی ترس و تردید، شجاعت و اعتماد بنفس است. راه پرورش شجاعت و اعتماد بنفس، دانش و مهارت است. ترس و تهدید از نادانی می باشد. مهارت های خود را افزایش دهید، در جهت بهتر شدن هر روز تلاش کنید و آموزش ببینید و در کار خود بهترین شوید.

منطقه امن: بسیاری از افراد از وضعیت کنونی خود راضی هستند. آنها آنقدر در مورد یک شغل، ارتباطی خاص، یا درآمدشان احساس راحتی می کنند که برای ایجاد تغییر اصلا تمایل ندارند. حتی اگر آن وضعیت بهتر باشد. منطقه امن مانع اصلی بلندپروازی، آرزو، اراده و موفقیت است. نگذارید این اتفاق برای شما رخ دهد. راهی که کمک می کند از منطقه امن خود خارج شوید، تنظیم اهداف بزرگ و مبارزه طلبانه است. سپس این وظایف را به صورت وظایف خاص، تقسیم کنید، مهلت معین کنید و هر روز روی آن کار کنید. خیلی زود احساس باقی ماندن در منطقه امن، ترس ها و تردیدها از بین می رود و شما با سرعت بیشتری برای دستیابی به اهداف خود حرکت می کنید.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • هدف اصلی خود را تعیین کنید و از خود بپرسید: چرا قبلا به این هدف نرسیده ام؟ چه چیز مرا عقب نگه داشته است؟
  • موانع و عوامل محدود کننده را در خودتان مشخص کنید و سپس سرعتی را که شما را به هدف می رساند تنظیم کنید.
  • از خود بپرسید: مشکل چه چیزی است؟
  • بهترین راه حل خود را به عنوان یک هدف تعریف کنید، مهلت تعیین کنید و برنامه ریزی کنید.

 

فصل یازدهم: در زمینه کاری خود یک متخصص شوید

یک ویژگی افراد موفق این است که در حرفه خود تصمیم گرفته اند عالی عمل کنند. آنها می خواهند در کار خود بهترین باشند.

واقعیت این است که دانش و مهارت شما هم اکنون با سرعتی بیشتر از قبل متروک می شود. توانایی شما در کسب درآمد می تواند یک دارایی بزرگ یا کوچک باشد. این بستگی به آن دارد که مرتب دانش و مهارت خود را ارتقا دهید یا بگذارید متروک بماند. وقتی شروع به افزایش دانش و مهارت می کنید، تبدیل به بهترین فرد در زمینه کاری خود می شوید. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

ولی کدام مهارت برای شما اگر پرورش یابد بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما می گذارد؟ این سوال نقطه شروع شما برای رشد حرفه ایی و شخصی است. اگر جواب را نمی دانید، از رئیس، همکاران، دوستان و کارکنان خود بپرسید تا به جواب برسید. برای این سوال انرژی خود را بکار بگیرید تا به بهترین جواب دست پیدا کنید. سپس آن را بنویسید، مهلتی تعیین کنید، برنامه ریزی کنید و برنامه خود را اجرا کنید.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • اراده کنید که از امروز به 10 درصد افرادی که در زمینه شما برترند ملحق شوید.
  • حوزه های اصلی نتیجه بخش شغل خود را مشخص کنید. اموری که حتما باید خوب انجام دهید تا در زمینه کاری خود موفق شوید.
  • دانش و مهارت هایی که برای رسیدن به نقطه اوج خود نیاز دارید را مشخص و برای آموزش برنامه ریزی کنید.
  • زندگی خود را صرف آموختن کنید. کتاب بخوانید، در سمینارها و کلاس ها شرکت کنید و هر آن چه یاد گرفتید را به کار بگیرید.

 

 فصل دوازدهم: با افراد شایسته معاشرت کنید

در زندگی و کار همه چیز در روابط خلاصه می شود. توانایی شما در برقراری ارتباط درست با افراد مناسب در زندگی و کار، تعیین کننده موفقیت شما خواهد بود. هر چه افراد بیشتری را بشناسید و هر چه شما را بیشتر بشناسند، در هر کاری موفق تر خواهید بود. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

بخش اصلی تنظیم هدف برای شما، شناسایی مردم، گروه ها و سازمان هایی است که به کمک آنها برای رسیدن به اهداف خود نیاز دارید. ولی این افراد چه کسانی هستند؟

افرادی هستند که در سال های پیش رو می توانید از کمک های آنها بهره ببرید.

  • زندگی کاری: فهرستی از کسانی که در داخل و خارج حوزه کاری شما هستند تهیه کنید. رئیس، همکاران، خدمتگزاران، زیردستان و … . کدام یک از این افراد توانایی بیشتری برای کمک رساندن به شما دارد؟
  • خانواده و دوستان: هیچ موفقیتی در زندگی اجتماعی با شکست در خانواده قابل جبران نیست. وقتی زندگی خانوادگی شما امن و پایدار باشد، روابط گرم، محبت در آن مشخص باشد، خارج از خانه وظایف خود را به شکل بهتری انجام می دهید. لازم است تمام وقت و احساس خود را صرف ایجاد و حفظ یک زندگی با کیفیت کنید.
  • سازمان: در خارج از محیط کار باید با حرفه همکاران خود در ارتباط باشید. موفق ترین مدیران اجرایی و فروشندگان حرفه ای با دیگر افراد در دیگر حرفه ها شبکه ایجاد می کنند. آنها ارتباطات حرفه ای خود را گسترش می دهند.

قانون بخشش می گوید: هر چه بیشتر به دیگران ببخشید، بدون اینکه به انتظار پاداش باشید، از جاهایی که انتظارش را ندارید، بیشتر از آن به سوی شما باز می گردد. تلاشی که برای توسعه روابط خود می کنید، از بین نمی رود. برقراری روابط مختلف مانند کاشتن بذر است. و زمان های مختلفی برای جوانه زدن دارند.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • فهرستی از مهمترین افراد در زندگی کاری و خانوادگی خود تهیه کنید و برنامه ایی ترتیب دهید که به هر طریقی به بقیه کمک کنید.
  • گروه ها و سازمان هایی را در جامعه و زمینه کاری خودتان تعیین کنید که ملحق شدن به آنها مفید باشد.
  • بدنبال فرصتی باشید تا محدوده اجتماعی و کاری خود را توسعه دهید.

 

فصل سیزدهم: کامل بودن ویژگی تمام مردان موفق است، نبوغ هنر تحمل رنج های بی پایان است.(برنامه ریزی)

مهارت اصلی برای رسیدن به هدف، تنظیم هدف و برنامه ریزی است. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

هدف از برنامه ریزی، تواناسازی شما است تا بتوانید هدف اصلی خود را به صورت یک طرح برنامه ریزی شده با مراحل و مهلت مشخص درآورید.

مراحل برنامه ریزی به صورت گام به گام:

  • تصویر واضح و واقعی از هدف
  • نوشتن اهداف بر اساس اولویت ها
  • تعیین مقیاس ها و معیارها برای دنبال کردن پیشرفت و مشخص کردن مهلت برای اهداف
  • تعیین موانع و مشکلات در راه رسیدن به اهداف
  • دانش و مهارت های ضروری برای دستیابی به اهداف
  • شما این صلاحیت ها را با در نظر گرفتن اولویت ها مرتب و طراحی کرده اید.
  • گسترش دایره ارتباطات خود

اکنون شما آماده اید که تمام این بخش ها را کنار هم بگذارید و یک برنامه عملی ترتیب دهید.

تمام افراد موفق از روی برنامه های نوشته شده عمل می کنند. هر دقیقه که صرف برنامه ریزی می شود، باعث صرفه جویی 10 دقیقه کاری می شود. هر دقیقه که شما قبل از شروع بکار صرف برنامه ریزی و تفکر می کنید، هنگام کسب نتیجه در وقت و انرژی صرفه جویی می کنید. برای همین می گویند “شکست در برنامه ریزی به معنای برنامه ریزی برای شکست است”.

دلیل یک شکست، عمل بدون برنامه ریزی است. افرادی که می گویند آنقدر مشغول هستند که فرصت برنامه ریزی از قبل را ندارند باید آماده اشتباهات غیر ضروری و از دست دادن زمان، پول و انرژی باشند.

یک برنامه در ساده ترین شکل خود، فهرستی از تمام فعالیت هایی است که باید به آن ها عمل کنید. برنامه ریزی حتما باید مکتوب باشد و هر روز آن را مرور کنید.

همیشه روی کاغذ فکر کنید، همیشه برنامه خود را بازنگری و به روز کنید تا کامل شود. یادتان باشد برنامه ریزی یک مهارت است و مهارت را می توان یاد گرفت.

اگر برای برنامه ریزی دچار مشکل شده اید و برنامه های خود را در وسط راه رها می کنید،می توانید به دوره برنامه ریزی مراجعه کنید. در دوره برنامه ریزی ما هر آنچه که برای داشتن برنامه کامل و اصولی نیاز دارید را بصورت کامل  آموزش داده ایم!

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • فهرستی از تمام مواردی که به فکرتان می رسد و باید برای دستیابی به هدفتان انجام دهید، تهیه کنید (همه چیز باید مکتوب باشد. چیزی را در ذهن خود نگه ندارید).
  • فهرست خود را طبق اولویت ها سازماندهی کنید. مهمترین وظایف یا فعالیت کدام هستند؟ دومین فعالیت؟ و تا آخر.
  • فهرست خود را به ترتیب منظم کنید. قبل از انجام بعضی کارها، چه کارهایی باید انجام دهید؟
  • تعیین کنید چه مقدار زمان و پول نیاز دارید. آیا زمان و امکانات لازم برای رسیدن به هدف خود دارید؟
  • برنامه خود را بطور منظم بررسی کنید، مرور کنید، در صورت لزوم تغییر دهید.

 

 

فصل چهارم: زمان خود را به خوبی مدیریت کنید

برای رسیدن به اهداف باید زمان را تحت کنترل درآورید. مدیریت زمان یک مهارت است و مانند تمام مهارت ها، می توان یاد گرفت.

نقطه شروع مدیریت زمان برای شما، تعیین اهداف است و سپس سازماندهی بر اساس اولویت ها و ارزش ها. باید در هر لحظه هدفتان کاملا روشن باشد و بدانید دقیقا چه چیزی می خواهید. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

ابزار اساسی مدیریت زمان یک فهرست است که طبق اولویت ها تنظیم شده و بعنوان یک ابزار دائمی برای مدیریت فردی استفاده می شود. واقعیت این است که شما نمی توانید زمان را مدیریت کنید، فقط می توانید خودتان را مدیریت کنید. به همین علت مدیریت زمان نیاز به نظم، کنترل و مهارت فردی دارد. این فهرست شامل برنامه ریزی اهداف، پروژه های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت بر اساس سال و ماه تنظیم می شود.

در جریان مدیریت زمان، باید وظایف اضطراری را از وظایف مهم و مهم را از غیر مهم جدا کنید. کارهای اضطراری با فشارها و نیازهای خارجی تعیین می شوند. باید آنها را فورا انجام دهید.

وظایف مهم آنهایی هستند که به آینده بلند مدت شما کمک زیادی می کنند. مثل برنامه ریزی، مطالعه، تحقیق و… .

فعالت های اضطراری بی اهمیت، مثل تماس گرفتن، کپ زدن با همکاران، این فعالیت ها در طول روز رخ می دهد و با اینکه گاهی اضطراری است ولی کاملا بی اهمیت می باشند.

کارهایی که نه اضطراری هستند و نه مهم، مثل روزنامه خواندن، صرف ناهار در زمان طولانی. کارهایی که به کار شما کمکی نمی کند و زمان زیادی را صرف آنها می کنید.

ارل نایتینگل:”هر موفقیت بزرگ انسان یک دوره گسترده زمانی را پشت سر دارد که اغلب چندین سال تلاش متمرکز را در بر می گیرد”.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • فهرستی از کارها و چیزهایی که دوست دارید انجام دهید، تهیه کنید. فهرست خود را تحلیل کنید و مواردی که بتواند بزرگ ترین نتایج ممکن را فراهم کند، مشخص کنید.
  • کارهایی که روز بعد باید انجام دهید را شب قبل تهیه و مرور کنید.
  • فهرست خود را براساس اواویت ها و مهم را از غیر مهم جدا کنید.
  • مهمترین کار را انتخاب و آن را در راس برنامه خود قرار دهید و با تمرکز انجام دهید.

 

فصل پانزدهم: اهداف خود را روزانه مرور کنید

امروز تعداد زیادی از مردم در مورد اهمیت تفکر مثبت صحبت می کنند. تفکر مثبت مهم است اما کافی نیست. فکر مثبت اگر هدایت نشود، به آرزویی تخریب شده، تبدیل می شود. در این صورت، فکر مثبت بجای اینکه بعنوان یک نیروی انرژی بخش عمل کند، تنها بصورت یک احساس شادی آور کوچک در مورد زندگی شکل می گیرید که ممکن است منفی شود. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

برای رسیدن به اهداف، فکر مثبت را باید به دانش مثبت تبدیل کنیم. باید اعماق وجود خود را بشناسیم و باور کنیم. باید بدون ذره ایی تردید ادامه دهیم. هر چیزی را با اعتقاد محکم به موفقیت در ذهن ناخودآگاه خود برنامه ریزی کنید، به شما کمک می کند سریع تر به هدف خود برسید.

مرور اهداف باعث می شود که نیروی رسیدن به هدف و از بین رفتن تردید در شما تقویت شود و در ضمیرناخودآگاه ثبت شود.

یک دفترچه فنری تهیه کنید و همیشه پیش خودتان نگه دارید. هر روز دفترچه را باز کنید و فهرستی از ده تا پانزده هدف از مهمترین اهدافتان را یادداشت کنید. بدون اینکه به فهرست قبلی مراجعه کنید.

این کار را هر روز انجام دهید. همینطور که این کار را انجام می دهید به مرور اتفاق های مهمی رخ می دهد.

روز اول فهرست اهداف خود را می نویسید. برای این کار کمی وقت صرف می کنید، فکر می کنید.

روز دوم فهرست جدید را یادداشت می کنید. این کار برایتان ساده تر شده. در هر صورت اهداف شما تغییر می کند. هر روز فهرست اهداف خود را می نویسید، تعاریف و توضیحات شما روشن تر و واضح تر می شود، سرانجام متوجه می شوید که هر روز کلمات مشابهی می نویسید و بعد از سی روز متوجه می شوید هر روز اهداف مشابهی می نویسید و بازنویسی می کنید.

با این کار ایده های جدید به سراغتان می آید، شروع به پیشرفت می کنید. همه چیز به شکل مثبت شروع به تغییر می کند.

اهدافتان را طوری بنویسید که انگار به آنها رسیده اید. ذهن ناخودآگاه شما تنها با جملات مثبتی فعال می شود که به زمان حال بیان شوند. مثلا من … در ماه درآمد دارم.

با این کار ذهن ناخودآگاه شروع به جذب موقعیت هایی می کند تا شما را به اهدافتان نزدیک کند.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • همین امروز دفترچه فنری تهیه کنید و تمرین بالا را انجام دهید.
  • اهداف خود را با جملات مثبت و به زمان حال، گویی که اکنون به آن رسیده اید بیان کنید.
  • هر شب قبل از خواب رسیدن به اهداف را تجسم کنید.
  • خودتان را موظف کنید که هر روز اهداف خود را یادداشت کنید.

 

فصل شانزدهم: مرتب اهداف خود را مجسم کنید

شما دارای قدرت ذهنی واقعی و نامحدودی هستید. بسیاری از مردم از این قدرت ناآگاه هستند و برای دستیابی به اهداف از آن استفاده نمی کنند. به همین دلیل نتایج مطلوبی کسب نمی کنند. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

توانایی شما در تجسم کردن شاید قدرتمندترین استعدادی است که دارید. تمام پیشرفت ها در زندگی شما با پیشرفت در تصویرهای ذهنی شما آغاز می شود.

تجسم کردن قانون جذب را فعال می کند. این قانون افراد، موفقیت و امکانات لازم برای رسیدن به اهدافتان را وارد زندگیتان می کند.

افراد موفق آنهایی هستند که نوع موفقیتی که به دنبالش هستند، از قبل تجسم می کنند. یک شخص موفق قبل از هر تجربه جدید، تجربیات موفقیت آمیز قبلی را، مجسم می کند. یک فروشنده موفق تمامی فروش های موفق خود را مجسم کرده به یاد می آورد. یک وکیل دادگاه موفق، عملکرد سابق خود را در دادگاه در طول یک محاکمه موفقیت آمیز به یاد می آورد.

افراد ناموفق نیز از تجسم استفاده می کنند. آنها قبل از یک اتفاق جدید، شکست های خود را تجسم می کنند. آنها ضعف ها و عملکرد ضعیف خود را تجسم می کنند. در نتیجه هنگامی که به تجربه بعدی می پردازند، ضمیرناخودآگاه آنها برای شکست برنامه ریزی می شود و نه برای موفقیت.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • تصور کنید زندگی شما از هر جهت کامل است. آن زندگی چگونه خواهد بود؟ مرتب آن را در ذهن مجسم کنید.
  • تصاویری از چیزهایی تهیه کنید که دوست دارید. به این تصاویر نگاه کنید و به کارهایی فکر کنید که می توانید با انجام آنها به این اهداف برسید.
  • قبل از هر حادثه مهمی از تمرین ذهنی استفاده کنید. خودتان را تصور کنید که در هر زمینه ایی به بهترین شکل ممکن عمل می کنید.
  • خانه رویایی، شغل رویایی و زندگی رویایی خود را با تمام جزئیات بنویسید و آن را هر روز تجسم کنید.

 

فصل هفدهم: ذهن انتزاعی فراآگاه خود را فعال کنید

ذهن فراآگاه هزاران سال است که در طول تاریخ بشری شناخته شده و مورد بحث قرار گرفته است. در اکثر مواقع این واقعیت راز دانش عرفا و خردمندان بود. دستیابی به این قدرت به سادگی ممکن نبود. در صد سال گذشته بود که ذهن فراآگاه به صورت یک دانش عمومی درآمد و سپس در اختیار تعداد معدودی قرار گرفت. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

هرگاه که یک اثر هنری بزرگ و الهام بخش را می بینید یا یک قطعه موسیقی شگفت انگیز می شنوید، شاهد نتیجه عملکرد ذهن فراآگاه هستید. قانون فعالیت فراآگاه شاید یکی از مهمترین قوانین ذهنی باشد که تاکنون کشف شده است و آن این است: هر نوع فکر، طرح، هدف یا اندیشه که پیوسته در ذهن آگاه حفظ شود، باید به طرز اجتناب ناپذیر توسط ذهن فراآگاه به واقعیت برسد. یعنی هر چیزی که واقعا می خواهید داشته باشید یا انجام دهید امانپذیر است.

ذهن فراآگاه وقتی به بهترین شکل عمل می کند که در یک وضعیت ذهنی آرام، مطمئن و رها شده باشید. هر وقت در تنهایی تمرین ریلکس شدن (مدیتیشن) می کنید، تمام نگرانی ها شما را رها می کنند، ساکت بنشینید و با طبیعت ارتباط برقرار کنید، در این حالت ذهن فراآگاه شما شروع به فعالیت می کند.

هر وقت سکوت می کنید و به صدای آرام و خاموش درونتان گوش می دهید، شروع به شنیدن نجواهای ذهن فراآگاه خود می کنید.

ذهن فراآگاه با اهداف روشن، مکتوب و خاصی که شدیدا مورد علاقه شماست و مرتب روی آنها کار کرده اید، تحریک می شود.

دو روش برای تحریک ذهن فراآگاه و به کار انداختن آن وجود دارد:

  • بر روی کار سخت جهت دستیابی به هدفتان تمرکز کنید. با تمام وجود خود را وقف کار کنید. در مورد آن فکر کنید، بنویسید، مرور کنید، وقتی خود را وقف هدف و خواسته خود می کنید، اتفاقات خوشایند، افرادی از مکان های غیر منظره ظاهر می شوند، به شما کمک می کنند. ایده هایی وارد ذهن شما می شود که شما را سریع تر به سوی هدفتان سوق می دهند.
  • کاملا در آرامش قرار بگیرید، هر چه بیشتر در آرامش قرار بگیرید و خود را هم از نظر ذهنی هم از نظر بدنی رها سازید، ذهن فراآگاه شما با سرعت بیشتری وارد عمل می شود و کم کم اندیشه ها و بصیرت هایی را که نیاز دارید در اختیار شما قرار می دهد.

ذهن فراآگاه پاسخ دقیق را در موقع نیاز شما فراهم خواهد کرد. درست زمانی که به آن احتیاج دارید. بنابراین زمانی که الهامی از ذهن فراآگاه به سراغتان می آید، دست به کار شوید و تاخیر نکنید.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • مهمترین هدف و مقصد قطعی خود را انتخاب کنید. آن را بارها و بارها تجسم کنید.
  • مدیتیشن و سکوت ذهن را تمرین کنید. بگذارید ذهن شما آرام بگیرید.
  • سعی کنید مشکل خود را با تمرکز بالا حل کنید. تمرین کنید بر یک اساس منظم فکر خود را رها سازید و صبورانه منتظر شوید تا زمانی که پاسخ درست در زمانی کاملا مناسب به ذهن شما بیاید.

 

فصل هجدهم: در تمام لحظات انعطاف پذیر باشید

توماس ادیسون “زمانی که بر من معلوم شود که یک هدف ارزشمند است به حرکت ادامه می دهم و بارها تلاش می کنیم تا به نتیجه برسم“.

بعضی از مردم موفق تر و خوشبخت تر هستند، پول بیشتری دارند، زندگی و روابط بهتری دارند، شادتر هستند و کمک بیشتری به جامعه خود می کنند. ولی چه ویژگی باعث تفاوت این افراد با بقیه شده؟ انعطاف پذیری

نقطه مقابل انعطاف پذیری، سختگیری است. یعنی عدم تمایل به تغییر در موقعیت های جدید. بنابراین ویژگی انعطاف پذیری در صورتی که بخواهد بیش از یک فرد عادی باشید و بیشتر از یک فرد عادی داشته باشید، ضروری است. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

امروز شاید مهمترین عاملی که بر زندگی شما اثر می گذارد، سرعت تغییر است. ما در عصری زندگی می کنیم که تغییر با سرعتی بیش از آنچه قبلا در تاریخ رخ داده، اتفاق می افتد. تغییر اجتناب ناپذیر است در نتیجه باید در تفکر و مسیر خود انعطاف پذیر باشیم.

تغییر باعث استرس بسیاری افراد می شود. افرادی که در عقاید خود انعطاف ناپذیر و سرسخت هستند.

تنها سوال واقعی که باید در مورد آنچه انجام می دهید از خود بپرسید این است: آیا این روش موثر است؟ آیا این بهترین راهکار است؟ تنها مقیاس درست یا غلط بودن تصمیم یا مسیر خاص، تاثیر آن در رسیدن به نتیجه مطلوب یا دستیابی به هدفی است که شما تنظیم کرده اید. از خود بپرسید: آیا این روش موثر است؟

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • مرتب این سوال را از خود بپرسید: با زندگیم واقعا چه می خواهم بکنم؟ سپس اطمینان پیدا کنید که هدف و فعالیت های کنونی شما هماهنگ با پاسخ شما هستند.
  • در مورد اهداف و زندگی خود کاملا صادق و واقع گرا باشید.
  • در هر زمینه ای از زندگیتان که استرس یا مقاومت را تجربه می کنید، گرایش به پذیرفتن این واقعیت را داشته باشید که ممکن است در اشتباه باشید.
  • اگر شرایط تغییر کند یا با اطلاعات جدیدی مواجه شدید، ذهنیت خود را تغییر دهید و تصمیم های جدید بر مبنای تغییرات بگیرید.

 

فصل نوزدهم: قفل استعداد مادرزادی خود را باز کنید

همانطور که می دانید، مردم به طور متوسط حدود یک تا دو درصد از ظرفیت مغز خود در زندگی استفاده می کنند. باقی آن ظرفیت ذخیره است که بندرت به سراغ آن می رویم. برای اینکه در زندگی به نتایج چشمگیر برسید، احتیاجی به معجزه نیست. تنها کافی است کمی بیشتر از قدرت ذهنی و موجود خود استفاده کنید. این پیشرفت کوچک در توانایی تفکر، می تواند زندگی شما را چنان تغییر دهد که خود و دیگران را شگفت زده کنید.

امروزه، در عصر اطلاعات هستیم. تفکر، منبع اصلی ثروت و راه حل مشکلات است.

اندیشه و تفکر مهمترین ابزار برای دستیابی به اهداف هستند و از آنجا که توانایی شما در خلق نظرات جدید بسیار نامحدود است، توانایی شما در دستیابی به هر هدفی که برای خود تنظیم می کنید نیز نامحدود است.

وقتی اهداف روشن و واضحی دارید، یعنی ویژگی های مکتوب شده، بازنویس شده، تجسم شده و هیجان انگیز بودن را داشته باشد، ذهن آگاه، نیمه آگاه و فراآگاه شما، صرف ایجاد جریان پیوسته ای از ایده ها و اندیشه ها جهت دستیابی به هدف می شود.

قدرتمندترین تکنیک برای بهبود هوش و خلاقیت، که به آن «یورش ذهنی» می گویند، نتایجی به دست می آورد که برای تغییر زندگی شگفت آور است.

در یک کاغذ، هدف و مشکل خود را بصورت یک سوال بنویسید. سوالات واضح مطرح کنید، مثلا بجای اینکه سوال «چگونه پول بیشتری به دست آورم؟» بنویسید«چگونه درآمد خود را در عرض یک سال دو برابر کنم؟».

جواب ها را بصورت مثبت و در زمان حال بنویسید. باید حداقل برای هر سوال، بیست جواب بنویسید. پنج پاسخ اول ساده خواهد بود، پاسخ های بعدی مشکل تر می شود، باید بیشتر فکر کنید و عمیق تر تمرکز کنید. بعد از نوشتن بیست پاسخ، به فهرست خود برگردید و جواب ها را مرور کنید. سپس حداقل یکی از جواب ها را انتخاب کنید که به آن عمل کنید. این تمرین سرعت ذهنی شما را بالا می برد.

هر پاسخی که انتخاب می کنید بلافاصله به آن عمل کنید و کاری انجام دهید، اگر این ایده ها و اندیشه ها را خلق کنید ولی هیچ کاری نکنید، جریان خلاق از سرعت خود می کاهد و متوقف می شود.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • مهمترین هدف و بزرگرین مشکل خود را بصورت سوالی بنویسید و مانند توضیحات بالا برای آن بیست پاسخ یادداشت کنید
  • حداقل یکی از روش ها را انتخاب کنید، برای آن برنامه ریزی کنید و به سرعت به کار بگیرید.

 

فصل بیستم: هر روز کاری انجام دهید

پس از سال ها تحقیق علت اینکه چرا بعضی افراد موفق تر هستند، مشخص شد. معلوم شد افراد موفق به شدن هدف گرا هستند و سریع تر از افراد ناموفق حرکت می کنند. آنها پرتکاپو هستند، بیشتر سعی می کنند و سخت تر می کوشند. کمی زودتر کارشان را شروع می کنند و کمی بیشتر بیدار می مانند. آنها پیوسته در حال حرکت هستند. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

از طرف دیگر افراد ناموفق، در آخرین لحظه که مورد نیاز است شروع به کار می کنند و در اولین لحظه ممکن دست از کار می کشند.

اگر می خواهید میزان پاداش های شما افزایش پیدا کند، باید کمیت و کیفیت نتایج کار خود را افزایش دهید. اگر می خواهید بیشتر به دست آوردید، بیشتر عمل کنید. هیچ راه دیگری نیست.

کلید موفقیت و درآمد بالا «اصل حرکت موفقیت» است. این اصل می گوید شروع به حرکت و حرکت کردن، انرژی زیادی را صرف می کند، اما حفظ حرکت در زمانی که حرکت را شروع کرده اید، انرژی خیلی کمتری مصرف می شود.

افراد موفق پیوسته در حال حرکت هستند. برای رسیدن به خواسته ها، کاری انجام می دهند، عمل می کنند. فقط داشتن آرزو و خواسته شما را موفق نمی کند، باید عمل کنید.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • اراده کنید در زندگی سریع حرکت کنید. کارهای خود را با سرعت بیشتری انجام دهید. جز افرادی که دقیقه آخر می خواهند کار کنند، نباشید.
  • پیوسته به دنبال مسئولیت بیشتر باشید و وقتی آن را پذیرفتید، آن را سریع انجام دهید. کارهای اضافی موفقیت شما را دو برابر می کند و در مسیر حرفه ایی شما را سریع تر جلو می برد.
  • اراده کنید زودتر از خواب بیدار شوید. برای اهداف خود بیشتر زمان بگذارید. روی مهارت های خود کار کنید.

 

فصل بیست و یکم: ثبات قدم داشته باشید تا موفق شوید

هر موفقیت بزرگی در زندگی، نمایانگر ثبات قدم است. قدرت شما در تصمیم گیری در مورد کاری که می خواهید انجام دهید و سپس ثبات قدم در مقابل موانع و مشکلات تا رسیدن به هدف، عامل اصلی موفقیت است. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

معنای عامیانه ثبات قدم، شجاعت است. شاید بزرگترین مبارزه طلبی که تاکنون در زندگی با آن مواجه خواهید شد، غلبه بر ترس و پرورش شجاعت است.

وینستون چرچیل می نویسد”شجاعت به حق از تمام فضایل مقدم است. چرا که تمام فضایل به آن وابسته اند“.

نقطه شروع پیروزی بر ترس و پرورش شجاعت، اول از همه این است: عواملی که باعث ترس می شوند پیدا کنید.

ترس به دلیل جهالت بوجود می آید. وقتی اطلاعات محدودی داریم، ممکن است در مورد نتیجه کار خود عصبی یا متزلزل شویم. جهالت باعث می شود از تغییر بترسیم و از هر چیز جدید پرهیز کنیم.

اما عکس این حالت نیز درست است. اطلاعات و تجربیات خود را راجب کار خاصی که انجام می دهید، بیشتر کنید. اطلاعات به روز راجب حرفه خود، به شما اعتماد بنفس و شجاعت می دهد.

یکی از ویژگی های مهم موفقیت، انضباط فردی است. انضباط فردی یعنی این که شما توانایی آن را دارید که براساس قدرت شخصیت و قدرت اداره، آنچه را که باید، در زمان خود انجام دهید. چه مایل به انجام کار باشید با نباشید.

ثبات قدم به معنای انضباط فردی در عمل است. مخصوصا زمانی که شرایط سخت شود. ثبات قدم شما در واقع مقیاس واقعی باور شما به خودتان و توانایی در کسب موفقیت است. هر بار که با مشکلی مواجه می شود و در کار خود ثبات قدم نشان دهید، این عادت را در خود تقویت می کنید.

مردان و زنان موفق، با ثبات قدم باورنکردنی خود، در زمان مشکلات، آن هم زمانی که همه چیز علیه شما است، موفقیت خود را تضمین می کنند. آن هم در شرایطی که تمام نیروهای درونی شما می خواهند توقف کنید، استراحت کنید، عقب گرد کنید یا کار دیگری انجام دهید.

تمرین: به سوالات زیر پاسخ دهید و تمرینات را انجام دهید

  • ترس های خود را تحلیل کنید. عواملی که باعث ترس می شوند را پیدا کنید و بر آنها غلبه کنید. ترس های شخصی خود را مشخص و تعریف کنید. در یک کاغذ این سوال را بنویسید: از چه چیزی می ترسم؟ ترس های خود را بنویسید، مثل ترس از شکست، ترس از طرد شدن و انتقاد. اکنون ترس ها را اولویت بندی کنید. بزرگترین ترس شما کدام است؟ با توجه به ترس ها، به سه سوال زیر پاسخ دهید:
    1. این ترس چگونه مرا در زندگی عقب نگه داشته است؟
    2. این ترس چطور به من کمک می کند یا در گذشته چطور به من کمک کرده است؟
    3. پاداش من برای کاهش این ترس چیست؟
  • به زندگی گذشته خود فکر کنید و موقعیت هایی را مشخص کنید که اراده شما به ثبات قدم باعث موفقیتتان شده.
  • اراده کنید تا زمانی که به هدف خود نرسیده اید، دست برندارید.

 

نتیجه گیری

مهمترین ویژگی که می توانید برای موفقیت در زندگی رشد دهید، عادت عمل به برنامه ها، اهداف و ایده ها است. هر چه بیشتر تلاش کنید، زودتر به نتیجه می رسید. (21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی)

در این مقاله بیست و یک مرحله و اصول برای هدف گذاری، دستیابی به اهداف از برایان تریسی برای داشتن یک زندگی فوق العاده ارائه شد، اکنون شما این اصول را می دانید. با تمرین این اصول می توانید در آینده نزدیک به اهداف و خواسته های خود برسید و تحولات چشمگیری در زندگی خود بوجود آورید. فقط باید عمل کنید. دانستن کافی نیست و باید هر آنچه یاد گرفتید را به کار بگیرید و شروع کنید. اراده کنید و هرگز تسلیم نشوید. اکنون هیچ چیز نمی تواند مانع شما شود.

 

دانلود فایل 21 اصول هدف گذاری از برایان تریسی

https://elmema.com/

 

(برای دانلود pdf کلیک کنید)

www.elmema.com

برای بازگشت به نقشه راه هدف گذاری (کلیک کنید)

برای دیدن سایر نقشه راه ها و راهنمای سایت (کلیک کنید)

برای دریافت راهنمای در واتس‌اپ (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری این صفحه کلیک کنید:  واتس‌اپ تلگرام 

 

درباره ی شبنم مرزبان

شبنم هستم، نویسنده سایت خووووووووووووووب علم ما و سرپرست نویسندگان سایت علم ما. حال خوب ساختنی هست و علم ما فقط وسیله هست :)

مطلب پیشنهادی

دوره جامع و کاربردی هدف گذاری

چندتا هدف داشته باشیم؟

چندتا هدف داشته باشیم؟   سلام به همراهان علم ما، حتما برای شما هم سوال …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *