آلیس بال | شیمیدانی که جانها را نجات داد
معرفی و زندگی نامه زنان قدرتمند جهان
بیشتر قهرمانان تاریخ را با نامهای بزرگ و شهرت جهانی میشناسیم؛ کسانی که کتابها دربارهشان نوشته شده و تصویرشان در موزهها دیده میشود. اما در میان صفحات تاریخ، افرادی هم هستند که کارهایی به همان اندازه بزرگ انجام دادهاند، بدون آنکه نامشان سالها شنیده شود.
اوایل قرن بیستم، زمانی که بیماریهای واگیردار هنوز ترسناک و مرگبار بودند، در جزیرهای دورافتاده، پشت دیوارهای یک مرکز قرنطینه، صدها بیمار روزهایشان را در انتظار مرگ میگذراندند. بعضی روی پوستشان زخمهای عمیق داشتند، بعضی انگشتانشان را از دست داده بودند، و بسیاری سالها بود خانوادههایشان را ندیده بودند.
بیماریای که آنها را از دنیا جدا کرده بود، «جذام» بود؛ بیماریای که آن زمان نه درمان موثری داشت و نه مردم درک درستی از آن.
اگر کسی به جذام مبتلا میشد، اغلب از جامعه طرد میشد. در هاوایی، بیماران را به جزیرهای به نام «مولوکای» تبعید میکردند؛ جایی که بسیاری هرگز از آن برنمیگشتند.
در همین زمان، هزاران کیلومتر دورتر از آن قرنطینه، دختری جوان وارد آزمایشگاهی شد که قرار بود سرنوشت این بیماران را تغییر دهد.
نام او آلیس بال بود.
کسی که در سکوت آزمایشگاهش راهی پیدا کرد که امید را به زندگی بیماران بازگرداند. کشفی که بعدها جان هزاران نفر را نجات داد، اما برای سالها نام صاحب واقعی آن تقریبا فراموش شد. در این داستان با علم ما همراه باشید.
دختری که عاشق علم شد
آلیس آگوستا بال (Alice Augusta Ball) در سال ۱۸۹۲ در شهر سیاتل آمریکا به دنیا آمد. خانوادهاش با وجود تبعیض شدید نژادی آن زمان، تحصیلکرده و اهل فرهنگ بودند. پدربزرگش عکاس بود و آلیس از کودکی با مواد شیمیایی مورد استفاده در ظهور عکس آشنا شد. بوی مواد آزمایشگاهی و شیشههای رنگی برایش ترسناک نبود؛ جذاب بود.
او خیلی زود استعداد فوقالعادهای در علوم نشان داد.
در دورانی که نهتنها زنان، بلکه زنان سیاهپوست تقریبا هیچ جایگاهی در دانشگاهها نداشتند، آلیس وارد رشته شیمی شد و درخشان پیش رفت.
استادانش متوجه شدند با دانشجویی معمولی روبهرو نیستند. او آرام بود، اما ذهنش تیز و دقیق کار میکرد.
سفر به هاوایی
آلیس برای ادامه تحصیل به دانشگاه هاوایی رفت؛ اتفاقی بسیار نادر برای یک زن سیاهپوست در آن زمان. او در آنجا روی شیمی گیاهان و روغنها تحقیق میکرد. در همان دوران بود که توجه یک پزشک و پژوهشگر به او جلب شد.
آن پزشک با بحرانی بزرگ روبهرو بود: جذام.
در آن زمان تنها چیزی که تا حدی برای بیماران استفاده میشد، روغنی غلیظ و بدبو به نام «روغن چائولموگرا» بود که از دانههای یک درخت آسیایی به دست میآمد.
مشکل این بود که روغن تقریبا غیرقابل استفاده بود:
اگر خورده میشد، بیماران اغلب استفراغ میکردند.
اگر روی پوست مالیده میشد، تاثیر کمی داشت.
و اگر تزریق میشد، تودههای دردناک زیر پوست ایجاد میکرد.
پزشکان ناامید شده بودند.
اما آلیس بال فقط یک مشکل شیمیایی میدید.
ایدهای که همهچیز را تغییر داد
آلیس شروع کرد به بررسی ساختار شیمیایی روغن.
او ساعتهای طولانی در آزمایشگاه کار میکرد؛ میان لولههای آزمایش، بخار مواد شیمیایی و دفترهایی پر از فرمول.
مسئله اصلی این بود:
چگونه میتوان این روغن را به شکلی تبدیل کرد که بدن انسان بتواند آن را جذب کند؟
ماهها آزمایش کرد.
شکست خورد.
دوباره امتحان کرد.
دوباره شکست خورد.
اما سرانجام به راهحل رسید.
او توانست ترکیبات فعال روغن را استخراج و به شکلی محلول تبدیل کند؛ نوعی فرم تزریقی که بدن میتوانست تحملش کند.
این اتفاق یک انقلاب بود.
برای نخستین بار، بیماران جذام درمانی داشتند که واقعا اثر میکرد.
بعدها این روش به نام: «روش بال» (Ball Method) شناخته شد.
بیماران مولوکای
در مراکز درمانی هاوایی، پزشکان شروع به استفاده از روش جدید کردند. اتفاقی افتاد که سالها کسی ندیده بود.
بعضی بیماران بهتر شدند. زخمها کوچکتر شد. حتی بعضی بیماران دیگر ناقل فعال بیماری نبودند. و برای نخستین بار، تعدادی از بیماران توانستند قرنطینه را ترک کنند.
برای کسانی که سالها انتظار مرگ کشیده بودند، این شبیه معجزه بود.
مرگ ناگهانی
اما درست زمانی که کشفش داشت دنیا را تغییر میداد، زندگی آلیس ناگهان متوقف شد.
سال ۱۹۱۶، تنها در ۲۴ سالگی، آلیس بال درگذشت.
دلیل دقیق مرگش هنوز کاملا روشن نیست. بعضی روایتها میگویند هنگام تدریس در آزمایشگاه در معرض گاز کلر قرار گرفت و دچار آسیب شدید شد. برخی هم بیماری دیگری را عامل مرگ میدانند.
در هر صورت، او خیلی زود از دنیا رفت؛ پیش از آنکه شهرتی پیدا کند یا بتواند از دستاوردش دفاع کند.
دزدیده شدن نام
بعد از مرگ آلیس، رئیس دانشگاه و یکی از استادان مرد دانشگاه، تحقیقات او را ادامه دادند.
اما اتفاق تلخی افتاد. آن استاد در مقالات علمی، تقریبا نامی از آلیس نبرد و درمان را به نام خودش معرفی کرد.
سالها بسیاری تصور میکردند این کشف متعلق به اوست. و اینگونه، زنی که درمان جذام را متحول کرده بود، تقریبا از تاریخ حذف شد.
حقیقت دوباره پیدا شد
دههها بعد، پژوهشگران تاریخ علم دوباره اسناد قدیمی دانشگاه هاوایی را بررسی کردند.
دفترهای آزمایشگاهی، مقالهها و یادداشتها حقیقت را آشکار کرد:
ایده و فرمول اصلی متعلق به آلیس بال بود.
سرانجام دانشگاه هاوایی رسما از او تقدیر کرد.
روز «آلیس بال» نامگذاری شد.
و نامش دوباره وارد تاریخ علم شد.
میراث آلیس بال
امروزه درمان جذام بسیار پیشرفتهتر شده، اما «روش بال» نخستین درمان موثر گسترده برای این بیماری بود و تا دههها در سراسر جهان استفاده میشد.
اما شاید مهمتر از خود درمان، داستان زنی باشد که آن را ساخت.
دختری جوان، در زمانی که جامعه انتظار نداشت زنان سیاهپوست حتی وارد آزمایشگاه شوند، با ذهنی درخشان توانست امید را به بیمارانی برگرداند که دنیا فراموششان کرده بود.
او فقط یک دانشمند نبود. او ثابت کرد که گاهی یک انسان گمنام، در سکوت یک آزمایشگاه کوچک، میتواند مسیر تاریخ پزشکی را تغییر دهد.


نقشه راه زنان قدرتمند (کلیک کنید)
آرشیو زندگینامه زنان قدرتمند (کلیک کنید)
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 