ماری آنینگ | آینهای از تاریخ زمین
معرفی و زندگی نامه زنان قدرتمند جهان
بعضی آدمها تاریخ را در کتابها پیدا میکنند؛ بعضی دیگر، آن را از دل خاک بیرون میکشند.
اوایل قرن نوزدهم، زمانی که بیشتر مردم هنوز نمیدانستند زمین میلیونها سال قدمت دارد، دختری فقیر در سواحل سنگی انگلستان میان گل، باران و صخرههای خطرناک قدم میزد و به دنبال چیزهایی میگشت که دیگران فقط «سنگهای عجیب» مینامیدند.
او نه استاد دانشگاه بود، نه عضو انجمنهای علمی، و نه حتی اجازه داشت در بسیاری از محافل علمی حضور پیدا کند. اما چشمانش چیزی را میدید که بسیاری از دانشمندان آن زمان نمیدیدند: ردپای دنیایی فراموششده.
نام او ماری آنینگ بود؛ دختری که از دل صخرههای سرد ساحل، موجوداتی را بیرون آورد که میلیونها سال پیش روی زمین زندگی کرده بودند و کشفیاتش نگاه انسان را به تاریخ حیات برای همیشه تغییر داد. در این زندگینامه با علم ما همراه باشید.
دختری که با فسیلها بزرگ شد
ماری در سال ۱۷۹۹ در خانوادهای بسیار فقیر به دنیا آمد. پدرش نجاری ساده بود، اما سرگرمی عجیبی داشت: جمع کردن فسیلها از صخرههای ساحلی.
آن زمان هنوز علم دیرینهشناسی تازه شکل گرفته بود و مردم اغلب این سنگهای عجیب را «سنگهای مار» یا «آثار عجیب طبیعت» میدانستند.
پدر ماری این فسیلها را تمیز میکرد و به گردشگران میفروخت. برای خانوادهای فقیر، این کار گاهی تنها راه به دست آوردن پول بود.
ماری از کودکی همراه پدرش به ساحل میرفت. او خیلی زود یاد گرفت چگونه شکلهای غیرعادی در سنگها را تشخیص دهد. با دقت خاک و گل را کنار بزند. و بدون شکستن فسیل، آن را از دل صخره بیرون بیاورد.
اما وقتی ماری فقط یازده سال داشت، پدرش از دنیا رفت. و ناگهان مسئولیت کمک به خانواده روی شانههای او افتاد.
کشفی که دنیا را شگفتزده کرد
یک سال بعد، اتفاقی افتاد که زندگی ماری را برای همیشه تغییر داد. برادرش جوزف هنگام جستوجو در ساحل، جمجمهای عجیب در میان صخرهها پیدا کرد. جمجمه شبیه هیچ حیوانی نبود که آنها دیده باشند. ماری هفتهها تلاش کرد تا بقیهی بدن آن موجود را پیدا کند. او هر روز به همان صخره بازمیگشت، گل و سنگ را کنار میزد و به آرامی حفاری میکرد.
سرانجام، اسکلت کامل موجودی عظیم آشکار شد. یک خزندهی دریایی با دندانهای بزرگ و بدنی شبیه دلفین. امروزه ما آن را با اسم ایکتیوسور (Ichthyosaur) میشناسیم.
اما در آن زمان، چنین موجودی تقریبا برای علم ناشناخته بود. وقتی دانشمندان اسکلت را دیدند، شگفتزده شدند. این یکی از اولین اسکلتهای کامل از یک جانور ماقبل تاریخ بود که تاکنون کشف شده بود. و کشف کنندهاش یک دختر نوجوان فقیر بود.
شکارچی فسیل
از آن پس، ماری بیشتر وقتش را در ساحل میگذراند. اما کار او بسیار خطرناک بود. صخرههای لایم ریجیس دائما فرو میریختند. باران و طوفان میتوانستند هر لحظه باعث سقوط تودههای سنگ شوند. چند بار ماری تا آستانه مرگ رفت. یک بار حتی سگ وفادارش که همیشه همراهش بود، زیر ریزش صخره جان باخت. اما ماری دست از کار نکشید. او چیزی داشت که بسیاری از دانشمندان آن زمان نداشتند: چشم فوقالعاده برای دیدن جزئیات.
موجودات عجیب از دل گذشته
در سالهای بعد، ماری کشفیات حیرتانگیز دیگری انجام داد. او اولین اسکلت کامل از پلیزیوسور (Plesiosaur) را پیدا کرد؛ موجودی با گردنی بسیار بلند و بدنی شبیه لاکپشت. وقتی خبر این کشف منتشر شد، بعضی دانشمندان حتی باور نکردند.
آنها گفت: «چنین حیوانی نمیتواند واقعی باشد.»
اما فسیل واقعی بود. و به تدریج دانشمندان فهمیدند که زمین زمانی پر از موجوداتی بوده که دیگر وجود ندارند.
این کشفیات به شکلگیری یکی از مهمترین ایدههای علمی کمک کرد: انقراض.
تا آن زمان بسیاری باور داشتند خداوند همه موجودات را یکبار آفریده و آنها همیشه وجود داشتهاند. اما فسیلهایی که ماری پیدا میکرد، نشان میدادند دنیایی از حیوانات وجود داشته که اکنون کاملا از بین رفتهاند.
دانشی که کسی انتظارش را نداشت
با اینکه ماری تحصیلات رسمی نداشت، اما با مطالعه و تجربه به دانشی عمیق رسید. او آناتومی حیوانات را یاد گرفت. کتابهای علمی میخواند و بهمرور توانست تشخیص دهد هر استخوان متعلق به چه موجودی است.
دانشمندان معروف از سراسر اروپا به لایم ریجیس میآمدند تا با او صحبت کنند. اما مشکل بزرگی وجود داشت.
ماری: زن بود، فقیر بود و عضو انجمنهای علمی نبود. در آن زمان زنان اجازه عضویت در بسیاری از انجمنهای علمی را نداشتند.
بنابراین اغلب مردان دانشمند فسیلهایی را که ماری پیدا کرده بود میخریدند، دربارهشان مقاله مینوشتند و نامشان در تاریخ ثبت میشد. نام ماری اغلب در حاشیه میماند.
کشفهایی که علم را تغییر داد
با این حال، تاثیر او انکارناپذیر بود.
ماری آنینگ:
اولین اسکلت کامل ایکتیوسور را پیدا کرد.
اولین پلیزیوسور کامل را کشف کرد.
نخستین کسی بود که فهمید بعضی سنگهای عجیب در واقع مدفوع فسیل شدهی حیوانات باستانی هستند(Coprolites). این کشف به دانشمندان کمک کرد بفهمند حیوانات ماقبل تاریخ چه میخوردهاند.
او همچنین بقایای پتروسورها (خزندگان پرنده) را در انگلستان پیدا کرد. تقریبا هر کشف بزرگی از ساحل لایم ریجیس، ردپایی از ماری آنینگ داشت.
زنی که در زمان خودش جدی گرفته نشد
با وجود همه این دستاوردها، ماری زندگی سادهای داشت. او هنوز برای امرار معاش فسیل میفروخت. گاهی پول کافی برای زندگی نداشت. تنها در سالهای پایانی عمر، بعضی دانشمندان سرانجام ارزش واقعی کار او را پذیرفتند و برایش مستمری کوچکی جمعآوری کردند.
پایان یک زندگی عجیب
ماری آنینگ در سال ۱۸۴۷، در ۴۷ سالگی، بر اثر سرطان درگذشت. بعد از مرگش، انجمن زمینشناسی لندن همان انجمنی که در زمان زندگیاش اجازه عضویت به زنان نمیداد، برای او مراسم یادبود برگزار کرد.
آنها فهمیده بودند که بسیاری از پایههای دانش دیرینهشناسی مدرن، روی کشفیات همین زن ساخته شده است.
میراث ماری آنینگ
امروزه ماری آنینگ یکی از مهمترین چهرههای تاریخ دیرینهشناسی شناخته میشود. داستان زندگی او الهامبخش کتابها، فیلمها شده است.
او بقایای دنیایی گمشده را از دل سنگها بیرون میآورد و با هر فسیلی که پیدا میکرد، داستانی از میلیونها سال پیش را دوباره زنده میکرد.


نقشه راه زنان قدرتمند (کلیک کنید)
آرشیو زندگینامه زنان قدرتمند (کلیک کنید)
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 