بیبی خانم استرآبادی | بنیانگذار اولین مدرسه دخترانه
معرفی و زندگی نامه زنان قدرتمند ایرانی
در روزگاری که صدای زنان ایران، پشت دیوارهای بلند حرمسراها و عرفهای سنگین جامعه گم میشد، در شهر استرآباد (گرگان امروزی) دختری متولد شد که قرار بود یکی از آن صداها باشد؛ صدایی که نه تنها گم نشد، که طنینانداز شد و دیوارها را ترک انداخت. نامش بود «بیبیخانم استرآبادی».
از کودکی تا ازدواج در نوجوانی
بیبیخانم در خانوادهای مرفه و اشرافی چشم به جهان گشود. پدرش از افسران بلندپایه نظامی بود و مادرش، خورشیدبیگم، از زنان باسواد و آزادیخواه روزگار خود بود. مادر، قفس طلایی دخترش را با کتاب و قلم آراست. در حالی که بسیاری از همنشینانش مشغول یادگیری خیاطی و آداب خانهداری بودند، بیبیخانم مشتاقانه فارسی، عربی و فقه میآموخت. اما همین تحصیلات، چشمانش را به نابرابریهایی باز کرد که مانند زنجیر، پای زنان همعصرش را بسته بود.
او در پانزده سالگی، به اصرار خانواده، به عقد مردی درآمد. اگرچه همسرش مردی خوب بود، اما بیبیخانم هرگز نقش سنتی “همسر مطیع” را نپذیرفت. ذهن پرسشگر او در برابر بسیاری از سنتها و بایدونبایدهایی که برای زنان وضع شده بود، به مقاومت برخاست.
نقد مردسالاری
سال ۱۲۷۴ خورشیدی بود. کتاب کوچکی به نام «تأدیب النسوان» (آدابآموزی زنان) کتابی که مردی نوشته بود تا به زنان بیاموزد «چگونه مطیع شوهر باشند».
این کتاب سراسر توهین و تحقیر نسبت به زنان بود. نویسندهای ناشناس در این کتاب، زنان را به دلیل «نادانی و بیعقلی» سرزنش میکرد و آنان را مقصر اصلی مشکلات خانوادگی میدانست. این کتاب، چون شعلهای بر انبار کاه خشم بیبیخانم افتاد. او دیگر سکوت نکرد. قلم را به دست گرفت و با شجاعتی کمنظیر، پاسخی طوفانی نوشت با عنوان «معایب الرجال» (عیبهای مردان). این کتاب، نخستین اثر جدی در نقد مردسالاری در ایران بود که توسط یک زن نوشته میشد.
کتاب «معایب الرجال»، در این اثر با زبانی طنزآمیز، تند و هوشمندانه، جامعه مردسالار را نقد کرد. او مردان را به خاطر بیعدالتی، خودخواهی و بیسوادیشان در شناخت زنان سرزنش کرد. این کتاب یکی از نخستین نوشتههای فمینیستی در ایران به شمار میرود و نشان داد که یک زن ایرانی میتواند هم بنویسد و هم با اندیشهاش ساختار فکری جامعه را به چالش بکشد.
او با زبانی طنزآمیز، تند و بیپروا، از نقش مردان در ایجاد مشکلات خانوادگی سخن گفت. او از مردانی نوشت که خود را “نیمهی خدا” میدانند اما در رفتارشان از کودک نادانترند. از مردانی که زنان را به حجب و حیا دعوت میکنند، اما خود در خیابان به هر زنی چشم میدوزند. از ازدواجهای اجباری، چندهمسری و محرومیت زنان از تحصیل انتقاد کرد. او با این کتاب، آیینهای در برابر جامعه مردسالار گرفت و تصویری که نشان داد، بسیاری را به خشم آورد، اما برای بسیاری از زنان، چون نسیم آزادی بود.
اولین مدرسه دخترانه غیردولتی در ایران
بیبیخانم فهمیده بود که تنها انتقاد کافی نیست؛ باید بنایی نو ساخت. او میخواست دختران ایران، مانند پسران، فرصت آموختن داشته باشند. پس در سال ۱۲۸۴ خورشیدی، در قلب تهران، دست به کار بزرگی زد: او اولین مدرسه دخترانه غیردولتی در ایران را به نام «دبستان دوشیزگان» تاسیس کرد.
این کار در آن زمان، انقلابی بزرگ بود. این اقدام چنان جسورانه بود که عدهای از روحانیان و مردان سنتگرا، مدرسه را تهدید کردند، گاه به مدرسه او سنگ میانداختند، گاه او را تهدید به مرگ میکردند. و حتی مدتی تعطیلش نمودند. اما بیبیخانم از پای ننشست. او دوباره در خانهاش کلاس برگزار کرد و تا پایان عمر، مدافع آموزش زنان ماند.
او در مدرسهاش تنها خواندن و نوشتن تدریس نمیکرد. علوم جدید، جغرافیا، تاریخ و مهارتهای عملی مانند خیاطی نیز در برنامه درسی جای داشت. او میخواست دختران را برای زندگی در دنیای واقعی آماده کند، نه اینکه فقط در قفس خانه محبوس باشند.
درگذشت و میراث او
بیبیخانم تنها یک منتقد و معلم نبود؛ او “مادر” بود. او در کتاب دیگرش به نام «اخلاق الابنیاء»، راهنمایی برای تربیت کودکان نوشت و بار دیگر بر اهمیت آموزش به ویژه برای دختران تاکید کرد. او معتقد بود تربیت یک دختر، در حقیقت تربیت یک نسل است، زیرا او روزی مادر خواهد شد و فرزندانی را پرورش میدهد.
سرانجام این زن پرتلاش و پیشگام در سال ۱۳۰۰ خورشیدی چشم از جهان فروبست. اما میراث او هرگز نمرد:
- قلمش راه را برای نسلهای بعدی نویسندگان و روزنامهنگاران مانند صادق هدایت (در طنز اجتماعی) و دیگران هموار کرد.
- مدرسهاش الگویی شد برای تاسیس صدها مدرسه دخترانه در سراسر ایران.
- صدایش که نخستین فریاد اعتراض سازمانیافته زن ایرانی در دوره قاجار بود، طلیعهدار جنبش زنان ایران شد.
بیبیخانم استرآبادی ثابت کرد که تغییر، حتی با یک قلم و یک کلاس درس کوچک، ممکن است. او زنی بود که در زمانهای پر از سکوت، سخن گفت. در جامعهای که از زنان انتظار اطاعت داشت، او اعتراض کرد. و در فرهنگی که زن را تنها برای خانه میخواست، او درِ علم را به رویشان گشود. او نهتنها راه را برای نویسندگان و معلمان زن بعد از خود هموار کرد، بلکه تبدیل به نمادی از شجاعت و آگاهی شد.


نقشه راه زنان قدرتمند (کلیک کنید)
آرشیو زندگینامه زنان قدرتمند (کلیک کنید)
مینی دوره رایگان زنان قدرتمند (کلیک کنید)
برای اشتراک گذاری این صفحه کلیک کنید: واتساپ / تلگرام
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 
خانم استرآبادی واقعا نسبت به زمان خودش خیلی جلوتر بوده
دمش گرم
ممنون از انتشار چنین مطالب ارزشمندی. خوندن داستان زندگی زنان موفق مخصوصا ایرانی باعث میشه آدم با انگیزه بیشتری به اهدافش فکر کنه