۱۳ اشتباه مرگبار در شرایط جنگ و تورم
اشتباهات مرگبار صاحبان کسب و کار در شرایط جنگ و تورم
در شرایط جنگ، تورم شدید یا بحرانهای اقتصادی، کسبوکارها بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید و نابودی قرار دارند. در چنین شرایطی، حتی یک اشتباه مدیریتی کوچک میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد. بسیاری از صاحبان کسبوکار بدون داشتن برنامه و استراتژی مشخص، تنها به ادامه روند معمول خود ادامه میدهند و غافل از اینکه محیط کسبوکارشان کاملا تغییر کرده است. این مقاله به بررسی اشتباهات مرگبار صاحبان کسبوکار در شرایط جنگ و تورم میپردازد و با مثالها نشان میدهد چگونه تصمیمات اشتباه میتواند کسبوکار را از بین ببرد و چه راهکارهایی برای جلوگیری از آن وجود دارد. با علم ما همراه باشید.۱۳ اشتباه مرگبار در شرایط جنگ و تورم
در شرایط بحران اقتصادی، جنگ، یا تورم شدید، کسبوکارها با تهدیدهای غیرمنتظرهای روبرو میشوند. اشتباهات مدیریتی در این شرایط میتواند باعث فروپاشی سریع کسبوکار شود. در ادامه مهمترین اشتباهات را بررسی میکنیم.۱. انعطافناپذیری و مقاومت در برابر تغییر
در شرایط جنگ و تورم، اولویتها، رفتار مصرفکننده و قوانین بازار به سرعت تغییر میکند. کسبوکاری که بر روشهای قدیمی پافشاری کند، به سرعت از رقابت عقب میافتد و منابع خود را هدر میدهد.
یک کارخانه تولیدکننده لوازم خانگی لوکس، در زمان جنگ و کاهش شدید قدرت خرید، همچنان به تولید و تبلیغ همان محصولات گرانقیمت ادامه میدهد. درحالی که رقبایش خط تولید خود را به سمت کالاهای ضروری و ارزانتر (مثل پلوپزهای ساده یا بخاریهای کممصرف) تغییر دادهاند. نتیجه این است که انبارش پر از کالاهای راکد میشود و جریان نقدینگی قطع میگردد.
۲. بیتوجهی به جریان نقدینگی
نقدینگی در شرایط بحران مانند «اکسیژن» برای کسبوکار است. تورم باعث افزایش سریع هزینهها میشود و جنگ دسترسی به منابع مالی را محدود میکند. مدیریت ضعیف آن منجر به مرگ سریع کسبوکار میشود.
یک فروشگاه زنجیرهای مواد غذایی، به دلیل ترس از افزایش قیمتها، تمام سرمایه در گردش خود را صرف خرید عمده و انبار کردن کالا میکند. اما جنگ باعث قطع مسیرهای توزیع میشود و او نمیتواند کالاها را به شعب دیگر برساند. از طرف دیگر، اجارهبها و دستمزد کارکنان باید پرداخت شود، اما پولی در حساب نیست. شرکت حتی با داشتن انبارهای پر، ورشکسته میشود.
۳. عدم برنامهریزی برای تامین مواد اولیه
جنگ زنجیره تامین جهانی و داخلی را مختل میکند. وابستگی به یک تامین کننده یا یک مسیر وارداتی، ریسک بزرگی است. قطع یک تامین کننده میتواند تولید را متوقف کند.
یک کارخانه تولید دارو که ۸۰٪ مواد اولیه یک داروی حیاتی را از یک کشور خاص وارد میکند، با وقوع جنگ و تحریمها، به طور کامل از دسترسی به آن ماده محروم میشود. تولید متوقف میشود، درحالی که نیاز جامعه به آن دارو در بحران بیشتر هم شده است. اگر از قبل با تامینکنندگان داخلی یا کشورهای ثالث مکاتبه نکرده بود و نمونهای آزمایش نکرده بود، بازیابی آن بسیار زمانبر خواهد بود.
۴. نادیده گرفتن امنیت سایبری و فیزیکی
در بحرانها، تهدیدات سایبری (هک، باجافزار) برای سوءاستفاده از آشفتگی افزایش مییابد. همچنین امنیت فیزیکی داراییها و کارکنان حیاتی میشود.
یک فروشگاه بزرگ در منطقهای که ناآرامی اجتماعی افزایش یافته، بر روی شیشههایش حفاظ نکشد و برنامهای برای حفاظت از انبار نداشته باشد. ممکن است در جریان شورشها غارت شود و خسارت جبرانناپذیری ببیند.
۵. عدم ارتباط موثر با مشتریان
در بحران، مشتریان مضطرب و نیازمند اطلاعات هستند. قطع ارتباط یا ارائه اطلاعات مبهم، اعتماد را نابود میکند. این اعتماد مهمترین دارایی در بحران است. در زمان عدم اعتماد عمومی و تورم، مشتریان به کسبوکارهایی که با آنها شفاف و همراه هستند، بیشتر اعتماد میکنند.
یک نانوایی یا سوپرمارکت که بدون اطلاعرسانی قبلی و با افزایش ناگهانی و شدید قیمتها مواجه شود، به سرعت برچسب “گرانفروش” میخورد و اعتبارش را از دست میدهد. در مقابل، کسبوکاری که با شفافیت اعلام کند: “به دلیل قطع واردات آرد، قیمت نان از فردا ۲۰٪ افزایش مییابد، اما سهمیهبندی عادلانه انجام میدهیم”، همدلی و وفاداری مشتریانش را حفظ میکند.
۶. کاهش کیفیت محصولات یا خدمات
ممکن است کسبوکارها برای جبران افزایش هزینهها یا کمبود مواد، وسوسه شوند کیفیت را کاهش دهند. این یک بازی باخت-باخت است که در بلندمدت منجر به فرار مشتریان میشود.
یک شرکت تولیدکننده کنسروهای غذایی، به دلیل کمبود رب گوجهفرنگی، درصد آن را در محصول خود به شدت کاهش میدهد یا از مواد جایگزین نامرغوب استفاده میکند. مشتریان که به کیفیت آن عادت کرده بودند، پس از یکبار خرید، دیگر از آن محصول استقبال نمیکنند و حتی اخبار منفی در شبکههای اجتماعی پخش میشود. برند برای همیشه آسیب میبیند.
۷. عدم کاهش هزینههای غیرضروری
بسیاری از مدیران در بحران، فکر میکنند کاهش هزینهها یعنی صرفهجویی در چیزهای کوچک، اما هزینههای بزرگ مانند اجاره، انرژی، و پرسنل به همان شکل باقی میماند. ادامه هزینههای بالا در شرایط کاهش درآمد، کسبوکار را به سرعت به ضرر میرساند. یک فروشگاه زنجیرهای در شرایط تورم شدید، به جای کاهش اجاره یا تعداد شعب کمفروش، فقط در تبلیغات صرفهجویی میکند و در نهایت مجبور به تعطیلی دو شعبه میشود.۸. توجه نکردن به نیروی انسانی
کارکنان ستون فقرات کسبوکار در بحران هستند. اگر احساس امنیت و ارزش نکنند، انگیزه خود را از دست میدهند یا سازمان را ترک میکنند.
یک شرکت حملونقل بینشهری، به دلیل افزایش هزینههای سوخت، حقوق رانندگانش را با تاخیر پرداخت میکند و هیچ حمایت روانی یا بیمهای برای مواجهه با خطرات جادهای در شرایط جنگ ارائه نمیدهد. رانندگان با تجربه، یکی پس از دیگری استعفا میدهند و شرکت با کمبود نیروی متبحر مواجه میشود. تصادفات افزایش یافته و اعتبار شرکت نابود میشود.
۹. افزایش هزینهها بدون استراتژی
در تلاش برای مقابله با تورم، برخی صاحبان کسبوکار، قیمتها را بدون تحلیل بازار یا مشتریان زیاد میکنند. افزایش غیرمنطقی قیمتها باعث کاهش تقاضا و خروج مشتریان میشود. یک رستوران در دوران تورم شدید، قیمت منو را دو برابر میکند. در نتیجه مشتریان به رقبای ارزانتر رفتند و فروش به نصف میرسد، در حالی که هزینههای عملیاتی ثابت باقی مانده است.۱۰. عدم تنوعبخشی به منابع درآمدی
تکمحصولی یا تکخدمتی بودن در بحران بسیار خطرناک است. اگر آن یک کانال درآمدی به هر دلیلی قطع شود، کل کسبوکار فلج میشود.
یک آژانس مسافرتی که فقط بر فروش تورهای اروپایی متمرکز است، با وقوع جنگ و بسته شدن حریم هوایی، تمام درآمدش قطع میشود. درحالی که همزمان، تقاضا برای اجارهی ویلا در مناطق امن داخلی یا خدمات مرتبط با جابهجایی داخلی ممکن است افزایش یافته باشد. اگر از قبل به این بخشها فکر نکرده باشد، نمیتواند سریع تغییر جهت دهد.
۱۱. واکنشپذیری به جای پیشکنشی بودن
منتظر ماندن برای وقوع حوادث و سپس اقدام کردن، در بحران به معنای از دست دادن زمان طلایی است. کسبوکارهای موفق برای سناریوهای مختلف (قطع برق، قطع اینترنت، تخلیه منطقه) از قبل برنامه دارند.
یک شرکت فناوری اطلاعات که سرورهایش تنها در یک شهر مستقر است، هنگام بمباران و قطعی برق طولانیمدت، تمام خدماتش به مشتریان داخلی و خارجی قطع میشود. اگر از قبل طرح پشتیبانگیری (Backup) و بازیابی فاجعه (Disaster Recovery) نداشته و سرورهای جایگزین در یک منطقه امن راهاندازی نکرده باشد، ممکن است دادههای مهم را برای همیشه از دست بدهد و اعتماد مشتریانش را از بین ببرد.
۱۲. غفلت از مسئولیتهای اجتماعی
در بحران، جامعه بیش از هر زمان دیگری به کسبوکارها نگاه میکند. رفتارهای سودجویانه و بیتفاوت به درد جامعه، میتواند باعث خشم عمومی و تحریم آن برند شود.
کارخانه تولیدکننده ماسک و مواد ضدعفونی، در اوج یک بحران بهداشتی در جنگ، محصولات خود را با قیمت گزاف به بازار عرضه میکند یا آنها را احتکار مینماید. این کار نه تنها از نظر اخلاقی محکوم است، بلکه ممکن است منجر به مداخله دولت (مثل توقیف کالاها)، تحریم مردمی و نابودی کامل وجهه آن برند در بلندمدت شود. در مقابل، کسبوکاری که بخشی از محصولاتش را به مناطق بحرانزده اهدا کند، سرمایه اجتماعی بزرگی به دست میآورد.
۱۳. تصمیمگیری احساسی و شتابزده
ترس و فشار بحران باعث میشود مدیران تصمیمهای بزرگ را بدون تحلیل و مشورت بگیرند. تصمیمات شتابزده معمولا منجر به زیانهای بلندمدت میشوند. یک فروشگاه لوازم خانگی در روزهای اول جنگ، موجودی خود را با تخفیف زیاد میفروشد تا پول نقد سریع داشته باشد، اما چند هفته بعد قیمت کالاها دوباره افزایش یافت و فروش مجددش با ضرر مواجه شد.نکات تکمیلی
در شرایط جنگ و تورم، پارادایم حاکم از «حداکثر کردن سود» به «حداقل کردن ریسک و حفظ بقا» تغییر میکند. کسبوکارهایی زنده میمانند که:
چابک باشند (به سرعت خود را با شرایط جدید تطبیق دهند).
منعطف باشند (راههای چندگانه برای تامین، تولید و درآمد داشته باشند).
شفاف و قابل اعتماد باشند (با کارکنان، مشتریان و جامعه ارتباط صادقانه برقرار کنند).
پیشکنشگر باشند (به جای واکنش، برای تهدیدات از قبل برنامهریزی کنند).
این شرایط اگرچه بسیار سخت است، اما برای کسبوکارهای هوشمند میتواند زمینهساز ایجاد مزیت رقابتی پایدار، نوآوری اجباری و وفاداری عمیق مشتریان نیز باشد.
جمع بندی
بحرانها و شرایط تورمی، اگرچه چالشبرانگیز هستند، اما فرصتی عالی برای تقویت کسبوکار و آمادهسازی آن برای آینده محسوب میشوند. اشتباهاتی مانند نادیده گرفتن نقدینگی، افزایش بیرویه قیمتها، وابستگی به یک تامینکننده یا تصمیمگیری احساسی، میتوانند به سرعت کسبوکار را نابود کنند. کلید موفقیت در این شرایط، مدیریت هوشمند نقدینگی، کاهش هزینههای غیرضروری، تنوع درآمد و تامین، ارتباط شفاف با مشتری و تصمیمگیری مبتنی بر تحلیل و برنامهریزی است. کسبوکارهایی که این اصول را رعایت میکنند، نه تنها میتوانند از بحران جان سالم به در ببرند، بلکه میتوانند موقعیت خود را تقویت کرده و برای آیندهای پایدارتر آماده شوند.

سایر مقالات مدیریت بحران کسب و کار (کلیک کنید)
آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)
برای اشتراک گذاری کلیک کنید: واتساپ | تلگرام
مشاوره کسب و کار با دکتر مرزبان (کلیک کنید) | کوچینگ فردی با دکتر مرزبان (کلیک کنید)
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 