خانه / کسب و کار / اصول و کلیات کسب و کار / سندرم استکهلم در سازمان و کسب و کار
مقالات و مطالب آموزشی کسب و کار
مقالات و مطالب آموزشی کسب و کار (فروش، برند سازی، نیرو انسانی، سیستم سازی و...)

سندرم استکهلم در سازمان و کسب و کار

سندرم استکهلم در سازمان و کسب و کار

چگونه سندرم استکهلم در محیط کاری ظاهر می‌شود؟

 

سندرم استکهلم، پدیده‌ای روان‌شناختی است که در آن قربانیان اسارت یا تهدید به طور ناخودآگاه به مهاجمان یا افرادی که آنها را تحت فشار قرار داده‌اند، وابسته می‌شوند. و حتی احساس همدلی و محبت نسبت به آنها پیدا می‌کنند. این پدیده که در ابتدا در زمینه‌های جنایی و تروریستی مورد بررسی قرار گرفت، به تدریج به دنیای سازمان‌ها و کسب و کارها نیز راه یافته است. در محیط‌های کاری، کارکنان ممکن است تحت فشارهای روانی و سازمانی قرار بگیرند که منجر به ایجاد وابستگی به مدیران یا ساختارهای قدرت می‌شود.

این مقاله به بررسی سندرم استکهلم در سازمان و کسب و کار می‌پردازد و عوامل موثر بر بروز این پدیده را تحلیل می‌کند. با توجه به اهمیت ایجاد محیط‌های کاری سالم و حمایتگر، درک عمیق‌تر از این پدیده می‌تواند به مدیران و رهبران سازمان‌ها کمک کند تا راهکارهایی موثر برای مقابله با آن ارائه دهند و به بهبود روابط کاری و افزایش انگیزه و رضایت شغلی کارکنان بپردازند. با علم ما همراه باشید.

 

سندرم استکهلم چیست؟

سندرم استکهلم (Stockholm Syndrome) یک واکنش روان‌شناختی است که در آن فرد گروگان یا قربانی سوءاستفاده به‌طور غیرمنطقی به گروگان‌گیر یا آزارگر خود احساس همدلی، وابستگی یا حتی علاقه پیدا می‌کند. این سندرم معمولا در شرایطی ایجاد می‌شود که قربانی تحت فشار روانی شدید قرار دارد و در عین حال، رفتارهای مثبت کوچکی از سوی گروگان‌گیر یا آزارگر دریافت می‌کند.

 

تاریخچه سندرم استکهلم

این اصطلاح برای اولین بار در سال ۱۹۷۳ و پس از یک سرقت مسلحانه در بانک استکهلم، سوئد مطرح شد. در این حادثه، سارقان چهار کارمند بانک را به مدت ۶ روز گروگان گرفتند. پس از آزادی، گروگان‌ها نه‌ تنها علیه گروگان‌گیران شهادت ندادند، بلکه از آنها حمایت کردند و حتی برای آزادی‌شان تلاش کردند. پس از این رویداد، روان‌شناسان این رفتار را “سندرم استکهلم” نامیدند.

 

دلایل و مکانیسم‌های روان‌شناختی

سندرم استکهلم نتیجه‌ی ترکیبی از مکانیسم‌های بقا، وابستگی روانی، و فشار روانی شدید است. برخی از عوامل تاثیرگذار شامل:

تهدید و ترس: فرد گروگان‌ گرفته‌ شده ممکن است به دلیل ترس از آسیب یا مرگ، به گروگانگیر وابسته شود.

رفتارهای مثبت از سوی آزارگر: اگر گروگان‌گیر یا آزارگر رفتارهای مثبتی مانند دادن غذا، صحبت مهربانانه یا کاهش خشونت را نشان دهد، قربانی ممکن است این رفتارها را نشانه‌ای از “رحم و شفقت” ببیند.

ایزوله شدن: در بسیاری از موارد، فرد از دنیای خارج جدا شده و تنها با گروگانگیر در ارتباط است.

عدم توانایی فرار: وقتی قربانی احساس کند راهی برای فرار ندارد، ذهن او به‌جای مقابله، استراتژی سازگاری روانی را انتخاب می‌کند.

امید به زنده ماندن: فرد ممکن است برای افزایش شانس زنده ماندن، خود را با گروگانگیر هم‌نوا کند.

 

نشانه‌های سندرم استکهلم

نشانه‌های سندرم استکهلم معمولا در افرادی ظاهر می‌شود که در شرایطی مانند گروگان‌گیری، سوءاستفاده یا روابط سلطه‌گرانه قرار گرفته‌اند. این نشانه‌ها شامل احساسات و رفتارهای خاصی است که فرد نسبت به آزارگر یا گروگانگیر خود بروز می‌دهد. برخی از مهمترین نشانه‌ها عبارتند از:

احساس همدلی و دلسوزی نسبت به آزارگر

فرد ممکن است نسبت به گروگانگیر یا آزارگر خود احساس دلسوزی کند و حتی تلاش کند بهانه‌هایی برای رفتارهای او پیدا کند. مثلا ممکن است باور کند که گروگانگیر “مجبور” به انجام این کارها بوده یا شرایط سختی داشته است.

 

وفاداری به آزارگر

فرد ممکن است به گروگانگیر وفادار بماند و حتی در برابر تلاش‌های دیگران برای نجات او مقاومت کند. در برخی موارد، فرد از همکاری با پلیس یا مقامات خودداری می‌کند.

 

انکار یا به حداقل رساندن خطر

فرد ممکن است خطراتی که از سوی آزارگر متوجه اوست را انکار کند یا آن را کم‌اهمیت جلوه دهد. این مکانیسم دفاعی روانی به فرد کمک می‌کند تا با شرایط دشوار کنار بیاید.

 

احساس مثبت یا عشق نسبت به آزارگر

در برخی موارد، فرد ممکن است احساسات مثبت یا حتی عاشقانه نسبت به گروگانگیر یا آزارگر خود پیدا کند. این احساسات ممکن است ناشی از وابستگی عاطفی یا تلاش برای کاهش خطرات باشد.

 

ترس از نجات یا آزادی

فرد ممکن است از آزادی یا نجات یافتن بترسد، زیرا احساس می‌کند که بدون آزارگر نمی‌تواند زندگی کند یا از عهده شرایط بیرونی بربیاید. این ترس ممکن است ناشی از وابستگی روانی یا ترس از انتقام باشد.

 

توجیه رفتارهای آزارگر

فرد ممکن است رفتارهای خشونت‌آمیز یا تهدیدآمیز آزارگر را توجیه کند و حتی آنها را به عنوان نشانه‌ای از علاقه یا توجه تفسیر کند.

 

نکته مهم: این نشانه‌ها معمولا در شرایطی ظاهر می‌شوند که فرد تحت فشار روانی شدید قرار دارد و برای بقا یا کاهش خطرات، به آزارگر وابسته می‌شود. این سندرم یک مکانیسم دفاعی روانی است که به فرد کمک می‌کند با شرایط دشوار کنار بیاید، اما می‌تواند پیامدهای منفی طولانی‌مدتی داشته باشد.

در صورت مشاهده این نشانه‌ها، کمک گرفتن از روانشناس یا مشاور متخصص بسیار مهم است.

 

نمونه‌های واقعی سندرم استکهلم

1. پرونده پاتریشیا هرست (1974)

پاتریشیا هرست، دختر یک خانواده ثروتمند آمریکایی، توسط گروهی شبه‌نظامی ربوده شد. چند هفته بعد، او به این گروه پیوست و در یک سرقت مسلحانه به آنها کمک کرد.

2. پرونده ناتاشا کامپوش (1998)

ناتاشا، دختر 10 ساله‌ای از اتریش، به مدت 8 سال توسط یک مرد ربوده شده و در زیرزمینی نگهداری می‌شد. پس از فرار، او درباره‌ی احساسات متناقض خود نسبت به رباینده‌اش صحبت کرد.

 

درمان و مقابله با سندرم استکهلم

روان‌درمانی: جلسات منظم با یک روانشناس یا روانپزشک می‌تواند به فرد کمک کند تا احساسات و تجربیات خود را درک کند.

حمایت اجتماعی:  حضور افرادی که به فرد عشق و حمایت بی‌قید و شرط ارائه می‌دهند، می‌تواند به بهبود احساس امنیت و اعتماد به نفس او کمک کند.

آموزش و آگاهی: درک این پدیده و شناخت علائم آن می‌تواند به فرد کمک کند تا احساسات خود را بهتر تحلیل کند. همچنین یادگیری مهارت‌هایی مانند مدیریت استرس، کنترل احساسات و تصمیم‌گیری می‌تواند به فرد کمک کند تا از موقعیت‌های مشابه در آینده جلوگیری کند.

درمان بلندمدت: بهبود از سندرم استکهلم ممکن است زمان‌بر باشد. فرد باید به خود فرصت دهد و در طول روند بهبودی، صبور باشد.

تا اینجا سندرم استکهلم را بصورت کامل بررسی کردیم. در ادامه سندرم استکهلم در سازمان و کسب و کار را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

سندرم استکهلم در سازمان و کسب‌وکار

سندرم استکهلم فقط به گروگان‌گیری محدود نمی‌شود و می‌تواند در محیط‌های سازمانی و کسب‌وکار نیز رخ دهد. در این شرایط، کارکنان یا حتی مدیران ممکن است به شیوه‌ای ناخودآگاه از فرهنگ سازمانی سمی، مدیران سوءاستفاده‌گر یا شرایط کاری ناعادلانه حمایت کنند و حتی به آن وابسته شوند.

 

چگونه سندرم استکهلم در محیط کاری ظاهر می‌شود؟

در محیط کاری، این سندرم می‌تواند به شکل‌های زیر بروز کند:

وفاداری بیش‌ازحد به مدیر یا سازمان

کارمندان ممکن است به‌رغم رفتارهای نامناسب، سوء استفاده یا فشارهای غیرمنصفانه از سوی مدیر یا سازمان، همچنان وفاداری شدیدی نشان دهند. این وفاداری ممکن است ناشی از ترس از دست دادن شغل، نیاز به تایید یا احساس وابستگی به سازمان باشد.

 

توجیه رفتارهای نامناسب

کارمندان ممکن است رفتارهای سمی یا سوء استفاده‌گرایانه مدیران یا همکاران را توجیه کنند و حتی آنها را طبیعی یا قابل‌درک بدانند. مثلا ممکن است بگویند: “مدیر سخت‌گیر است، اما این باعث می‌شود ما بهتر کار کنیم”.

 

احساس همدردی با مدیر یا سازمان

کارمندان ممکن است با وجود شرایط دشوار کاری، احساس همدردی با مدیر یا سازمان کنند و حتی خود را مسئول بهبود شرایط بدانند. این احساس ممکن است ناشی از ترس از تغییر یا از دست دادن موقعیت‌شان باشد.

 

انکار یا کم‌اهمیت‌شمردن مشکلات

افراد ممکن است مشکلات محیط کار، مانند آزار و اذیت، تبعیض یا فشارهای غیرمنصفانه را انکار کنند یا آنها را کم‌اهمیت جلوه دهند. این رفتار ممکن است ناشی از ترس از عواقب گزارش مشکلات یا از دست دادن حمایت باشد.

 

وابستگی عاطفی به محیط کار

برخی کارمندان ممکن است به‌رغم شرایط نامناسب، وابستگی عاطفی به محیط کار پیدا کنند و حتی در صورت داشتن فرصت‌های بهتر، تمایلی به ترک سازمان نداشته باشند.

 

مقاومت در برابر تغییر

کارمندان ممکن است در برابر تغییرات مثبت یا بهبود شرایط مقاومت نشان دهند، زیرا به شرایط موجود عادت کرده‌اند و از تغییر می‌ترسند. (سندرم استکهلم در سازمان و کسب و کار)

 

 عوامل موثر در ایجاد سندرم استکهلم در محیط کار:

  • فرهنگ سازمانی سمی: محیط‌‌هایی که در آنها ترس، کنترل شدید و فشار روانی وجود دارد.
  • وابستگی مالی یا عاطفی: کارمندانی که به‌دلایل مالی یا عاطفی وابسته به سازمان هستند.
  • فقدان حمایت: نبود سیستم‌های حمایتی برای کارمندان در برابر سوء رفتارها.
  • ترس از دست دادن شغل: ترس از بیکاری یا عواقب منفی گزارش مشکلات.

 

چگونه از سندرم استکهلم در محیط کاری جلوگیری کنیم؟

آگاهی از حقوق خود: کارمندان باید بدانند که احترام، حقوق عادلانه و تعادل کار و زندگی یک استاندارد است، نه لطف کارفرما.

ایجاد محیط کاری سالم: سازمان‌ها باید فرهنگ شفافیت، احترام و عدالت را ترویج دهند.

تشویق به تغییر شغل در صورت نیاز: اگر شرایط کاری ناسالم است، کارمندان باید بدانند که ترک سازمان خیانت نیست، بلکه اقدامی برای رشد فردی است.

ارزیابی رفتار مدیران و همکاران: آیا مدیر شما از شما سوءاستفاده می‌کند اما شما همچنان از او دفاع می‌کنید؟ آیا احساس می‌کنید که بدون این شرکت موفق نخواهید شد؟

 

جمع بندی

سندرم استکهلم در سازمان و کسب‌وکار یک مشکل جدی است که می‌تواند باعث شود کارکنان در محیط‌های سمی و ناسالم بمانند. آگاهی، شناخت رفتارهای ناسالم و شجاعت در تغییر، راه‌های کلیدی برای مقابله با این وضعیت هستند.

 

رزرو جلسه مشاوره و کوچینگ با دکتر شهریار مرزبان: 09164052373 | اینستاگرام دکتر مرزبان (کلیک کنید) | کوچینگ فردی با دکتر مرزبان (کلیک کنید)

 

www.elmema.com

آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری این صفحه کلیک کنید:  واتس‌اپ  | تلگرام

 

اینستاگرام دکتر مرزبان (کلیک کنید)| مشاوره و کوچینگ فردی با دکتر مرزبان (کلیک کنید)

برای دریافت راهنمای در واتس‌اپ (کلیک کنید)  |   09164052373

 

این محتوا چقدر براتون مفید بود؟

لطفا به محتوا با ستاره (1»2»3»4»5) امتیاز دهید

میانگین امتیاز 5 / 5. تعداد آرا: 1

تاکنون کسی به این محتوا رای نداده! اولین کسی باشید که این محتوا را ارزیابی می کند...

درباره ی مدیر سایت علم ما

Avatar photo
علم ما یک سایت آموزشی و مشاوره‌ای هست که از سال 94 راه اندازی شد. در سایت علم ما به موضوعات راه اندازی و رشد کسب و کار و رشد و توسعه فردی می پردازیم. حتما از دوره های رایگان علم ما استفاده کنید.

مطلب پیشنهادی

100 روش و استراتژی های بازاریابی

لیست روش و استراتژی بازاریابی و فروش در ایران

لیست روش و استراتژی بازاریابی و فروش در ایران آموزش معروف ترین انواع مدل و …

3 دیدگاه

  1. خیلی خوبه که مردم رو آگاه می کنید با این مطالب

  2. منم محل کار قبلیم افتضاح بود
    ولی این جای جدید
    خیلی خیلی خوبه و باعث رشد مهارتی و عزت نفسمم شده

    واقعا محل کار خوب، نعمته

  3. باید آموزش ببینیم
    یادم نمیره تو شرکت قبلی که کار می کردیم اینقدر تحقیر میشدیم
    که حال هممون تا ماه ها بد بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دوره رایگان رهایی از احساس منفی (کلیک کنید)

رد کردن