داستان کوکاکولا، اشتباهی که یک امپراتوری ساخت
چه چیزی یک اشتباه را به یک افسانه تبدیل میکند؟ در دنیای کسبوکار، شکستها معمولا به فراموشی سپرده میشوند، اما برخی از آنها چنان درخشان هستند که تاریخ را تغییر میدهند. داستان کوکاکولا، اشتباهی که یک امپراتوری ساخت، نماد بیچون و چرای جهانیشدن و سرمستی آمریکایی، از یکی از همین اشتباهات بزرگ متولد شد.
این مقاله شکلگیری این امپراتوری نوشیدنی میپردازد و روایتی را بازگو میکند که چگونه یک داروساز در جستجوی یک شربت دارویی، به طور تصادفی فرمولی را کشف کرد که نه تنها یک کسبوکار، بلکه یک فرهنگ جهانی را بنیان نهاد. «کوکاکولا» بیش از یک نوشیدنی، روایتی از نوآوری ناخواسته، بازاریابی نابغهانه و تبدیل یک اشتباه به یک امپراتوری بیپایان است. در این داستان با علم ما همراه باشید.
تولد یک داروی مرموز
ماجرا از آتلانتای آمریکا در سال ۱۸۸۶ شروع میشود. جان پمبرتون، یک داروساز کنجکاو، پس از جنگ داخلی به دنبال ساخت یک معجون شفابخش بود. او شربتی را با ترکیبی از عصاره برگ کوکا (که در آن زمان کوکائین داشت)، آجیل کولا و چند ماده دیگر ساخت که ادعا میشد برای سردرد، رفع خستگی و اضطراب مفید است. نام آن را گذاشتند: کوکاکولا (به خاطر دو ماده اصلی: کوکا و کولا).
این شربت ابتدا در داروخانها به صورت لیوانی و به عنوان یک داروی مقوی فروخته میشد.
در اوایل کار، یک روز یکی از کارگران داروخانه که شربت کوکاکولا را آماده میکرد، به جای آب معمولی، به طور اشتباهی آن را با آب گازدار مخلوط کرد!
این اشتباه، طعم جدید و دلنشینی را به وجود آورد که مشتریان آن روز را شگفتزده کرد. شربت داروخانهای پمبرتون، حالا یک نوشیدنی گازدار خوشمزه و انرژیزا بود. این “اشتباه” کوچک، مسیر تاریخ را عوض کرد؛ کوکاکولا از یک داروی ساده، به یک نوشیدنی پرطرفدار تبدیل شد.
ظهور یک تاجر نابغه
فروش کوکاکولا در ابتدا چندان زیاد نبود و پمبرتون کمتر از دو سال بعد، درگذشت. اما قبل از مرگ، فرمول خود را به چند نفر فروخت. ناجی واقعی کوکاکولا، تاجر باهوشی به نام آسا گریگس کندلر (Asa Griggs Candler) بود.
کندلر با یک دیدگاه متفاوت، فرمول و حق امتیاز کوکاکولا را به طور کامل خرید. او فهمید که کوکاکولا نه یک دارو، بلکه یک برند است.
او اولین کسی بود که کوپنهای تخفیف و نمونههای رایگان نوشیدنی را بین مردم پخش کرد. نام کوکاکولا را روی ساعتها، تقویمها و هر وسیلهای که ممکن بود، چاپ کرد تا نامش همهجا در ذهن مردم حک شود.
با افزایش انتقادات، کندلر محتوای کوکائین را به تدریج حذف و آن را با کافئین جایگزین کرد و فرمول مخفی خود را برای همیشه محرمانه نگه داشت.
در سال ۱۹۸۴ یک تاجر اهل میسیسیپی اولین شخصی بود که به ذهنش رسید این نوشیدنیها را در بطریهای مخصوص به فروش برساند. او ۱۲ عدد از این بطریها را برای کندلر فرستاد اما هیچ پاسخ مثبتی از طرف او دریافت نکرد. کندلر یک تاجر فوقالعاده باهوش بود اما نتوانست متوجه شود که آیندهی نوشابههای کوکاکولا در عرضه کردن آنها در بطریهای قابل حملی است که مصرفکنندگان بتوانند آنها را در هرجایی با خود حمل کنند. ۵ سال بعد دو وکیل به نامهای بنجامین توماس (Benjamin Thomas) و جوزف وایتهد (Joseph Whitehead) ایدهی فروختن نوشابهها داخل بطریهای مخصوص را بار دیگر مطرح کردند و توانستند کندلر را قانع کنند و حق انحصار فروش هر بطری نوشیدنی را به قیمت تنها یک دلار به ثبت رساندند.
بازاریابی و تبلیغات برند کوکاکولا
در سال ۱۹۱۹ ارنست وودراف (Ernest Woodruff) شرکت کوکاکولا را از آسا کندلر خریداری کرد و رابرت پسرش ریاست شرکت را بر عهده گرفت.
او در سال ۱۹۲۸ نوشابههای کوکاکولا را برای اولین بار با بازیهای المپیک که در آمستردام برگزار میشد آشنا کرد. وودراف نوشابهها را در بستهبندیهای ۶ تایی عرضه میکرد تا مشتریها راحتتر بتوانند از نوشابه در منزل یا هنگام رفتوآمد استفاده کنند. این حرکت نه تنها موفقیت بزرگی برای این شرکت محسوب میشد بلکه باعث شد تا این نوشیدنی وارد زندگیهای مردم شده و جزئی از آن شود.
کوکاکولا از شناختهشدهترین نامهای تجاری در جهان و دومین واژه شناختهشده زبان انگلیسی در جهان است. نام تجاری کوکاکولا پس از اپل و گوگل سومین نام تجاری با ارزش در جهان است و ارزش آن بیش از ۶۷ میلیارد دلار تخمین زده میشود. در بسیاری از کشورهای غربی این نوشابه به صورت کوتاهتر، کُک (Coke) نامیده میشود و در خاورمیانه و ایران نیز نام آن به اختصار کوکا گفته میشود.
از یک داروخانه تا پادشاه جهان
کوکاکولا با تکیه بر فرمول مخفی، تبلیغات هوشمندانه و تبدیل شدن به نمادی از شادی و زندگی مدرن، به سرعت تبدیل به یک غول جهانی شد.
از آن روز که یک کارگر به اشتباه آب گازدار را با شربت پمبرتون مخلوط کرد، تا به امروز که بیش از ۱.۹ میلیارد بطری کوکاکولا روزانه در ۲۰۰ کشور جهان نوشیده میشود، این برند نمادی از این حقیقت است که گاهی اوقات، بزرگترین موفقیتها نتیجه یک اشتباه ساده اما بهموقع هستند.
قدرت بینش، مهمتر از قدرت اختراع است.
جان پمبرتون (مخترع) در فقر درگذشت. اما آسا کندلر (تاجری که امتیاز را خرید) آن را به یک امپراتوری تبدیل کرد. پمبرتون محصول را داشت، اما کندلر بینش تجاری را.
او فهمید که این یک محصول دارویی نیست، بلکه یک برند سبک زندگی است.
داشتن یک ایده خوب کافی نیست. مهم این است که چگونه آن ایده را به بازار ببرید و برای مردم به یک ارزش تبدیل کنید. دیدگاه درست و استراتژی بازاریابی قوی، میتواند یک اختراع معمولی را به یک پدیده جهانی تبدیل کند.
موفقیت کوکاکولا، نتیجهی ترکیب این سه عامل بود:
نوآوری مستمر: تغییر فرمول از دارو به نوشابه، و حذف کوکائین برای تطبیق با جامعه.
ریسکپذیری در تبلیغات: صرف هزینههای سرسامآور برای اولین کمپینهای تبلیغاتی جهانی.
توزیع و مقیاسپذیری (بطریسازی): تبدیل شدن از یک لیوان نوشیدنی محلی به یک محصول بستهبندی شده قابل حمل برای همه جای دنیا.
این داستان به ما میآموزد که برای ساختن یک امپراتوری، باید “آمادهی دیدن فرصتها در دل اشتباهات” باشیم، نهراسیم از “فکر کردن در مقیاس جهانی”، و از همه مهمتر، “احساس خوب” را به مشتری ارائه دهیم.
جمع بندی
از آزمایشگاه ساده جان پمبرتون در آتلانتا تا ابعاد جهانی امروز، سفر کوکاکولا روایتی افسانهای است. این داستان به ما یادآوری میکند که گاهی تاریخ نه توسط طرحهای بزرگ، که توسط لحظات کوچک و تصادفی ساخته میشود. آن «اشتباه» اولیه، اگر به دست فرد دیگری میافتاد، شاید برای همیشه در کشوهای تاریخ گم میشد.
اما کوکاکولا ثابت کرد که سرنوشت یک ایده، تنها به خود آن ایده وابسته نیست، بلکه به شهامت کسانی بستگی دارد که آن را در آغوش میگیرند و به پرواز درمیآورند. امروز، کوکاکولا دیگر تنها یک نوشیدنی نیست؛ بلکه یک داستان موفقیت ماندگار است. داستانی که با یک اشتباه آغاز شد و با خلق یک امپراتوری جهانی به پایان رسید، یا شاید بهتر است بگوییم، هرگز پایان نخواهد یافت.

برای دیدن آرشیو داستان های کوتاه (کلیک کنید)
آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)
برای اشتراک گذاری کلیک کنید: واتساپ | تلگرام
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 
الهام بخش و عااااااااالی
بیشتر بزارید لطفا
شما با صداقت توضیح دادهاید که موفقیت حاصل شکستهای متعدد، فشارهای اجتماعی و گاهی حتی قضاوتهای سنگین است.
داستان ها واقعیت را بدون تلخی و در عین حال بدون اغراق بیان کرده و همین آن را خاص کرد.