خانه / کتاب و مطالعه / داستان کوتاه و آموزنده / داستان آمازون، اولین میز از درب‌های تخته چوبی
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

داستان آمازون، اولین میز از درب‌های تخته چوبی

داستان آمازون، اولین میز از درب‌های تخته چوبی

 

داستان آمازون، اولین میز از درب‌های تختهٔ چوبی یکی از اسطوره‌ها و داستان‌های تاسیس معروف شرکت آمازون است که به طور گسترده در فرهنگ شرکتی و بیانیه‌های جف بزوس، بنیانگذار آن، نقل شده است. این داستان نمادین، بر ارزش‌های بنیادین آمازون مانند صرفه‌جویی، نوآوری، و تمرکز بر مشتری تاکید می‌کند. ولی داستان این میزها چیست؟ با علم ما همراه باشید.

 

میزهای دربی

در روزهای اولیه تاسیس آمازون در سال ۱۹۹۴-۱۹۹۵، جف بزوس و اولین کارمندانش در یک گاراژ در سیاتل کار می‌کردند. بودجه شرکت بسیار محدود بود. به جای خرید میزهای اداری گران‌قیمت، بزوس برای صرفه‌جویی در هزینه، با درب‌های تخته چوبی ساده و ارزان‌قیمت از فروشگاه‌های خانگی، پایه‌هایی برای آنها ساخت و از آنها به عنوان میز استفاده کرد. وی این درها را روی چهارپایه‌های ساده قرار داد و از آنها به عنوان میز کامپیوتر و میز کار استفاده کرد. بزوس از این اقدام برای ارسال یک پیام عمدی استفاده می‌کرد:

“ما پولمان را صرف چیزهایی می‌کنیم که بر مشتریانمان اثر دارد و نه چیزهایی که بی‌تاثیرند.”

این فرهنگ “میزهای دربی” (Door Desks) نماد فرهنگ ابتدایی و مبتکرانه شرکت شدند. حتی با رشد آمازون و نقل مکان آن به دفترهای بهتر، این سنت برای سال‌ها ادامه یافت. کارمندان جدید همچنان میزهایی می‌ساختند که رویه آنها از درب‌های تخته چوبی بود.

 

مفهوم کلیدی این داستان

این داستان ساده، چندین پیام قدرتمند را در بر دارد که تا امروز نیز در فرهنگ آمازون طنین‌انداز است:

1. مشتری‌محوری مفرط:

منطق پشت این کار این بود: «هر دلاری که برای تجملات اداری خرج نکنیم، می‌توانیم یک دلار بیشتر برای بهبود تجربه مشتری خرج کنیم.» این نگرش، تمرکز وسواس‌گونه آمازون بر رضایت مشتری را از همان ابتدا نشان می‌داد.

2. صرفه‌جویی:

صرفه‌جویی یکی از اصول رهبری معروف آمازون است. این داستان به کارمندان یادآوری می‌کند که محدودیت‌های منابع می‌تواند منجر به نوآوری شود. پول یک منبع محدود است و باید بر روی چیزهایی که واقعا برای مشتریان ارزش ایجاد می‌کنند، متمرکز شود، نه بر روی امور تجملاتی و حاشیه‌ای.

3. ساختار سلسله مراتری مسطح:

جف بزوس خودش نیز از همین میزهای دربی استفاده می‌کرد. این موضوع بر فرهنگ عدم وجود برتری‌جویی و دسترسی آسان به مدیریت ارشد تاکید داشت. همه در کنار هم و با ابزارهای یکسان کار می‌کردند.

4. نوآوری و عملگرایی:

آنها به جای خرید یک راه‌حل آماده، با استفاده از خلاقیت و آنچه در دسترس بود، مشکل خود (نیاز به میز) را حل کردند. این روحیه «خودت انجام بده» (DIY) در DNA آمازون نهادینه شده است.

 

سرنوشت این ایده در آمازون امروز

با تبدیل شدن آمازون به یک غول فناوری با بیش از ۱.۵ میلیون کارمند، دیگر عملی نیست که همه از میزهای دربی دست‌ساز استفاده کنند. اما این داستان به یک نماد قدرتمند فرهنگی تبدیل شده است:

در بسیاری از دفاتر مدرن آمازون، می‌توان میزهای کنفرانس، میزهای کار و حتی میزهای پذیرش را دید که رویه آنها از جنس چوب و به سبک همان درب‌های تخته چوبی اولیه ساخته شده‌اند. این یک طراحی عمدی برای یادآوری ریشه‌های شرکت است.

همچنین آمازون داخلی جایزه‌ای به نام «Door Desk Award» دارد که به کارمندانی اهدا می‌شود که روحیه نوآوری، صرفه‌جویی و ابتکار اولیه شرکت را در کار خود نشان می‌دهند.

جمع‌بندی

داستان «اولین میز از درب‌های تخته چوبی» بسیار بیشتر از یک خاطره جالب از روزهای اولیه است. این داستان، بیانیه‌ای فیزیکی از فلسفه کسب‌وکار آمازون است. تمرکز بر روی اهداف بلندمدت و ایجاد ارزش برای مشتری، حتی اگر به معنای قناعت کردن و صرف نظر از راحتی‌های کوتاه‌مدت باشد. این داستان به کارمندان یادآوری می‌کند که شرکت از کجا آمده و ارزش‌هایش چیست، حتی در ابعاد جهانی امروز.

 

 

www.elmema.com

برای دیدن آرشیو داستان های کوتاه (کلیک کنید)

آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری کلیک کنید:  واتس‌اپ  |  تلگرام 

 

این محتوا چقدر براتون مفید بود؟

لطفا به محتوا با ستاره (1»2»3»4»5) امتیاز دهید

میانگین امتیاز 3.7 / 5. تعداد آرا: 3

تاکنون کسی به این محتوا رای نداده! اولین کسی باشید که این محتوا را ارزیابی می کند...

درباره ی شبنم مرزبان

Avatar photo
شبنم هستم، نویسنده کتاب سخت تر از سخت و سرپرست نویسندگان علم ما. مطالعه، آموزش دیدن و نوشتن رو خیلی دوست دارم و در علم ما مقالاتم رو با شما به اشتراک میزارم...

مطلب پیشنهادی

https://elmema.com/category/free/informative-story

داستان کوتاه: گند بودن روزگار

داستان کوتاه گند بودن روزگار   شخصی گله می‌کرد: «دنیا روز به روز بدتر می‌شود. …

یک دیدگاه

  1. باورم نمیشه از کجا شروع کردن
    کاش کمتر به خودم سخت بگیرم و شروع کنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دوره رایگان رهایی از احساس منفی (کلیک کنید)

رد کردن