هشت اشتباه خطرناک مدیران تازه کار
۱) فکرمی کنند که همه چیز را می دانند:
اگر به عنوان «مدیر تولید» شناخته شدید، ممکن است تصور کنید که همه چیز را در مورد تولید می دانید! حتی اگر این طور هم باشد، مطمئنا تمامی نکات در مورد مهم ترین قسمت از شغل خود- یعنی اداره ی کارکنان- را نمی دانید. پس، به سخنان آنان گوش کنید و نظرشان را بپرسید.
۲) دستاوردهای فردی افراد اهمیتی برای من ندارد:
هیچکس نمیتواند منکر اهمیت و اولویت داشتن دستاوردها و موفقیتهای تیمی و سازمانی باشد، اما این به آن معنا نیست که موفقیتها و دستاوردهای تک تک افراد مهم و قابل توجه نیست. بنابراین باید به دستاوردها و موفقیتهای فردی افراد در کنار پیشرفتهای گروهی آنها توجه و آنها را نیز تشویق کرد.
۳) مدام در حال معرفی خود به عنوان مدیر هستند:
در واقع، همه ی کارکنان می دانند که شما مدیر هستید و ضرورتی ندارد که پیوسته درصدد معرفی خود باشید. به جای آن، تلاش کنید تا به عنوان مدیری جدید، تغییرات مثبت و سازنده ای در محل کار خود به وجود آورید.
۴) من باید فاصلهام را با کارکنان حفظ کنم:
بعضی از مدیران کمتجربه به اشتباه فکر میکنند که فاصله گرفتن از کارکنانشان و کمتر روبهرو شدن با آنها به معنای با صلابت بودن و حفظ فاصله بین مدیریت و کارکنان است، درحالیکه هیچگاه نمیتوان فقط به کارکنان دستور داد و پس از آن هیچ مراودهای با آنها نداشت، چرا که کارکنان هر سازمانی اگر چه به میزان مشخصی آزادی عمل و اختیار در تصمیمگیری و اجرا نیاز دارند، اما حتما باید با مدیریتشان تعامل داشته باشند و از آنها راهنمایی بخواهند. این ارتباط باید به شکلی آزاد و نامحدود شکل گیرد تا کارها در مسیر درست و مناسب قرار گیرد.
۵) همه چیزرا تغییر می دهند:
فقط به خاطر این که گمان می کنید کار انجام شده، اشتباه است، دوباره کاری نکنید زیرا احتمال دارد که شما روش دیگری را برای انجام کارها به کار می گیرید؛ بنابراین، میان متفاوت بودن روش کار و اشتباه بودن آن فرق بگذارید .
۶) نیازی به تفویض اختیارات نیست:
گاهی اوقات مدیران تازهکار فکر میکنند خودشان یکتنه میتوانند تمام تصمیمات لازم و درست را اتخاذ کنند و بنابراین به تفویض اختیارات نیازی ندارند. آنها دچار این توهم هستند که اگر اتخاذ تمام تصمیمات درست در شرکت بهوسیله آنها انجام شود و به موفقیتهای چشمگیر منتهی شود، تمام این پیشرفتها به حساب خود آنها و توانایی مدیریتیشان نوشته خواهد شد، درحالیکه آنها این اصل مسلم را فراموش کردهاند که موفقیت هر سازمانی مستقیم یا غیرمستقیم در سایه مدیریت درست شکل میگیرد و مدیریت آن عامل محرکه پیشرفتها شناخته میشود. البته بخشی از بیمیلی مدیران جوان برای تفویض اختیارات به بیاعتمادیشان نسبت به کارکنانشان مربوط میشود که همین محافظهکاری نابجا موجب بروز خسارات بسیاری میشود
۷) از انجام بعضی کارها در هراس هستند:
از آن جا که خودتان برای تصدی شغل «مدیریت» درخواستی نکرده اید، از توانایی انجام کارها به نحو احسن مطمئن نیستید. با این حال، اجازه ندهید که افکار منفی بر شما غلبه کند و تصور نکنید که نمی توانید از عهده ی انجام کارها برآیید. مطمئن باشید که مدیران سطح بالا بدون در نظر گرفتن توانایی و درایت تان، شما را برای این شغل انتخاب نمی کردند.
۸) از دیگران تقلید میکنید:
زمانی که تنها عنوان «مدیر» را در نظر بگیرید، گسترش و توسعه سبک مدیریتیتان به صورت جادویی و شگفتانگیز اتفاق نمیافتد. بنابراین دور از انتظار نیست که مدیران تازهکار اقدام به تقلید از مدیریتهای پیشین کنند که قبلا دیدهاند یا در معرضشان بودهاند و به همین دلیل ممکن است از همان سبکها و شیوههای مدیریتی استفاده کنند. البته ممکن است شما یک راهنما یا یک مدیر خلاق برای تقلید در شیوههای مدیریت باشید اما تقلید به مدیران جدید اجازه چالش برای وضع موجود، افزایش تواناییها و اثرگذاری در یک سازمان را نمیدهد.
(ارسال از آمنه ایزدی)
برای دیدن سایر مقالات بازاریابی و فروش اینجا کلیک کنید.
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 

ممنون خیلی مفید بود