خانه / کسب و کار / داستان های کسب و کار / داستان کلنل ساندرز (KFC) | پیرمردی که در ۶۵ سالگی متولد شد
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

داستان کلنل ساندرز (KFC) | پیرمردی که در ۶۵ سالگی متولد شد

داستان کلنل ساندرز (KFC)

پیرمردی که در ۶۵ سالگی متولد شد

 

داستان کلنل هارلند ساندرز، پیرمردی با کت‌وشلوار سفید و لبخندی مهربان که عکسش روی سطل‌های مرغ سوخاری در سراسر جهان می‌باشد، یکی از عجیب‌ترین و الهام‌بخش‌ترین حماسه‌های “هرگز دیر نیست” در تاریخ بشریت است.
این داستان پیروزیِ مردی است که واژه «دیر شده» را از لغت‌نامه حذف کرد. درباره مردی که ۶۵ سال تمام شکست خورد، اما در زمانی که همه به فکر بازنشستگی و مرگ هستند، او تازه متولد شد. در این داستان با علم ما همراه باشید.

 

فصل اول: زندگی، یک سلسله شکست بی‌پایان

هارلند ساندرز در ۵ سالگی پدرش را از دست داد. در ۱۶ سالگی مدرسه را رها کرد. در ۱۷ سالگی از چهار شغل اخراج شده بود. او در طول زندگی‌اش تقریبا هر کاری را امتحان کرد: مامور آتش‌نشانی راه‌آهن، فروشنده بیمه، کارگر کشتی‌های بخار و حتی وکیل؛ اما در همه آنها یا شکست خورد یا اخراج شد.

او مردی بود که انگار بدشانسی با سایه‌اش گره خورده بود. در سن ۴۰ سالگی، او یک پمپ‌بنزین کوچک در کنتاکی داشت و برای مسافران خسته، مرغ سرخ‌کرده درست می‌کرد. دستپختش عالی بود، اما درست وقتی که کارش داشت رونق می‌گرفت، یک جاده بزرگراهی جدید ساخته شد که مسیر مسافران را تغییر داد و رستوران او را به کلی از رونق انداخت. او ورشکست شد.

 

 ۱۰۵ دلار و یک دنیا تنهایی

در سن ۶۵ سالگی، هارلند ساندرز بازنشسته شد. دولت به او اولین چک تامین اجتماعی‌اش را داد: فقط ۱۰۵ دلار!
او به چک نگاه کرد و با خود فکر کرد: «آیا زندگی من همین بود؟ یک عمر دویدن برای ۱۰۵ دلار در ماه؟» او به قدری ناامید بود که حتی به فکر خودکشی افتاد. اما همان‌جا، زیر سایه یک درخت، شروع کرد به نوشتن لیست کارهایی که “می‌توانست” انجام دهد. او متوجه شد یک چیز دارد که هیچ‌کس دیگر ندارد: دستور پخت جادویی مرغ با ۱۱ ادویه و گیاه مخصوص.

 

خوابیدن در ماشین و ۱۰۰۹ بار نه شنیدن!

او چیزی برای از دست دادن نداشت. پیرمرد ۶۵ ساله، اجاق فشارپز (Pressure Cooker) و کیسه‌های ادویه‌اش را پشت ماشین قدیمی‌اش گذاشت و راهی جاده‌ها شد.
نقشه او ساده بود: به رستوران‌ها می‌رفت، برایشان مرغ می‌پخت و اگر مشتری‌ها خوششان می‌آمد، به صاحب رستوران پیشنهاد می‌داد که در ازای فروش هر مرغ، مبلغ ناچیزی به او بدهند.

اما واقعیت بیرحم بود. او شب‌ها در صندلی عقب ماشینش می‌خوابید و صبح‌ها صورتش را در دستشویی پمپ‌بنزین‌ها می‌شست. او دقیقا ۱۰۰۹ بار پاسخ “نه” شنید! صاحبان رستوران‌ها او را مسخره می‌کردند: «پیرمرد، با این کت‌وشلوار مضحک و مرغ‌هایت از اینجا برو!».

 

وقتی دنیا طعم پیروزی را چشید

او تسلیم نشد. هزار و دهمین نفر (۱۰۱۰) بالاخره به او “بله” گفت.
آن یک “بله”، قفل جادویی زندگی او را باز کرد. طعم مرغ‌های او به قدری متفاوت و لذیذ بود که به سرعت دهان به دهان چرخید. در عرض چند سال، “جوجه سوخاری کنتاکی” یا همان KFC به یک پدیده جهانی تبدیل شد.
هارلند ساندرز در سن ۸۸ سالگی به یک مولتی‌میلیاردر تبدیل شد؛ مردی که ثابت کرد موفقیت، تاریخ انقضا ندارد.

 

درس بزرگ 

ساندرز به ما یاد داد که:

مهم نیست زندگی چند بار تو را به زمین می‌زند؛ مهم این است که چند بار بلند می‌شوی. او ثابت کرد که سن، فقط یک عدد است و اشتیاق، موتور محرکِ رویاهاست.
اگر امروز حس می‌کنی عقب مانده‌ای یا برای شروع دوباره دیر شده است، به یاد پیرمردی بیفت که با ۱۰۵ دلار و یک آرزو، دنیا را فتح کرد.

 

www.elmema.com

برای دیدن آرشیو داستان های کوتاه (کلیک کنید)

آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری کلیک کنید:  واتس‌اپ  |  تلگرام 

 

درباره ی شبنم مرزبان

Avatar photo
شبنم هستم، نویسنده کتاب سخت تر از سخت و سرپرست نویسندگان علم ما. مطالعه، آموزش دیدن و نوشتن رو خیلی دوست دارم و در علم ما مقالاتم رو با شما به اشتراک میزارم...

3 دیدگاه

  1. واقعا هر کدام از ما چقدر توان نه شنیدن داریم…

  2. هیچ وقت برای شروع دیر نیست
    مهم اینه که باور داشته باشی و شروع کنی!

  3. خیلی خوب بود بیشتر از این داستانها بذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


نمایشگاه کتاب علم ما! کد تخفیف BOOK (کلیک کنید)

رد کردن