خانه / کسب و کار / داستان های کسب و کار / از تشک بادی تا تختِ جهان
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

از تشک بادی تا تختِ جهان

از تشک بادی تا تختِ جهان

 

تصور کن شبی در یک شهر غریب گیر افتاده‌ای. همه هتل‌ها پر هستند، پول زیادی هم نداری، و هیچ جایی برای ماندن پیدا نمی‌شود. ناگهان کسی در خانه‌اش را باز می‌کند، یک تشک بادی در اتاق نشیمن می‌اندازد و می‌گوید: «می‌توانی امشب اینجا بمانی.»

شاید آن لحظه فقط یک کمک ساده به نظر برسد. اما اگر همین ایده کوچک به یک پلتفرم جهانی تبدیل شود که میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا از آن برای سفر استفاده کنند چه؟

باورکردنی نیست، اما یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های حوزه سفر در جهان دقیقا از همین نقطه شروع شد:

چند جوان که پول اجاره خانه‌شان را نداشتند و تصمیم گرفتند فضای خالی خانه‌شان را با چند غریبه به اشتراک بگذارند.

آنچه در ابتدا فقط چند تشک بادی در یک آپارتمان کوچک در سان‌فرانسیسکو بود، خیلی زود تبدیل شد به شرکتی که مفهوم سفر، اقامت و حتی مهمان‌نوازی را در سراسر جهان تغییر داد.

این، داستان Airbnb است؛ داستان اینکه چگونه یک مشکل ساده، با کمی خلاقیت و جسارت، می‌تواند به یکی از الهام‌بخش‌ترین استارتاپ‌های جهان تبدیل شود. با علم ما همراه باشید.

 

تشک بادی

سال ۲۰۰۷ بود. سان‌فرانسیسکو شهری زیبا و گران، شهری پرجنب‌وجوش که همیشه میزبان کنفرانس‌ها و رویدادهای فناوری بود.

در این شهر، دو طراح جوان به نام‌های برایان چسکی و جو گبیا در آپارتمان کوچک‌شان با یک مشکل ساده اما دردناک دست‌وپنجه نرم می‌کردند:

آنها نمی‌توانستند اجاره خانه‌شان را بپردازند.

رویای خلاق بودن داشتند، اما حساب بانکی‌شان چیزی جز اضطراب نشان نمی‌داد. اجاره خانه عقب افتاده بود. هر ماه که می‌گذشت، استرس مثل باری روی سینه‌شان سنگین‌تر می‌شد.

یک شب، وقتی قبض‌ها روی میز پخش بود، فهمیدند یک کنفرانس بزرگ طراحی در شهر برگزار می‌شود. تمام هتل‌ها پر شده بودند. شهر شلوغ بود و مسافرها دنبال جا می‌گشتند.

جو با نیم‌لبخندی که بین شوخی و جدیت بود گفت:

«اگه چند تا تشک بادی بخریم و بهشون جا بدیم چی؟»

فکر ساده‌ای بود. حتی کمی خنده‌دار. اما وقتی چیزی برای از دست دادن نداری، خنده‌دار بودن مهم نیست.

آن‌ها سه تشک بادی خریدند. خانه کوچکشان را مرتب کردند. یک وب‌سایت خیلی ساده ساختند و نوشتند:

Air Bed & Breakfast.

سه نفر ثبت‌نام کردند.

سه غریبه وارد خانه‌شان شدند.

سه صبحانه ساده سرو شد.

و در پایان آن آخر هفته، نه‌تنها ۲۴۰ دلار پول به دست آوردند، بلکه چیزی بسیار مهم‌تر را کشف کردند:

آدم‌ها حاضرند به هم اعتماد کنند.

 

شروعی که کسی جدی نمی‌گرفت

این تجربه ساده اما موفق، به آنها ایده داد:

شاید هزاران نفر دیگر در جهان هم چنین نیازی داشته باشند؛ نه هتل، نه یکنواختی؛ بلکه تجربه‌ای محلی، گرم و شخصی.

برای گسترش کار، آنها با یکی از دوستان‌شان، ناتان بلچارچیک (یک برنامه‌نویس)، همراه شدند تا یک وب‌سایت واقعی بسازند.

وب‌سایتی که مردم بتوانند خانه‌شان را برای اقامت دیگران ارائه کنند.

آن تجربه کوتاه، مثل جرقه‌ای در تاریکی بود. اما جرقه برای تبدیل شدن به آتش، سوخت می‌خواست.

آن‌ها باور داشتند می‌شود دنیایی ساخت که در آن هر کسی بتواند خانه‌اش را با دیگران به اشتراک بگذارد.

اما دنیا به این باور نمی‌خندید؟ چرا. خیلی هم می‌خندید.

وقتی برای جذب سرمایه رفتند، تقریبا همه گفتند:

«دیوانه‌اید.»

«هیچ‌کس خانه‌اش را به غریبه نمی‌دهد.»

«خطرناک است.»

«مدل درآمدی ندارد.»

رد شدن، بارها و بارها تکرار شد. بعضی روزها فقط چند رزرو داشتند. بعضی روزها هیچ.

 

خلاقیت در دل ناامیدی: ماجرای کورن‌فلکس‌ها!

در سال ۲۰۰۸ بحران اقتصادی آمریکا را لرزاند. مردم شغل‌هایشان را از دست می‌دادند. بازار مسکن فرو می‌ریخت. شرایط برای یک استارتاپ کوچک، بیشتر شبیه کابوس بود تا فرصت.

در آستانه ورشکستگی، آنها در اقدامی عجیب و خلاقانه برای تأمین بودجه نخست، شروع کردند به ساخت جعبه‌های کورن‌فلکس (غلات صبحانه) دست‌ساز با تم انتخابات آمریکا: طرح اوباما و مک‌کین.

کاری خلاقانه، کمی دیوانه‌وار، اما جسورانه. با همان فروش، پول کافی برای ادامه مسیر جمع کردند.

این حرکت یک پیام داشت:

این سه نفر تسلیم نمی‌شوند.

 

ورودی آرام، رشد انفجاری

در سال ۲۰۰۹، شرکت Y Combinator، یکی از مهم‌ترین شتاب‌دهنده‌های استارتاپی، تصمیم گرفت روی این تیم سرمایه‌گذاری کند. مشاور آنها، پل گراهام، گفت:

«شما باید بروید نزد کاربران‌تان، با آنها صحبت کنید و عکس‌های خانه‌هایشان را خودتان بگیرید

برایان دوربین برداشت. در خانه میزبان‌ها را زد. شخصا عکس گرفت.

نتیجه؟ رزروها تقریبا دو برابر شد.

در آن لحظه فهمیدند که محصول واقعی‌شان فقط یک وب‌سایت نیست؛ اعتماد و تجربه است.

Airbnb آرام‌آرام رشد کرد.

سیستم امتیازدهی دوطرفه طراحی شد؛ هم مهمان‌ها به میزبان امتیاز می‌دادند، هم میزبان‌ها به مهمان. هویت‌ها تایید می‌شد. پشتیبانی شبانه‌روزی ایجاد شد. آن‌ها فهمیدند اگر اعتماد از بین برود، همه‌چیز فرو می‌ریزد.

با رشد شرکت، مشکلات هم بزرگ‌تر شد. شهرها قوانین سخت‌گیرانه وضع کردند. هتل‌ها ناراضی بودند. رسانه‌ها کوچک‌ترین اشتباه را بزرگ می‌کردند. هر حادثه‌ای می‌توانست برند را نابود کند.

اما Airbnb انعطاف‌پذیر بود. یاد گرفت گوش بدهد. یاد گرفت سریع اصلاح کند. یاد گرفت به جای جنگیدن با همه، گفتگو کند.

سال‌ها گذشت و شرکت تبدیل شد به پلتفرمی جهانی با میلیون‌ها میزبان در صدها کشور. ارزش شرکت به میلیاردها دلار رسید.

همان ایده‌ای که زمانی مسخره می‌شد، حالا صنعت گردشگری را تغییر داده بود.

و درست وقتی همه‌چیز در اوج بود، جهان متوقف شد.

 

چالش‌ها: از پیروزی تا بحران

سال ۲۰۲۰ پاندمی کرونا.

سفرها لغو شد. رزروها به نزدیک صفر رسید. درآمد سقوط کرد. بسیاری فکر کردند پایان کار است.

برایان مجبور شد بخش بزرگی از کارکنان را اخراج کند. تصمیمی دردناک که شب‌ها خواب را از او می‌گرفت. اما به‌جای انکار واقعیت، مسیر را تغییر دادند. تمرکز روی اقامت‌های طولانی‌مدت، زندگی در حومه شهرها، کار از راه دور. مردم دیگر فقط برای سفر کوتاه خانه اجاره نمی‌کردند؛ برای زندگی موقت می‌آمدند. Airbnb دوباره خودش را بازتعریف کرد.

 

صعود دوباره و ورود به بورس

چند ماه بعد، در حالی که جهان هنوز در بحران بود، شرکت وارد بورس شد. ارزشش در روز اول به ده‌ها میلیارد دلار رسید. همان سه تشک بادی حالا تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های اقامتی جهان شده بود.

اما شاید مهم‌ترین بخش این داستان پول یا ارزش بازار نباشد.

مهم این است که سه نفر با یک مشکل ساده (نداشتن پول اجاره) تصمیم گرفتند به‌جای قربانی بودن، خلاق باشند. آن‌ها بارها شنیدند «نمی‌شود». بارها تحقیر شدند. بارها نزدیک بود شکست بخورند. اما هر بار یک راه دیگر پیدا کردند.

Airbnb از تکنولوژی پیچیده شروع نشد. از سرمایه‌گذاری عظیم شروع نشد. از نابغه‌های افسانه‌ای شروع نشد. از یک نیاز ساده شروع شد.

از یک ایده ساده.

و از پشتکاری غیرعادی.

و شاید پیامش همین باشد:

گاهی بزرگ‌ترین امپراتوری‌ها، از کوچک‌ترین تصمیم‌های ناامیدانه شروع می‌شوند. فقط کافی است وقتی همه می‌گویند «نه»، تو یک بار دیگر امتحان کنی.

 

Airbnb امروز

امروز Airbnb یک پلتفرم جهانی عظیم است:

میلیون‌ها اقامتگاه در بیش از ۲۲۰ کشور

تجربه‌های گردشگری، تورها و فعالیت‌ها

تمرکز بر اقامت‌های بلندمدت

و برنامه‌هایی برای ورود به حوزه‌هایی مانند مسکن پایدار و حتی معماری ماژولار

اما مهم‌ترین بخش داستان هنوز هم همان است:

Airbnb یک کسب‌وکار نیست؛

بلکه یک ایده ساده اما قدرتمند درباره ارتباط بین انسان‌هاست. این باور که مهمان‌نوازی می‌تواند در هر گوشه‌ای از جهان اتفاق بیفتد.

 

www.elmema.com

برای دیدن آرشیو داستان های کوتاه (کلیک کنید)

آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری کلیک کنید:  واتس‌اپ  |  تلگرام 

درباره ی شبنم مرزبان

Avatar photo
شبنم هستم، نویسنده کتاب سخت تر از سخت و سرپرست نویسندگان علم ما. مطالعه، آموزش دیدن و نوشتن رو خیلی دوست دارم و در علم ما مقالاتم رو با شما به اشتراک میزارم...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


نمایشگاه کتاب علم ما! کد تخفیف BOOK (کلیک کنید)

رد کردن