اگر نتوانید فعالیتتان را اندازهگیری کنید، نمیتوانید آن را بهبود دهید!
تصور کن صاحب یک کسبوکار هستی. هر روز از صبح تا شب مشغول کار میشوی، به مشتریان پاسخ میدهی، سفارشها را پیگیری میکنی، برای فروش بیشتر برنامه میریزی و تلاش میکنی کارها را بهتر از روز قبل انجام دهی. بااینحال، در پایان ماه وقتی به عملکردت نگاه میکنی، متوجه میشوی که نه فروش آنطور که انتظار داشتی رشد کرده، نه هزینهها بهاندازه کافی کاهش یافتهاند و نه احساس میکنی کسبوکارت در مسیر مشخصی حرکت میکند.
در چنین شرایطی احتمالا از خودت میپرسی: «من که اینهمه کار انجام میدهم، پس چرا نتیجه بهتری نمیگیرم؟»
پاسخ این سوال ممکن است در یک اصل مهم مدیریت پنهان شده باشد: تا زمانی که فعالیتهای خود را اندازهگیری نکنید، نمیتوانید بهدرستی آنها را ارزیابی و بهبود دهید.
تلاش کردن مهم است، اما تلاش بهتنهایی تضمینکننده پیشرفت نیست. برای اینکه بفهمیم فعالیتهای ما چقدر موثر بودهاند، باید بتوانیم آنها را بررسی کنیم، نتایجشان را ببینیم و بر اساس اطلاعات واقعی تصمیم بگیریم. اینجاست که یکی از ابزارهای ساده اما بسیار کاربردی مدیریت، یعنی ثبت فعالیت، اهمیت پیدا میکند. با علم ما همراه باشید.
چرا اندازهگیری، نقطه شروع هر پیشرفت واقعی است؟
فرض کن دو فروشنده در یک شرکت فعالیت میکنند. فروشنده اول هر روز با مشتریان تماس میگیرد، پیامهای متعددی ارسال میکند و ساعتهای زیادی را به پیگیری فروش اختصاص میدهد. فروشنده دوم نیز همین کارها را انجام میدهد، اما علاوه بر آن، تعداد تماسها، تعداد مشتریان علاقهمند، جلسات برگزارشده و فروش نهایی خود را ثبت میکند.
در پایان ماه، هر دو نفر احساس میکنند بسیار تلاش کردهاند؛ اما فقط فروشنده دوم اطلاعاتی در اختیار دارد که میتواند به کمک آنها عملکردش را تحلیل کند.
او میتواند بفهمد چند تماس به گفتوگوی جدی منجر شده، چند مشتری خرید کردهاند و در کدام مرحله مشتریان بیشتری از فرایند فروش خارج شدهاند. شاید متوجه شود که تماسهایش زیاد است، اما پیگیریهای بعدی را بهموقع انجام نمیدهد. شاید هم بفهمد بخشی از مشتریان از ابتدا تناسبی با محصول او نداشتهاند.
این اطلاعات به او کمک میکنند بهجای افزایش بیهدف فعالیتها، دقیقا همان بخشی را اصلاح کند که مانع نتیجهگیری شده است.
این مثال، مفهوم یکی از اصول مهم مدیریت را نشان میدهد: برای بهبود عملکرد، ابتدا باید وضعیت موجود را بشناسیم.
وقتی چیزی را اندازهگیری نمیکنیم، معمولا به برداشتهای شخصی، حافظه و احساسات خود تکیه میکنیم. ممکن است تصور کنیم این هفته بسیار پربازده بودهایم، درحالیکه بخش زیادی از زمانمان صرف کارهای کماهمیت شده است. ممکن است احساس کنیم فروش کاهش یافته، اما ندانیم این کاهش از تعداد مشتریان جدید، نرخ تبدیل یا مبلغ خرید هر مشتری ناشی شده است.
اندازهگیری به ما کمک میکند میان تصور و واقعیت تفاوت قائل شویم.
فعالیتهایی که ثبت نمیشوند، بهراحتی فراموش میشوند!
یکی از مشکلات رایج در مدیریت کسبوکار و حتی زندگی شخصی، وابستگی بیش از حد به حافظه است. بسیاری از افراد تصور میکنند چون در طول روز مشغول انجام کارهای مختلف هستند، میتوانند در پایان روز بهخوبی به یاد بیاورند چه کارهایی انجام دادهاند و چقدر پیشرفت کردهاند.
اما واقعیت این است که ذهن ما معمولا اتفاقات مهم، ناخوشایند یا هیجانانگیز را بهتر به خاطر میسپارد و بسیاری از فعالیتهای کوچک روزمره بهمرور فراموش میشوند.
ممکن است یک مدیر در پایان روز به یاد بیاورد که دو جلسه مهم داشته و یک مشکل اساسی را حل کرده است، اما زمانهایی را که صرف پاسخگویی به پیامهای غیرضروری، جستوجوی اطلاعات تکراری یا انجام کارهای پراکنده کرده، بهدرستی محاسبه نکند.
در نتیجه، وقتی از او پرسیده میشود چرا کارهای اصلی به تعویق افتادهاند، پاسخ روشنی ندارد.
ثبت فعالیت این مشکل را برطرف میکند. وقتی فعالیتها را در همان زمان انجام یا بلافاصله پس از آن ثبت میکنیم، تصویر دقیقتری از نحوه استفاده از زمان، میزان پیشرفت و موانع موجود به دست میآوریم.
نکته مهم این است که ثبت فعالیت صرفا برای نگهداری یک فهرست از کارهای انجام شده نیست؛ بلکه راهی برای شناخت الگوهای رفتاری و کاری ماست. این شناخت به ما نشان میدهد زمان و انرژیمان واقعا کجا صرف میشوند و چه تغییراتی میتوانند نتیجه بهتری ایجاد کنند.
تفاوت مشغول بودن با مفید بودن را بشناسید:
یکی از اشتباهات رایج در محیطهای کاری، برابر دانستن حجم فعالیت با میزان بهرهوری است. فردی که تمام روز مشغول است، لزوما عملکرد بهتری از فردی ندارد که بخشی از روز را به انجام چند فعالیت هدفمند اختصاص میدهد.
برای مثال، مدیر یک فروشگاه اینترنتی را در نظر بگیر که هر روز ساعتها در شبکههای اجتماعی فعالیت میکند. او محتوا منتشر میکند، به پیامها پاسخ میدهد و برای افزایش دنبالکنندگان تلاش میکند. بااینحال، فروشگاه رشد قابلتوجهی ندارد.
اگر این مدیر تنها تعداد محتواهای منتشرشده و ساعتهای کاری خود را در نظر بگیرد، ممکن است نتیجه بگیرد که بهاندازه کافی تلاش کرده است. اما اگر فعالیتهایش را دقیقتر ثبت کند، میتواند شاخصهای دیگری را هم بررسی کند؛ مانند تعداد بازدیدکنندگان ورودی به سایت، تعداد افرادی که محصول را بررسی کردهاند، تعداد سفارشها و میزان فروش حاصل از فعالیتهای بازاریابی.
شاید مشخص شود محتوای زیادی تولید شده، اما بخش زیادی از آن مخاطب را به خرید نزدیک نمیکند. شاید هم مشخص شود کاربران علاقهمند هستند، اما فرایند خرید پیچیده است.
در هر دو حالت، ثبت و اندازهگیری فعالیتها به مدیر کمک میکند مشکل واقعی را پیدا کند.
بنابراین، هدف از ثبت فعالیت این نیست که فقط ثابت کنیم چقدر کار کردهایم؛ هدف این است که بفهمیم کدام فعالیتها واقعا ما را به اهدافمان نزدیک کردهاند.
ثبت فعالیت چگونه به بهبود عملکرد کمک میکند؟
ثبت فعالیت زمانی ارزشمند میشود که اطلاعات به دست آمده را برای تصمیمگیری و اصلاح عملکرد به کار ببریم. این فرآیند را میتوان در چند مرحله ساده توضیح داد.
در مرحله اول، فعالیتهای مهم خود را مشخص میکنیم. لازم نیست همه اتفاقات روز را با جزئیات ثبت کنیم؛ کافی است فعالیتهایی را انتخاب کنیم که با اهدافمان ارتباط دارند. برای یک فروشنده، تماس با مشتریان و پیگیری سفارشها اهمیت دارد. برای یک مدیر، بررسی هزینهها، پیشرفت پروژهها و عملکرد کارکنان ممکن است اولویت بیشتری داشته باشد.
مرحله دوم، فعالیتها را بهصورت منظم ثبت میکنیم. ثبت باید ساده و قابلاجرا باشد تا به یک وظیفه سنگین و فراموششدنی تبدیل نشود. تاریخ، نوع فعالیت، مدتزمان صرفشده و نتیجه حاصل از آن میتوانند اطلاعات مفیدی باشند؛ البته جزئیات موردنیاز به ماهیت فعالیت بستگی دارند.
مرحله سوم، اطلاعات ثبت شده را بررسی میکنیم. آیا فعالیتها مطابق برنامه پیش رفتهاند؟ کدام کارها بیشتر از زمان پیشبینیشده طول کشیدهاند؟ چه عواملی باعث تاخیر شدهاند؟ کدام فعالیتها نتیجه مطلوبی ایجاد کردهاند و کدام یک نیازمند اصلاح هستند؟
مرحله چهارم، تغییرات لازم را اعمال میکنیم. ممکن است لازم باشد فعالیتهای کماثر را کاهش دهیم، زمان بیشتری به کارهای مهم اختصاص دهیم یا روش انجام یک کار را تغییر دهیم.
مرحله پنجم، نتیجه تغییرات را دوباره اندازهگیری میکنیم. اگر عملکرد بهتر شده باشد، میتوانیم روش جدید را ادامه دهیم یا توسعه دهیم. اگر تغییری ایجاد نشده باشد، باید علت را بررسی کنیم و راهکار دیگری را امتحان کنیم.
این چرخه، یعنی ثبت، بررسی، اصلاح و اندازهگیری مجدد، یکی از پایههای بهبود مستمر در مدیریت است.
بدون ثبت فعالیت، برنامهریزی هم میتواند به یک حدس تبدیل شود:
بسیاری از افراد برای روز، هفته یا ماه خود برنامهریزی میکنند؛ اما پس از مدتی متوجه میشوند بخش زیادی از برنامهها اجرا نشدهاند. در چنین شرایطی، معمولا برنامه جدیدی مینویسند و امیدوارند این بار شرایط بهتر شود.
مشکل اینجاست که اگر ندانیم چرا برنامه قبلی اجرا نشده، تغییر دادن آن لزوما مشکلی را حل نمیکند.
برای مثال، فرض کن تصمیم گرفتهای هر روز دو ساعت برای توسعه کسبوکارت وقت بگذاری، اما در عمل فقط سه روز در هفته موفق به انجام آن میشوی. اگر فعالیتهایت را ثبت نکنی، شاید تصور کنی مشکل از کمبود انگیزه یا بینظمی توست.
اما ثبت فعالیت ممکن است نشان دهد که تماسهای پیشبینینشده، جلسات طولانی، کارهای تکراری یا مشخص نبودن اولویتها باعث شدهاند زمان موردنیاز در اختیار نداشته باشی.
در این صورت، راهحل لزوما افزایش اراده یا سختگیری بیشتر نیست؛ شاید لازم باشد برخی کارها را واگذار کنی، زمان جلسات را محدود کنی یا برای فعالیتهای مهم بازه زمانی مشخصی در نظر بگیری.
ثبت فعالیت به برنامهریزی واقعبینانهتر کمک میکند؛ زیرا بهجای تکیه بر تصوراتمان درباره نحوه گذراندن روز، از اطلاعات واقعی استفاده میکنیم.
ثبت فعالیت در مدیریت کسبوکار چه کاربردی دارد؟
اهمیت ثبت فعالیت به مدیریت زمان شخصی محدود نمیشود. این کار میتواند در بخشهای مختلف یک کسبوکار، از فروش و بازاریابی گرفته تا مدیریت هزینهها و اجرای پروژهها، به تصمیمگیری بهتر کمک کند.
در بخش فروش، ثبت تعداد تماسها، پیگیریها، جلسات و نتایج فروش کمک میکند عملکرد فرآیند فروش را بررسی کنیم. اگر تعداد تماسها افزایش پیدا کرده اما فروش ثابت مانده است، باید ببینیم مشکل در کیفیت ارتباط با مشتری، تناسب محصول با نیاز او یا مراحل نهایی خرید قرار دارد.
در بخش بازاریابی، ثبت فعالیتها و نتایج هر اقدام به ما کمک میکند تشخیص دهیم کدام کانالها، محتواها و کمپینها موثرتر هستند. بهاینترتیب، منابع مالی و زمانی بهجای توزیع بیهدف، به فعالیتهایی اختصاص مییابند که شواهد بهتری از اثربخشی آنها وجود دارد.
در مدیریت پروژه، ثبت کارهای انجام شده، مدتزمان صرفشده و موانع پیشرفت میتواند به شناسایی تاخیرها و اصلاح برنامه کمک کند. مدیر بهجای اینکه تنها در پایان پروژه متوجه عقبماندگی شود، میتواند نشانههای مشکل را زودتر بررسی کند.
در مدیریت هزینهها نیز ثبت فعالیتهای مرتبط با خرید، تولید، ارائه خدمات و مصرف منابع، زمینه بررسی دقیقتر هزینهها را فراهم میکند. البته برای محاسبه سودآوری، ثبت فعالیت باید در کنار اطلاعات مالی، درآمدها و هزینههای واقعی قرار بگیرد؛ زیرا صرفا دانستن تعداد فعالیتها برای ارزیابی سود کافی نیست.
در همه این مثالها، اصل یکسان است: وقتی اطلاعات قابل بررسی داشته باشیم، تصمیمها کمتر به حدس وابسته میشوند و فرصت بیشتری برای اصلاح بهموقع به وجود میآید.
پیشرفت از جایی شروع میشود که واقعیت را میبینیم!
بهبود عملکرد، چه در کسبوکار و چه در زندگی شخصی، به شناخت دقیق وضعیت موجود نیاز دارد. نمیتوانیم انتظار داشته باشیم فعالیتی که از میزان، کیفیت یا نتیجه آن آگاهی نداریم، صرفا با تکرار بیشتر به عملکردی بهتر تبدیل شود.
اندازهگیری به ما کمک میکند بفهمیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. ثبت فعالیت، اطلاعات لازم برای این اندازهگیری را فراهم میکند. بررسی اطلاعات، نقاط قوت و ضعف را آشکار میسازد و اصلاح فعالیتها امکان حرکت به سمت نتایج بهتر را فراهم میکند.
پس اگر احساس میکنید تلاش زیادی میکنید اما پیشرفتتان کمتر از انتظار است، شاید پیش از آنکه به فکر انجام کارهای بیشتر باشید، لازم باشد فعالیتهای فعلی خود را بهتر بشناسید.
به یاد داشته باشید: چیزی که ثبت نمیشود، بهسختی قابل بررسی است؛ چیزی که بهدرستی بررسی نشود، بهسختی بهبود پیدا میکند.
میخواهی ثبت فعالیت را اصولی یاد بگیری؟
اگر فقط ثبت کردن چند فعالیت روزانه را انجام دهیم اما ندانیم چه چیزی را ثبت کنیم، چگونه اطلاعات را بررسی کنیم و چطور از نتیجه ثبت فعالیت برای اصلاح رفتار، افزایش بهرهوری و رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم، ممکن است بعد از مدتی آن را رها کنیم.
در دوره ثبت فعالیت یاد میگیری چگونه فعالیتهای روزانه خود را آگاهانه ثبت و بررسی کنی، الگوهای رفتاری و اتلاف وقت را بشناسی و از این اطلاعات برای ایجاد تغییرات واقعی در زندگی و عملکردت استفاده کنی.
اگر احساس میکنی روزهایت میگذرد اما دقیقا نمیدانی زمانت کجا صرف میشود، ثبت فعالیت میتواند نقطه شروع خوبی برای شناخت بهتر خودت و مدیریت آگاهانهتر زندگی باشد.

علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 
