خانه / توسعه فردی / ۳۰ روز ثبت فعالیت چه تغییری در ذهنیت من ایجاد کرد؟
ثبت فعالیت
ثبت فعالیت

۳۰ روز ثبت فعالیت چه تغییری در ذهنیت من ایجاد کرد؟

۳۰ روز ثبت فعالیت چه تغییری در ذهنیت من ایجاد کرد؟

بررسی یک تجربه واقعی

 

تا قبل از شروع این تجربه، فکر می‌کردم خودم را خوب می‌شناسم. می‌دانستم چه کارهایی انجام می‌دهم، کجا وقت می‌گذارم و حتی تصور می‌کردم دلیل بسیاری از رفتارهایم را می‌دانم.

اما یک سوال ساده همه‌چیز را تغییر داد:

«اگر تمام کارهایی را که در طول روز انجام می‌دهم، دقیق ثبت کنم، آیا تصویر واقعی زندگی‌ام با چیزی که در ذهنم دارم یکسان خواهد بود؟»

برای پیدا کردن جواب، تصمیم گرفتم فقط برای ۳۰ روز، فعالیت‌های روزانه‌ام را ثبت کنم.

نه برای اینکه خودم را قضاوت کنم، نه برای اینکه یک برنامه سخت و غیرقابل‌اجرا داشته باشم و نه برای اینکه هر دقیقه از زندگی‌ام را کنترل کنم. فقط می‌خواستم ببینم واقعا زمان و انرژی من کجا خرج می‌شود.

نتیجه برایم جالب‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم.

بعد از ۳۰ روز فهمیدم ثبت فعالیت فقط ثبت کردن کارهای روزانه نیست؛ آینه‌ای است که رفتار واقعی ما را به خودمان نشان می‌دهد.

 

روز اول؛ فکر می‌کردم وقت ندارم!

در روزهای اول، یکی از جملاتی که زیاد در ذهنم تکرار می‌شد این بود:

«من واقعا وقت ندارم.»

برای مثال، دوست داشتم مطالعه کنم، ورزش کنم، روی یک کار شخصی تمرکز داشته باشم یا مهارت جدیدی یاد بگیرم؛ اما همیشه احساس می‌کردم زمان کافی برای انجام این کارها ندارم.

شروع کردم به ثبت فعالیت‌ها.

صبحانه، کار، تلفن همراه، پیام‌ها، شبکه‌های اجتماعی، استراحت، کارهای خانه، فیلم دیدن، صحبت با دیگران، جست‌وجوهای اینترنتی و حتی زمان‌هایی که ظاهرا «هیچ کاری انجام نمی‌دادم» را ثبت کردم.

چند روز بعد متوجه چیزی شدم که کمی برایم عجیب بود:

من به اندازه‌ای که فکر می‌کردم کمبود وقت نداشتم؛ بخش زیادی از زمانم بدون اینکه متوجه باشم از بین می‌رفت.

مثلا تصور می‌کردم فقط چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخم، اما وقتی زمان‌ها را کنار هم گذاشتم، متوجه شدم همین «چند دقیقه‌های کوچک» در مجموع زمان قابل‌توجهی ساخته‌اند.

اینجا اولین تغییر ذهنی اتفاق افتاد:

به جای اینکه همیشه بگویم «وقت ندارم»، شروع کردم به پرسیدن «وقت من کجا می‌رود؟»

همین تغییر سوال، نگاه من را به زمان عوض کرد.

 

هفته اول؛ واقعیت با تصور من فرق داشت:

ثبت فعالیت یک ویژگی جالب دارد؛ ذهن ما درباره عملکردمان داستان‌های مختلفی می‌سازد، اما ثبت فعالیت با واقعیت سروکار دارد.

ممکن است فکر کنیم: «امروز خیلی کار کردم»

اما وقتی فعالیت‌ها را می‌نویسیم، می‌بینیم بخش زیادی از روز صرف کارهای کم‌اهمیت شده است.

یا برعکس، ممکن است آخر روز احساس کنیم: «امروز هیچ کاری نکردم.»

اما وقتی فعالیت‌ها را ثبت می‌کنیم، می‌بینیم چند کار مهم انجام داده‌ایم و فقط چون به نتیجه بزرگ و فوری نرسیده‌ایم، احساس می‌کنیم روزمان بی‌فایده بوده است.

این اتفاق برای من هم افتاد.

متوجه شدم گاهی فعالیت‌های کوچکی انجام داده‌ام که در لحظه برایم مهم به نظر نمی‌رسیدند؛ اما وقتی در پایان هفته به آن‌ها نگاه کردم، دیدم همین قدم‌های کوچک در کنار هم پیشرفت واقعی ایجاد کرده‌اند.

ثبت فعالیت باعث شد پیشرفت را بهتر ببینم.

یک مثال ساده؛ «فقط ده دقیقه»:

یکی از چیزهایی که در این ۳۰ روز فهمیدم، قدرت فعالیت‌های کوتاه بود.

مثلا ممکن است کسی بگوید: «من روزی یک ساعت وقت برای ورزش ندارم.» بنابراین ورزش را کاملا کنار می‌گذارد.

اما وقتی فعالیت‌های روزانه‌اش را ثبت می‌کند، متوجه می‌شود در طول روز چند بازه ۱۰ یا ۱۵ دقیقه‌ای دارد که می‌تواند از آن‌ها استفاده کند.

۱۰ دقیقه پیاده‌روی.

۱۰ دقیقه مطالعه.

۱۵ دقیقه یادگیری یک مهارت.

۱۰ دقیقه مرتب کردن کارهای عقب‌افتاده.

در ظاهر این زمان‌ها کوچک‌اند؛ اما در پایان یک ماه، همین زمان‌های کوچک می‌توانند به چندین ساعت فعالیت مفید تبدیل شوند.

ثبت فعالیت به من یاد داد همیشه لازم نیست برای شروع یک تغییر بزرگ، شرایط ایده‌آل داشته باشم.

 

هفته دوم؛ فهمیدم چه چیزهایی انرژی من را می‌گیرند:

ثبت فعالیت فقط درباره زمان نیست.

بعد از مدتی متوجه شدم باید یک چیز دیگر را هم کنار فعالیت‌ها ببینم: سطح انرژی

دو فعالیت ممکن است هر دو ۳۰ دقیقه طول بکشند، اما تاثیر یکسانی روی ذهن من نداشته باشند.

مثلا ممکن است ۳۰ دقیقه مطالعه احساس خوبی ایجاد کند، اما ۳۰ دقیقه درگیر شدن با یک بحث بی‌نتیجه در فضای مجازی، انرژی ذهنی زیادی از من بگیرد.

بنابراین کم‌کم متوجه شدم بعضی فعالیت‌ها فقط زمان من را مصرف نمی‌کنند؛ انرژی من را هم مصرف می‌کنند.

این شناخت خیلی مهم بود.

چون تا قبل از آن تصور می‌کردم مدیریت زمان یعنی اینکه بتوانم کارهای بیشتری در یک روز انجام دهم.

اما حالا فهمیدم:

مدیریت واقعی فقط مدیریت ساعت‌ها نیست؛ مدیریت انرژی هم هست.

 

هفته سوم؛ با خودم صادق‌تر شدم:

یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های این تجربه در هفته سوم افتاد. دیگر نمی‌توانستم بهانه‌های همیشگی را به خودم بگویم.

اگر می‌گفتم «فرصت نداشتم»، ثبت فعالیت‌ها می‌توانست نشان دهد واقعا چقدر زمان داشتم.

اگر می‌گفتم «امروز خیلی خسته بودم»، می‌توانستم ببینم چه فعالیت‌هایی انرژی مرا گرفته‌اند.

اگر می‌گفتم «من آدم منظمی نیستم»، می‌توانستم بررسی کنم آیا واقعا بی‌نظم هستم یا فقط روش مناسبی برای مدیریت فعالیت‌هایم ندارم.

اینجا ثبت فعالیت از یک ابزار ساده به ابزاری برای خودشناسی تبدیل شد.

چون وقتی رفتار واقعی خودمان را می‌بینیم، دیگر فقط بر اساس احساس لحظه‌ای درباره خودمان قضاوت نمی‌کنیم.

 

هفته چهارم؛ دیگر نمی‌خواستم فقط «مشغول» باشم:

در هفته آخر، سوال مهم‌تری برایم شکل گرفت:

«آیا واقعا دارم برای چیزهایی که برایم مهم هستند وقت می‌گذارم؟»

این سوال با «آیا امروز زیاد کار کردم؟» تفاوت زیادی دارد.

ممکن است کسی از صبح تا شب مشغول باشد، اما فعالیت‌هایش ارتباط چندانی با اهداف واقعی زندگی‌اش نداشته باشد.

مثلا فردی می‌خواهد نویسنده شود، اما بیشتر روز را صرف کارهای جانبی می‌کند.

فردی می‌خواهد سالم‌تر زندگی کند، اما هیچ زمانی برای حرکت و ورزش ندارد.

فردی می‌خواهد مهارت جدیدی یاد بگیرد، اما تمام زمان آزادش صرف سرگرمی‌های کوتاه‌مدت می‌شود.

در چنین شرایطی مشکل لزوما تنبلی نیست.

گاهی مشکل این است که بین چیزی که می‌گوییم برایمان مهم است و چیزی که واقعا برای آن وقت می‌گذاریم، فاصله وجود دارد.

ثبت فعالیت این فاصله را آشکار می‌کند.

 

بعد از ۳۰ روز چه چیزی تغییر کرد؟

بعد از تمام شدن این دوره، قرار نبود ناگهان به فردی کاملا منظم و فوق‌العاده تبدیل شده باشم.

تغییر اصلی در ذهنیت من اتفاق افتاده بود.

دیگر هر کمبود زمانی را به «نداشتن وقت» نسبت نمی‌دادم؛ یاد گرفته بودم ابتدا ببینم زمانم واقعا کجا مصرف می‌شود.

فعالیت‌های کوچک را جدی‌تر گرفتم؛ فهمیدم تغییرات بزرگ همیشه از اقدامات بزرگ شروع نمی‌شوند. گاهی یک فعالیت ۱۰ دقیقه‌ای، اگر تکرار شود، از یک برنامه سنگین که فقط سه روز دوام دارد ارزشمندتر است.

خودم را کمتر قضاوت کردم؛ ثبت فعالیت فقط نقاط ضعف را نشان نمی‌دهد. گاهی متوجه می‌شویم بیشتر از چیزی که فکر می‌کردیم تلاش کرده‌ایم. این موضوع باعث شد به جای سرزنش خودم، رفتارم را بررسی کنم.

عوامل اتلاف وقت را بهتر شناختم؛ وقتی یک رفتار چند بار در ثبت‌های روزانه تکرار شود، دیگر نمی‌توان به‌سادگی آن را نادیده گرفت.

ارتباط بین فعالیت و هدف را بهتر دیدم؛ متوجه شدم اگر هدفی واقعا برایم مهم باشد، باید جایی در برنامه واقعی زندگی‌ام داشته باشد. فقط نوشتن هدف کافی نیست. هدف باید در رفتار روزانه دیده شود.

 

یک تمرین ساده؛ از امروز خودت را ثبت کن

اگر می‌خواهی این تجربه را امتحان کنی، لازم نیست از همان ابتدا یک سیستم پیچیده بسازی.

فقط برای ۷ روز شروع کن.

یک دفتر، فایل موبایل یا هر ابزار ساده‌ای بردار و فعالیت‌های مهم روزت را ثبت کن.

مثلا:

۹ تا ۱۰: کار
۱۰ تا ۱۰:۳۰: شبکه اجتماعی
۱۰:۳۰ تا ۱۱: انجام کار اصلی
۱۱ تا ۱۱:۱۵: استراحت
۱۱:۱۵ تا ۱۲: مطالعه

در پایان روز فقط سه سوال از خودت بپرس:

  • امروز بیشتر زمانم صرف چه چیزی شد؟
  • کدام فعالیت بیشترین ارزش را برای من داشت؟
  • کدام فعالیت را می‌توانم فردا بهتر مدیریت کنم؟

قرار نیست خودت را محاکمه کنی.

هدف ثبت فعالیت، پیدا کردن مقصر نیست.

هدف این است که خودت را بهتر ببینی.

 

ثبت فعالیت؛ آینه‌ای برای تغییر

گاهی برای تغییر زندگی به دنبال یک روش عجیب و پیچیده هستیم؛ در حالی که شاید اولین قدم، فقط دیدن چیزی باشد که همین حالا در زندگی ما اتفاق می‌افتد.

تا وقتی ندانیم وقت، انرژی و تمرکزمان چگونه مصرف می‌شود، تغییر دادن آن‌ها دشوار است.

ثبت فعالیت به ما کمک می‌کند بین «تصوری که از خودمان داریم» و «رفتاری که واقعا انجام می‌دهیم» فاصله را ببینیم.

و شاید همین آگاهی، آغاز یک تغییر واقعی باشد.

 

 چیزی که ثبت کردم فقط فعالیت‌هایم نبود!

۳۰ روز ثبت فعالیت به من یاد داد که برای تغییر، همیشه به انگیزه بیشتر نیاز ندارم؛ گاهی به آگاهی بیشتر نیاز دارم.

وقتی فعالیت‌هایم را ثبت کردم، فهمیدم کجا زمانم را از دست می‌دهم، چه چیزهایی انرژی‌ام را کاهش می‌دهند، چه کارهایی واقعا برایم مهم هستند و کجا بین اهداف و رفتارهایم فاصله وجود دارد.

مهم‌تر از همه، یاد گرفتم به جای اینکه مدام از خودم بپرسم:

«چرا من نمی‌توانم تغییر کنم؟»

سوال بهتری بپرسم:

«من هر روز دقیقا چه کارهایی انجام می‌دهم و این کارها مرا به کجا می‌برند؟»

گاهی پاسخ همین سوال می‌تواند مسیر ما را تغییر دهد.

 

می‌خواهی ثبت فعالیت را اصولی یاد بگیری؟

اگر فقط ثبت کردن چند فعالیت روزانه را انجام دهیم اما ندانیم چه چیزی را ثبت کنیم، چگونه اطلاعات را بررسی کنیم و چطور از نتیجه ثبت فعالیت برای اصلاح رفتار، افزایش بهره‌وری و رسیدن به اهدافمان استفاده کنیم، ممکن است بعد از مدتی آن را رها کنیم.

در دوره ثبت فعالیت یاد می‌گیری چگونه فعالیت‌های روزانه خود را آگاهانه ثبت و بررسی کنی، الگوهای رفتاری و اتلاف وقت را بشناسی و از این اطلاعات برای ایجاد تغییرات واقعی در زندگی و عملکردت استفاده کنی.

اگر احساس می‌کنی روزهایت می‌گذرد اما دقیقا نمی‌دانی زمانت کجا صرف می‌شود، ثبت فعالیت می‌تواند نقطه شروع خوبی برای شناخت بهتر خودت و مدیریت آگاهانه‌تر زندگی باشد.

 

www.elmema.com

دوره ثبت فعالیت (کلیک کنید) 

برای اشتراک گذاری کلیک کنید:  واتس‌اپ  |  تلگرام 

 

درباره ی شبنم مرزبان

عکس آواتار
شبنم هستم، نویسنده کتاب سخت تر از سخت و سرپرست نویسندگان علم ما. مطالعه، آموزش دیدن و نوشتن رو خیلی دوست دارم و در علم ما مقالاتم رو با شما به اشتراک میزارم...

مطلب پیشنهادی

زندگی ارزش محور

چگونه بفهمیم واقعا در زندگی چه می‌خواهیم؟

چگونه بفهمیم واقعا در زندگی چه می‌خواهیم؟   گاهی سخت‌ترین سوال زندگی، ساده‌ترین سوال به …

یک دیدگاه

  1. بشدت ترغیب شدم منم این کارو انجام بدم و امیدوارم نتیجه بده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دوره‌های جدید علم‌ما با 80% تخفیف! (کلیک کنید)

رد کردن

error: این محتوا قابل کپی شدن نیست!