خانه / کتاب و مطالعه / معرفی و خلاصه کتاب / خلاصه و معرفی کتاب خودت باش دختر از ریچل هالیس
معرفی و خلاصه کتاب
معرفی و خلاصه کتاب

خلاصه و معرفی کتاب خودت باش دختر از ریچل هالیس

خلاصه و معرفی کتاب خودت باش دختر از ریچل هالیس

(Girl, Wash Your Face)

خلاصه و معرفی از: آزاده جوانبخت

 

 

معرفی ریچل هالیس

خانم ریچل هالیس (Rachel Hollis) متولد 1983، نویسنده، سخنران انگیزشی و وبلاگ نویس آمریکایی است که اولین اثر خود با عنوان “خودت باش دختر” را سال 2018 منتشر کرده است. این کتاب توانست به مدت هفت ماه جایگاه خود را در فهرست ده کتاب پر فروش آمریکا حفظ کند.

خانم هالیس موسس و مدیر عامل شرکت Chic Media می باشد، او در شبکه های اجتماعی بسیار فعال است و بسیاری از اوقات تصاویر جالبی از خود واقعی اش منتشر می کند که مورد علاقه بسیاری از طرفدارانش قرار دارد.

وبسایت او به اشخاص در جهت ایجاد تغییرات مثبت، کمک می‌کند. با ارائه موضوعات و محصولات خود سعی می‌کند تا طرفدارانش به نسخه بهتری از خودشان برسند. سبک زندگی و لحن ساده و خودمانی هالیس موجب شده تا الهام‌بخش اشخاص بسیاری در سراسر دنیا باشد. او در جهت توانمندسازی زنان فعالیت‌های زیادی انجام می‌دهد و همچنین نامش در بین لیست 30 کارآفرین زیر 30 سال منتشر شده است.

 

 

مترجمین کتاب خودت باش دختر

 

مترجمعنوان کتابانتشارات
هدیه جامعیخودت باش دخترکوله پشتی
نازنین خیر اندیشوارش
فروزنده دولتیاریمراقب خودت باش دخترنیک فرجام
لیلا صانعی موفقبهترین خودت باش دخترآتیسا

 

 

درباره کتاب خودت باش دختر

کتاب خودت باش دختر، یکی از مشهورترین کتاب های انگیزشی در زمینه خود باوری زنان است و پیام اصلی آن که روی جلد کتاب نیز خودنمایی می کند این است که باید از باور کردن دروغ هایی که درباره شما گفته می شود دست بردارید تا به همان کسی تبدیل شوید که واقعا هستید و می خواهید باشید.

نویسنده در طول کتاب تاکید می کند شما و فقط خود شما هستید که در نهایت مسئولیت شادی و خوشبختی خود را بر عهده دارید.

کتاب خودت باش دختر آمیخته ای از خاطرات نویسنده، نکات انگیزشی و نقل قول هایی از کتاب مقدس می باشد که نویسنده در آن به زیباترین و موثرترین شکل ممکن توانسته باورها و تجربیات زندگی خود را در اختیار تمام زنان دنیا که به دنبال ایجاد تغییر در زندگی خود هستند قرار دهد.

این کتاب بلافاصله پس از انتشار در سال 2018، با استقبال گسترده ای روبرو شد تا جایی که بسیاری آن را به عنوان پدیده دنیای نشر توصیف کرده اند. این کتاب در همان سال به عنوان دومین کتاب محبوب آمازون و یکی از پر فروش ترین کتاب های نیویورک تایمز شناخته شد.

این کتاب نه تنها برای خانم ها و دختران، بلکه برای تمام افراد جامعه مفید است.

کتاب خودت باش دختر شامل 20 فصل است که به معرفی و بررسی 20 دروغ رایج که معمولا درباره خودتان باور می کنید و همچنین چگونگی از سر راه برداشتن آن ها برای دستیابی به موفقیت پرداخته است.

فصل های این کتاب به شرح ذیل می باشد:

  • فصل اول: دروغ: چیز دیگری مرا خوشحال خواهد کرد‌
  • فصل دوم: دروغ: از فردا شروع می‌کنم
  • فصل سوم: دروغ: من به اندازۀ کافی خوب نیستم
  • فصل چهارم: دروغ: من از تو بهترم
  • فصل پنجم: دروغ: دوست داشتن او برای من بس است
  • فصل ششم: دروغ: «نه» جواب نهایی است
  • فصل هفتم: دروغ: من در روابط خصوصی با شریک زندگی‌ام خوب عمل نمی‌کنم
  • فصل هشتم: دروغ: مادر بودن را بلد نیستم
  • فصل نهم: دروغ: من مادر خوبی نیستم
  • فصل دهم: دروغ: الان باید خیلی جلوتر از این‌ها می‌بودم
  • فصل یازدهم: دروغ: بچه‌های مردم خیلی منظم‌تر و مؤدب‌تر هستند
  • فصل دوازدهم: دروغ: باید خودم را کمی کوچک کنم
  • فصل سیزدهم: دروغ: می‌خواهم با مت دیِمون ازدواج کنم
  • فصل چهاردهم: دروغ: من یک نویسندۀ مزخرفم
  • فصل پانزدهم: دروغ: هرگز نمی‌توانم از این مرحله گذر کنم
  • فصل شانزدهم: دروغ: نمی‌توانم حقیقت را بگویم
  • فصل هفدهم: دروغ: وزنم بیانگر شخصیتم است
  • فصل هجدهم: دروغ: نیاز دارم از هر راه ممکن به بی‌خیالی بزنم
  • فصل نوزدهم: دروغ: تنها یک راه درست برای زیستن وجود دارد
  • فصل بیستم: دروغ: من به یک قهرمان نیاز دارم

 

 

با خواندن این کتاب چه چیزهایی را یاد می‌گیریم؟

کتاب خودت باش دختر می‌تواند یک اشتیاق سوزان برای پیشرفت کردن در شما به وجود بیاورد.

این کتاب می‌تواند شوق و امید خفته درون‌تان را بیدار کند تا به آینده‌ای عالی برسید. کافی است شروع به خواندن کتاب کنید، آن وقت می‌بینید که دو پا دارید و دو پای دیگر نیز قرض می‌گیرید تا به سمت خوشبختی حرکت کنید. قدم اول را بردارید و درک کنید که خودتان مسئول زندگی و اتفاقاتی که رقم می‌خورد هستید. فقط و فقط خودتان.

برای اینکه بتوانید پیشرفت کنید و به جایی که می‌خواهید برسید، ابتدا باید بدانید کجا ایستاده‌اید. اگر یک آدرس روی نقشه داشته باشید و ندانید که خودتان کجا هستید، نمی‌توانید به مقصدی که روی نقش مشخص شده است، بروید. در واقع منظور این است که ابتدا باید روی شناخت خودتان کار کنید و سپس بفهمید چه چیزهایی را برای رسیدن در وجودتان کم دارید و یا باید تغییرش بدهید.

همه‌ی انسان‌ها باورهایی دارند که جلوی نشان دادن خود اصلی‌شان را می‌گیرد. برای رشد ابتدا باید خودتان را خوب بشناسید. ما با باورهایی مانند چقدر چاق هستم، چقدر آدم بدی هستم و از این‌جور باورای مخرب، بزرگ شده‌ایم. افراد جامعه و خانواده‌ی ما در شکل‌دهی این باور نقش به سزایی داشتند.

بسیاری از ما به خاطر این حرف‌ها اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهیم. خودمان را دست‌کم می‌گیریم و این موضوع باعث می‌شود تا استعدادهایمان را سرکوب کنیم. اما واقعیت این است که ما خانم‌ها درون خودمان یک پری زیبا داریم که قادر است هر کاری را که می‌خواهد انجام بدهد. باید قوی باشیم تا بتوانیم کم نیاوریم و رشد کنیم.

حتماً نباید مانند وزیر یا رئیس جمهور شوید. باید برای رسیدن به آن چیزی که می‌خواهید تلاش کنید. توقع نداشته باشید با نشستن و دست روی دست گذاشتن پیشرفت کنید. این اتفاق هیچ وقت رخ نمی‌دهد. حتی لازم است در این راه شخصیت خودتان را هم تغییر بدهید. تغییر شخصیت هم در یک شب اتفاق نمی‌افتد، پس توقع نداشته باشید در یک شب بتوانید خودتان را تغییر بدهید.

کتاب خودت باش دختر درباره یک حقیقت بسیار مهم و تعدادی دروغ های رایج و بسیار خطرناک است که معمولا مانع چشیدن طعم خوشبختی و دستیابی به موفقیت در زندگی زنان می شوند. حقیقت این است که:

“شما و فقط خود شما در نهایت مسئول چه کسی بودن و چقدر خوشحال بودن خودتان هستید!”

در ادامه برخی از این دروغ ها را با هم بررسی می کنیم:

 

دروغی که می گوید چیز دیگری باعث خوشحالی من می شود:

فارغ از این که کجا باشید و حتی چه اتفاقات منفی در اطراف شما یا برای شما رخ دهد هنوز هم می توانید خوشبختی و شادمانی را پیدا کنید زیرا این مسئله به جایی که قرار دارید مربوط نیست بلکه به کسی که هستید بستگی دارد.

مقایسه کردن خودتان با دیگری فقط به تباه کردن شادی زندگی تان منجر می شود زیرا تنها کسی که حق دارید خودتان را با او مقایسه کنید و از او بهتر شوید خود دیروزتان است.

به گفته نویسنده کتاب زندگی مانند یک کشتی است و شما کاپیتان این کشتی هستید. ممکن است گاهی طوفان ها کشتی را به اطراف پرتاب کنند و آب وارد کشتی شود، بهترین کاری که در این مواقع می توانید انجام دهید این است که حتی شده با یک سطل آب کشتی تان را خالی کنید و این یعنی هرگز تسلیم نشوید.

نویسنده که از دوران کودکی با چالش های زیادی درگیر بوده در برهه ای از زندگی خود این دروغ بزرگ را تشخیص می دهد، حقیقت را کشف می کند و اقدامات اصلاحی لازم را انجام می دهد. مثلا از مقایسه کردن خودش با مردم دست بر می دارد، اجازه می دهد انرژی های مثبت او را احاطه کنند و شروع به انجام کارهایی می کند که باعث خوشحالی اش می شود.

 

دروغی که می گوید فردا شروع می کنم:

قول دادن به مردم و خودتان احساس خوبی دارد چون باعث اعتبار و اعتماد بیشتر می شود اما برای این که بتوانید به قول هایی که به خود می دهید احترام بگذارید باید یک دروغ با عنوان “من فردا شروع می کنم” را بشناسید، درک کنید زندگی در کنترل شما است و شروع به تعیین اهداف قابل دستیابی کنید.

وفای به عهد نیاز به تلاش فراوان برای مقابله با وسوسه شکستن عهد دارد. برای مقابله با این وسوسه توصیه شده به خودتان گوشزد کنید که این کار قبلا توسط افراد دیگر نیز انجام شده و در آن موفق عمل کرده اند، پس چرا شما موفق نشوید؟!

پیشنهاد می کنیم از اهداف کوچک شروع کنید، با خودتان صادق باشید و برای شروع اهدافی که تحقق آن ها به وقت بیشتری نیاز دارد را انتخاب نکنید.

 

دروغی که می گوید من خوب نیستم:

نویسنده کتاب تعریف می کند که چگونه در دوره ای از زندگی اش برای دستیابی به خوشبختی و پول بیشتر به کار کردن زیاد اعتیاد پیدا می کند و این مسئله چه تاثیر بدی روی زندگی اش می گذارد، مثلا به دلیل کمبود وقت روابطش به هم می خورد و استرس کاری و عدم استراحت کافی به اختلالاتی همچون فلج صورت و سرگیجه منجر می شود.

این چالش ها در نهایت او را به جایی می رساند که بداند به اندازه کافی خوب و دوست داشتنی است و برای اثبات آن نیازی به ساعت های طولانی کار کردن ندارد.

او به دنبال شادی بود و طبق توصیه پزشک سعی کرد وقت بیشتری را با کودکان بگذراند. روان درمانی، اصرار روی شادمانی و اولویت بندی مجدد کارهایش نیز به او کمک کرد بتواند اعتیاد به کار و اثرات منفی آن در زندگی اش را بهبود ببخشد.

به گفته خودش اگر درمانگرش نبود هرگز نمی فهمید انگیزه دستیابی به موفقیت نیز ممکن است گاهی خطرناک باشد.

شاید وقت آن رسیده شما نیز برای کشف خوب بودن خود کمی بیشتر به خودتان بها بدهید. مثلا گاهی قدم بزنید، با دوست خود تماس بگیرید، نوشیدنی مورد علاقه تان را میل کنید، از حمام حباب لذت ببرید، اولین اولویت خودتان باشید، به خواب، نوشیدن آب کافی و تغذیه مناسب توجه داشته باشید چون اگر از خودتان به خوبی مراقبت نکنید نمی توانید از دیگران نیز به خوبی مراقبت کنید.

 

دروغی که می گوید من بهتر از تو هستم:

نویسنده معتقد است زنان باید در برابر تمایل خود به قضاوت کردن دیگران و همچنین اجبار به رقابت با سایر زنان مقاومت کنند. برای این منظور باید بدانید هیچ کس بی نقص نیست و به این باور برسید که هیچ کس بهتر از دیگران نیست.

خانم هالیس نیز در زندگی اش به صورت آگاهانه سعی کرده از عادت بد قضاوت کردن دیگر زنان دست بردارد، او برای این هدف به کنترل رفتار خود توجه بیشتری داشته و با کسانی معاشرت می کند که اهل قضاوت کردن نباشند و سعی در نابود کردن دیگری نداشته باشند.

اگر در ذهن تان در حال قضاوت کردن هستید این کار را متوقف کرده و آن را به سوی حسن ظن تغییر مسیر دهید.

 

 

دروغی که می گوید عاشق او بودن کافی است:

نویسنده کتاب در این فصل درباره ساده لوحی خودش که علت اصلی احساس بی ارزشی در رابطه اش بوده صحبت می کند. او بد رفتاری های گاه به گاه و احساس طرد شدن را تحمل می کرد و همیشه به رابطه اش متعهد و وفادار بود.

این فصل درباره چگونگی شکل گیری و ادامه رابطه عاشقانه خانم هالیس می باشد و این که چگونه این رابطه روی دیدگاه او نسبت به ارزش واقعی اش تاثیر گذاشته است.

عاشق شدن باعث می شود چشم خود را به بسیاری از مسائل ببندید اما توصیه نویسنده این است که کمتر ساده لوح باشید و سعی کنید در درجه اول به عنوان یک انسان که به خودش احترام می گذارد شناخته شوید. اگر در حال حاضر در یک رابطه هستید حتما نگاه عمیقی به آن بیندازید.

 

دروغی که می گوید نه، جواب آخر است:

هدف این فصل یادآوری این نکته است که وقتی کسی طرد می شود یا شکست می خورد، خود او است که تصمیم می گیرد امیدش را از دست بدهد یا دوباره خودش را به چالش بکشاند.

به نظر نویسنده کتاب جسارت یکی از مهم ترین مولفه ها برای افزایش بهره وری افراد است. وقتی کسی جرات مواجه شدن با حس طرد شدگی داشته باشد با فشار ناشی از آن رشد می کند و به دستاوردهای بزرگ تری در زندگی اش دست می یابد.

باید تصمیم بگیرید آرزوهای خود را دنبال کنید حتی اگر دیگران آن را ساده یا مضحک فرض کنند، آن ها رویاهای شما هستند و شما اجازه دنبال کردن آن ها را دارید نه به این دلیل که خاص تر یا با استعداد تر از دیگران هستید بلکه تنها به این دلیل که لیاقت چیزی که می خواهید را دارید.

اگر همیشه از همه افراد “بله” بشنوید به رویاهای خود نخواهید رسید، این “نه” شنیدن و تسلیم نشدن است که شما را به سوی موفقیت سوق می دهد.

 

دروغی که می گوید نمی دانم چطور یک مادر باشم:

این فصل اهمیت استقامت در شرایط سخت را یادآوری می کند. نویسنده خاطراتی از دوران بارداری اش تعریف می کند و نشان می دهد چگونه موقعیت های ناخوشایند ممکن است فرصتی برای کشف چیزهای جدید و مهیج برای شما فراهم کنند.

در این فصل درباره اهمیت کنار آمدن با استرس از طریق کاوش و کشف روش های جدید زندگی کردن صحبت می شود. به عنوان مثال به خانم هایی که با این دروغ بزرگ دست و پنجه نرم می کنند توصیه شده بیشتر با زنانی که با حس مادر شدن برای اولین بار آشنا هستند معاشرت داشته باشند و درباره احساسات خود با دیگران صحبت کنند.

 

دروغی که می گوید حرف دیگران همیشه مهم است:

در تلاش برای بودن در کنار مردم جامعه مواقع زیادی پیش می آید که شما مجبور می شوید خود را انکار کنید زیرا همیشه کسانی در جامعه هستند که از هر کاری که انجام می دهید ایراد بگیرند و این مسئله ممکن است به یکی از عوامل اصلی عدم موفقیت در زندگی تبدیل شود.

نویسنده توضیح می دهد که چگونه مردم سرنوشت خود را کنترل می کنند و این که رفتار و ادراک هر فرد درباره مفاهیم مختلف زندگی تا حد زیادی به افرادی که اطرافش را احاطه کرده اند بستگی دارد.

او از خوانندگان کتاب می خواهد با افراد فرزانه که بینش و دانش عمیقی درباره اصل و پویایی زندگی دارند معاشرت کنند زیرا رابطه با آن ها می تواند گام مهمی در جهت تحقق خود باشد.

سعی کنید بهترین و دوست داشتنی ترین نسخه خودتان باشید اما این که دیگران آن را تایید می کنند یا نه نباید نگرانی شما باشد.

 

دروغی که می گوید می خواهم با مت دیمون ازدواج کن:!

نویسنده کتاب توضیح می دهد در دوره ای از زندگی اش حس خوبی نسبت به مت دیمون داشته و می خواسته از نزدیک او را ببیند و با او ارتباط برقرار کند، او سرانجام توانست به این خواسته اش برسد اما قرار ملاقات یا پیشنهاد ازدواجی به دیمون نداد!

خانم هالیس از جمله افرادی است که در مورد رویاها و آرزوهایش وسواس زیادی دارد و برای تحقق آن ها سخت تلاش می کند. بدون شک رویای ملاقات با دیمون تنها آرزوی او نبود اگرچه خودش نیز قبول دارد بعضی از این آرزوها بیشتر شبیه رویاهای کودکانه هستند.

به گفته خانم هالیس صبر و شکییبایی نقش مهمی در دنبال کردن رویاهای خاص دارد، این که سال ها بدون تسلیم شدن روی هدفی متمرکز باشید اما بسیاری از مردم انگیزه خود را در مدت کوتاهی از دست می دهند و دست از تلاش بر می دارند.

او تعدادی نکات موثر برای حفظ انگیزه در مسیر رسیدن به اهداف ذکر می کند که از جمله آن ها می توان به ارتباط با افراد الهام بخش و گوش دادن به سخنرانی های انگیزشی اشاره کرد.

 

دروغی که می گوید نمی توانم حقیقت را بگویم

خانم هالیس سعی می کند با مرور خاطرات غم انگیز خود به مردم کمک کند تا بدانند چگونه با برخی موقعیت هایی که در زندگی روزمره ممکن است با آن ها مواجه شوند کنار بیایند.

او به شما می گوید در مورد این که از چه مرحله ای عبور می کنید و چه کسی هستد صداقت داشته باشید و روی گفتن حقیقت و معاشرت با افراد صادق تاکید دارد.

 

تو خودت کنترل زندگی‌ات را دست داری
تو تنها یک‌بار و فقط یک‌بار شانس زندگی کردن داری و این زندگی دارد از دستت می‌رود.

خودت را دست‌کم نگیر و این اجازه را به دیگران هم نده. به کمتر از حقت قانع نشو. زندگی‌تان قرار است سفری از یک مکان منحصربه‌فرد به مکانی دیگر باشد. قرار نیست مثل یک چرخ و فلک باشد که شمارا به همان نقطه ی قبلی برگردانند. قرار نیست زندگی‌تان شبیه زندگی من باشد، اصلا زندگی شما نباید شبیه زندگی دیگران باشد، بلکه باید ساخته‌ی دست خودتان و حاصل تلاش خودتان باشد.

 

تو مسئول آینده‌ت هستی

اما اگر باور داشته باشید تنها کسی که زندگی‌تان را کنترل می‌کند، خودتان هستید آن وقت بلند شده و دوباره تلاش می‌کنید و به تلاش ادامه می‌دهید تا زمانی که حس کنترل داشتن بر زندگی، بر غیرقابل‌کنترل بودن آن برتری پیدا کند. این حس به روال زندگی‌تان تبدیل شده و شما نیز به آن آدمی که باید باشید تبدیل می‌شوید.

کرم ابریشم فوق العاده است، اما اگر فکر کند خوب بودن کافی است و تصمیم بگیرید همان شکلی بماند، آن‌وقت ما از دیدن موجود زیبایی که می‌تواند به آن تبدیل‌شود، محروم می‌شویم.

اما دوستان من بیش از هر چیزی امیدوارم به این باور برسید، که می‌توانید تبدیل به هر کسی و هر چیزی که دوست دارید شوید در سخت‌ترین روزها به یاد داشته باشید که یک حرکت رو به جلو خواه به اندازه‌ی یک اینچ و خواه به اندازه‌ی یک مایل تنها چیزی است که نیاز دارید.

 

 هر روز یک بار متولد می‌شوی، چرا نمی‌فهمی؟!

هدیه زندگی این است که روز بعد شانس دوباره‌ای برای رسیدن به هدفمان خواهیم داشت. یعنی حتی اگر بعد از چند روز رژیمتان را شکستید اشکالی ندارد دوباره شروع کنید.

زندگی نباید به معنای زنده ماندن باشد. بلکه باید به معنای زندگی کردن باشد.

شرایط و موقعیت‌ها ممکن است به ناچار از کنترل شما خارج شوند. اما لحظاتی که احساس غرق شدن و شکست می‌کنید، باید کوتاه و زودگذر باشد نباید کل وجود هستی شما را فرا‌بگیرید.

زندگی با ارزشی که به شما بخشیده شده مثل یک کشتی است که در حال عبور از اقیانوس است و شما باید ناخدای آن باشید. این زندگی شماست، شما باید قهرمان قصه خودتان باشید، این به معنی خودخواه بودن و دست کشیدن، از ایمان و باور به وجود نیروی برتر از خودتان نیست. بلکه به معنای پذیرش مسئولیت زندگی و خوشبختی خودتان است.

اگر بخواهم منظورم را به زبانی دیگر که کمی خشن‌تر و محکم‌تر است بگویم این‌طوری می‌شود که اگر شما بدبخت هستید تقصیر خودتان است.

 

آیا با تغییر مکان من هم عوض می‌شوم؟ 

جا به‌جایی، سفر یا دور شدن؟ این‌ها فقط مفاهیم جغرافیایی هستند. جا به‌جا شدن، آنچه که هستی را تغییر نمی‌دهد. بلکه فقط منظره بیرون پنجره‌ات را تغییر می‌دهد. تو باید انتخاب کنی که شاد، شکرگزار و راضی باشی.

اگر هر روز همین انتخاب را بکنی دیگر مهم نیست که کجا هستی یا چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. درهرصورت تو شاد خواهی بود. وقتی انتخاب می‌کنید که از زندگی‌تان لذت ببرید دیگر مهم نیست کجا هستید یا رک بگویم، دیگر مهم نیست چه حرف‌ها و نظرات منفی در موردتان گفته می‌شود. در این صورت باز‌هم شادی و خوشبختی را پیدا می‌کنی چون شادی به اینکه کجا هستی ربطی ندارد، به کسی که هستی مربوط می شود.

 

 

 بهترین خانه‌تکانی زندگی‌ات این است

ما در زندگی‌مان باید به دنبال راه‌هایی باشیم که ما را خوشحال کنند، ما به زمان نیاز داریم تا بتوانیم چیزهایی که دوست داریم را پیدا کنیم و از آن‌ها آرامش بگیریم.

در انتها رسیدن به اهدافمان می‌تواند بسیار مشکل باشد، یا سال ها طول بکشد، پس اجازه دهید همین اول کاری ناامیدتان کنم تا فکر نکنید امروز کاره موردعلاقه‌تان را پیدا کردید و فردا می‌توانید در آن استاد شوید. اگر با وجود خواندن حقیقتی که گفتم بازهم می‌خواهید ادامه دهید و به هدفتان برسید باید به شما تبریک بگویم چون شما بسیار به آن نزدیک هستید.

 

 بیچاره ضمیر ناخودآگاه‌مان 

یکی از جاهایی که از کتاب خودت باش دختر بسیار لذت بردم آنجایی بود که نویسنده می‌گوید: زمانی متوجه شدم چقدر برای خوش‌قول بودن با دیگران تلاش می‌کنم، اما وقتی نوبت به قول هایی که به خودم داده‌ام می‌رسد سریع آنها را زیر پا می‌گذارم «از فردا ورزش می‌کنم» یعنی به این زودی‌ها ورزش را شروع نخواهم کرد .چون صادقانه بگویم:

اگر واقعا قرار باشد به عهدی که با خود بسته‌اید وفادار باشید،

 

همان لحظه شروع خواهید کرد.

ضمیر ناخودآگاهتان می‌داند که بعد از آن همه زیر قول زدن‌ها و متوقف کردن برنامه‌ها و دست برداشتن از اهدافتان، شما دیگر قابل‌اعتماد نیستید. وقتی واقعا چیزی را بخواهید راهی برای به‌دست آوردنش پیدا خواهید کرد. اما وقتی از ته دل خواستار چیزی نباشید برایش بهانه جور می‌کنید. چطور ضمیر ناخودآگاهتان تفاوت بین آنچه را می‌خواهید و آنچه را که تظاهر به خواستنش می‌کنید تشخیص می‌دهد؟ به تاریخچه‌ی رفتاری شما در موردی مشابه نگاه می‌کند. آیا سر قولتان مانده‌اید؟

در مقاله‌ی در استفاده از قدرت ضمیر ناخودآگاه به صورت کامل گفتیم که چطور می‌توانید از این قدرت استفاده کنید به جای اینکه ضمیر ناخودآگاه‌تان از شما استفاده کند.

 

 قول‌هایمان را حفظ کنیم 

قول‌های ما مهم هستند و عمل کردن به آن‌ها زندگی‌مان را شکل می‌دهند. اگر امروز تصمیم بگیرید که دیگر قولی را نشکنید، خودتان را مجبور می‌کنید که با برنامه عمل کنید. تا خودتان اراده نکنید نمی‌توانید سر قول و عهد و هدفی که دارید بمانید.

اگر باور داشته باشید که قول‌ها و کلماتی که استفاده می‌کنید دارای قدرت هستند و تعهداتی که می‌دهید وزن سنگینی را با خود حمل می‌کنند. آن قدر راحت به خودتان قول نمی‌دهید و عهد نمی‌بندید. از سرعت و تعداد قول‌هایتان بکاهید و عاقلانه فکر کنید.

در این صورت می‌دانید که درباره رسیدن به یک هدف فقط حرف نمی‌زنید بلکه برای چگونگی دست‌یابی به آن برنامه‌ریزی می‌کنید. به خودتان راهی تازه را آموزش می‌دهید و استاندارد مشخصی را بر طبق کسی که واقعا هستید مشخص می‌کنید نه بر طبق کسی که آرزو دارید شوید.

 

 زندگی کردن حق تو است

این حقیقت که در زندگی‌مان کسی به‌جای ما تصمیم نمی‌گیرد باید آویزه‌ی گوشمان شود. تا دیگران هم به این باور برسند که اهداف و تصمیم‌های ما، ارزشمند و مختص زندگی ما هستند، حتی زمانی که ازدواج می‌کنیم ما بازهم یک انسان هستیم که حق دارد تصمیم بگیرد و به تصمیماتش جامه‌ عمل بپوشاند.

حتی اگر ما یک مادر باشیم و با چند بچه‌ی قد و نیم قد سروکله می‌زنیم بازهم حق زندگی کردن داریم و باید برای اهدافمان تلاش کنیم «چه یک سانتی‌متر چه یک کیلومتر». به پایان قسمت اول خلاصه کتاب خودت باش دختر رسیدیم. سرفصل‌هایش را مرور کرده و بخش‌هایش را مطالعه کردیم.

تا این قسمت کتاب، دست چند تا از دروغ‌های بزرگ برایمان رو شد. فصل‌های جالب، رک و پوست‌کنده کتاب خودت باش دختر باعث می‌شود، کمی در زندگی روزمره‌مان تعلل کنیم. نگاهی به اطرافمان انداخته و مقایسه کنیم که آیا این موارد در مورد ما هم صدق می‌کند. اینک مابقی دروغ‌ها را از قلم نویسنده بخوانیم.

 

چگونه به قول‌هایمان عمل کنیم؟

قول‌های منطقی و با برنامه می‌توانند به سرانجام برسند. برای شروع می‌توانیم از قول‌های بسیار کوچک شروع کنیم. «به عنوان مثال من به مدت یک هفته هر‌روز یک صفحه از این کتاب «کتاب موردعلاقه‌ام» را می‌خوانم و سعی می‌کنم در هر شرایطی این کار را انجام دهم.» در این صورت کم‌کم عادت می‌کنیم به قول‌هایی که به خودمان می‌دهیم وفادار باشیم و کمی هم در مقابل ضمیر ناخودآگاهمان قابل‌اعتمادتر به نظر بیایم.

» قدرت شگفت‌انگیز واژه‌ها که از آن خبر نداری

در کتاب خودت باش دختر نویسنده توجه ویژه‌ای به قدرت کلام دارد و می‌گوید دانستن این نکته که هر کلمه‌ای با خود نیرو و قدرتی دارد، حتی کلماتی که پشت دیگری پچ‌پچ می‌کنید، راه اصلاح کردن رفتارتان است. زن‌ها یکدیگر را قضاوت می‌کنند. قضاوت کردن همچنان از مضرترین و نفرت‌انگیزترین خصایصی است که داریم.

خانم‌ها، باید قضاوت کردن را کنار بگذاریم و چشم‌هایمان را برای طرز لباس پوشیدن کسی گرد نکنیم، به بچه‌ای که در سوپرمارکت بد رفتاری می‌کند اخم نکنیم و در مورد مادری که هرروز، وقتی به دنبال فرزندش به مدرسه می‌آید یک لباس می‌پوشد و نگران به نظر می رسد فرضیه‌سازی نکنیم.

قدرت کلام شما بسیار مهم‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید اگر نمی‌دانید چطور از آن استفاده کنید مقاله استفاده از قدرت کلام برای جذب بهترین‌ها در زندگی را از دست ندهید.

 

کلمه‌های سیاه

کلمات به راحتی می‌توانند قلب کسی را بشکنند و او را از ما دور کنند کلماتی که عمدتا با واژه‌ی ترسناک «ببخشیدا» یا عبارت ترسناک‌تر «من یکم رکم» شروع‌شده و هرچه دلمان خواسته و به ما ربطی نداشته را گفته‌ایم و با عبارت «ناراحت که نشدی»تیر خلاص را زده و مراسم کفن‌ودفن آن بیچاره را هم گرفته‌ایم.

باید یاد بگیریم بعضی چیزها ربطی به ما ندارند، میدانم سخت است عادت چندین و چندساله امان را کنار بگذاریم. اما بازهم می‌شود کم‌کم شروع کرد و این عادت زشت و ناپسند را از سرمان بیندازیم.

به عنوان نمونه: به ما ربطی ندارد که کسی چاق است. اگر به او بگوییم هم، او نمی‌تواند طبق خواست ما چربی‌هایش را همان لحظه از بین ببرد. شاید هم اصلا با چربی‌هایش دوست شده و دلش نمی‌خواهد از آن‌ها جدا شود. درهر مورد به ما ربطی ندارد.

 

»نه» جواب نهایی نیست

موفقیت من به سحرخیزی‌ام، سخت‌کوش بودنم، درخواست کمک کردن، بارها شکست خوردن و تلاش مداوم برای پیشرفت خودم و کارم مربوط می‌شود. بسیاری از افراد هم همین رویه را در پیش می‌گیرند اما چرا موفق نمی‌شوند؟ به این دلیل است که وقتی آنها به دنبال رویاهایشان رفتند و به مانع برخوردند، وقتی قبولشان نکردند یا به آنها نه گفته شد گوش کردند. من موفق شدم چون نه را به‌عنوان جواب قبول نکردم و من موفق شدم چون هرگز باور نداشتم که رویاهای من توسط فرد دیگری به سرانجام می‌رسد.

قسمت باورنکردنی رویای شما این است: کسی نمی‌تواند به شما بگوید رویایتان چقدر بزرگ است. وقتی پای رویایتان وسط است، «نه» جواب محسوب نمی‌شود. کلمه‌ی «نه» دلیل تسلیم شدن و کنار کشیدن محسوب نمی‌شود. به‌جایش این «نه» را نشان یا یک تغییر مسیر یا مسیر فرعی در نظر بگیرید.

«نه» یعنی بااحتیاط حرکت کردن. به معنای دیگر یعنی اگر نتوانستید از در وارد شوید، از پنجره وارد شوید. اگر پنجره قفل بود از مسیر دودکش استفاده کنید.

 

»نه» را نشنیده بگیرید

زمانی که ما به دنبال رویاها و اهدافمان می‌رویم «نه» های زیادی می‌شنویم، آن‌قدر که ممکن است گوش‌های نازنینمان درد بگیرند. اما همین‌که باوجوداین «نه» ها باز‌‌هم به رویایمان عشق بدهیم و از راهی دیگر به دنبالش برویم می‌توانیم مطمئن باشیم که موفقیت نیز به دنبال ما خواهد آمد.

اگر درراه رسیدن به رویاهایتان خسته شدید باید یاد بگیرید که برای خودتان یک فنجان چایی بریزید و با چاشنی شیرینی موردعلاقه‌‌تان و البته کمی هوای تازه استراحت کرده و دوباره شروع کنید.

رویاهایمان منتظر ما ایستاده‌اند، بگذارید فقط یک‌بار و فقط این بار باوجود تمام «نه» ها آغوشمان را به رویشان بازکنیم.

 

صداهایی از اطراف که ناخواسته بر ما حکومت می‌کنند

بعضی افراد دست از رویایشان می‌کشند چون صدای مقتدری به آنها حکم می‌کند که این کار را بکنند. این صدای مقتدر ممکن است شکل‌های مختلفی داشته باشد، شاید رئیس شما باشد که می‌گوید شما برای شغل رویایی‌تان مناسب نیستید و شما هم حرفش را باور می‌کنید. شاید یکی از والدینتان باشد که از روی عشق یا ترس یا احتیاط یا دلایل شخصی خودش به شما می‌گوید دست از تلاش بردارید. شاید این صدای مقتدر به شما بگوید که برای این کار مناسب نیستید. کسی که بگوید شما برای شرکت در ماراتن زیادی چاق هستید یا برای راه‌اندازی کسب‌وکار خودتان هنوز خیلی جوان هستید.

 

ندای درونت مهم‌تر از چیزی است که فکر می‌کنی

شاید این صدای مقتدر خودتان باشید. شاید حرف‌های منفی خودتان باشد که در کل زندگی مدام در ذهنتان تکرار می‌شود. دلیل دیگری که چرا مردم دست از رویاهایشان برمی‌دارند چیست؟ چون به‌دست آوردنشان مشکل است و یا خیلی طول می‌کشد.

باید به درونتان مراجعه کنید و دلیل راهی را که شروع کرده‌اید را به یاد بیاورید. بهتر است انگیزه‌ای برای ادامه‌ی راه پیدا کنید. چون اگر این کار را نکنید به شما قول می‌دهم شخص دیگری این کار را انجام خواهد داد.

هیچ‌چیز باارزشی به‌سرعت به‌دست نیامده.
دست آورده‌های هیچ‌کسی یک شبه نبوده بلکه حاصل سال‌ها تجربه بوده است.

برای اینکه بتوانید نداهای درونی‌تان را یک بار برای همیشه تغییر دهید توصیه می‌کنم که مقاله دگرگون کردن ندای درون را مطالعه کنید.

 

کسی که به آن تبدیل می‌شویم

«رویایتان ارزش جنگیدن دارد و درعین‌حال که نسبت به آنچه زندگی بر‌ سرتان می‌آورد کنترل ندارید، اما کنترل جنگیدن با آن را در اختیاردارید».

دوستان، موضوع هدف یا رویایی که دارید نیست، موضوع آدمی است که درراه رسیدن به هدف تبدیل به آن می‌شوید. وقتی صدایی مقتدر به شما می‌گوید که خیلی طول کشید یا تو برای انجام این کار خیلی «چاق، پیر و خسته» هستی یا چون زن هستی نمی‌توانی کاری را انجام بدهی یا اینکه سختی‌هایتان خیلی بزرگ است…. می‌دانید چه چیزی از شما می‌خواهند؟ جا زدن و تسلیم شدن.

از شنیدن این حرف‌ها می‌ترسید، خودتان و هدفتان را زیر سوال می‌برید و وقتی کسی یا چیزی سراغتان می‌آید و دقیقا همین حرف‌ها را به شما می‌زند، به خودتان می‌گویید: بله، خودم هم همین نظر رادارم. دست از تلاش برمی‌دارم.

 

 

آیا اهداف‌تان واقعی هستند؟

توانایی من در تصور کردن رویاهایم با جزئیات کامل یکی از دلایل رسیدن من به آن‌ها است. جدی می‌گویم. در مورد رویایتان عجله نکنید. بنشینید و به آن فکر کنید. یکی از دلایل اصلی موفقیت من در خیال‌‌پردازی‌هایم نهفته است. منظورم توانایی تمرکز کردن روی یک خیال است… حتی گاهی اوقات برای چند سال. در مسیر رسیدن به هدف، تصمیم‌گیری قدرت بسیار بالایی دارد اما کافی نیست.

باید زمانی را صرف تمرکز روی آن رویا بکنید. رویایتان چه شکلی است؟ چه حسی دارد؟ تا چه اندازه می‌توانید روی جزئیاتش تمرکز کنید؟ تا چه اندازه می‌توانید رویایتان را در ذهنتان زنده کنید؟ چون نکته اینجاست: اهداف من برایم واقعی هستند و حتی ذره‌ای شک ندارم که به آن‌ها خواهم رسید.

واقعی نبودن اهداف‌تان یکی از چهار دلیلی است که هدف‌گذاری‌های‌تان جواب نمی‌دهند و هر بار تسلیم می‌شوید. بقیه‌ی دلایل شکست خوردن در هدف‌گذاری را در این مقاله بخوانید.

 

چگونه اهداف خود را واقعی کنیم؟

برای واقعی کردن اهداف خود نیاز داریم که آن‌ها را بشکافیم. برای آن‌ها رنگ، مکان، زمان و معیار تعیین کنیم. این‌کار دومین مبحث بعد از انتخاب نهایی اهداف است. باید اهدافمان را زندگی کنیم تا به واقعیت بپویندند. به عنوان مثال جمله: «من می‌خواهم لاغر شوم» بسیار مبهم است. اهداف مبهم نتیجه مبهم نیز دارند. باید این‌گونه نوشته شوند: «من تا روز 5 مرداد سال 1399 ساعت 7 صبح چهل و پنج کیلو خواهم بود»، آلارم گوشی خود را تنظیم کرده و در آن ساعت روی وزنه بروید. خواهید دید که به وزن مورد علاقه خود رسیده‌اید.

کلمات و واژه‌های نویسنده در زندگی تک‌تک ما جریان دارد. به راستی که پس از گذشت چندین قرن هنوز هم برای حرف حساب، جوابی پیدا نکرده‌اند. امید است که ما به تمام خوانده‌هایمان عمل کنیم و زندگی‌مان را دست‌خوش تغییرات سودمند قرار دهیم.

 

 

 پیام اصلی ریچل هالیس

ریچل هالیس در این کتاب از رازهاى موفقیتش به عنوان یک زن، یک مادر شاغل، کارآفرین، ورزشکار و نویسنده مى‌گوید. راز موفقیت او در پذیرش واقعیاتى بود که همه ما درباره‌شان به خودمان دروغ مى‌گوییم. او در کتابش درباره بیست دروغى مى‌گوید که زندگى‌هاى ما را در هم مى‌پیچد و افکارى غیر منطقى راجع به خودمان و اطرافیان به خورد مغزمان مى‌دهد.

سبک نگارش کتاب با آن لحن طنز و گیرا، خواننده را با خود همراه مى‌کند. گاهى مطالب در عین سادگى به حدى جذاب است که احساس مى‌کنید در حال خواندن مطلب یکى از پست‌هاى اینستاگرام نویسنده هستید.

موضوعات به شدت با روزمرگى ما گره خورده‌اند و همین سادگى باعث شده تا خواننده با هالیس همگام شود. خنده‌ى از سر آشنایى یا گریه‌ى همدردى، همه در گوشه گوشه‌ى این دویست و خرده‌اى صفحه جا خوش کرده‌اند و منتظرند تا مخاطب را درگیر خودشان کنند.

از سویى، در شروع کتاب بیم آن مى‌رود که هر لحظه مطالب سبک و سیاقِ کتب انگیزشى‌اى را بگیرد که نیمى از افراد جامعه از آن گریزانند. چرا که تنها حس خوب و انگیزه را بدون هیچ زیربناى عملى به مخاطب عرضه مى‌کنند.

«تو خیلى خوبى، پس مى‌توانى!» جمله کلیدى غالب این قبیل کتاب‌ها چنین است، اما ریچل هالیس پس از آنکه در هر فصل، با ذکر تجربیاتى از زندگى خود، دروغى را موشکافى مى‌کند، در انتهاى همان فصل حداقل سه روش مناسب براى در هم شکستن وجهه راستى نماى آن دروغ پیشنهاد مى‌کند.

این روش‌ها اغلب ساده و کاربردى هستند و هزینه‌اى براى مخاطب به همراه ندارند

. در کل خودت باش دختر کتابى انگیزه‌بخش، دلچسب و دوست داشتنى است براى آنان که مى‌خواهند دست از باور کردن دروغ‌ها بکشند و تبدیل به خود واقعى‌شان شوند.

 

 

سایر آثار ریچل هالیس:

 

 

www.elmema.com

www.elmema.com

این صفحه را با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

تلگرام telegram

اشتراک گذاری در تلگرام (کلیک کنید)

اشتراک گذاری در واتس آپ (کلیک کنید)

 

animated-down-arrow

از مشاوره رایگان استفاده کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو تست های آنلاین دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات بهبود فردی دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو داستان های کوتاه دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات موفقیت دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات مدیریتی دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات شاد زیستن دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات امید به زندگی دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات یک دقیقه مطالعه دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو کل مقالات دیدن کنید، بهترین ها برای شما… (کلیک کنید)

تلگرام علم ما

تلگرام علم ما (کلیک کنید)

Medium_20160928095241745_1111111111

اینستاگرام علم ما (کلیک کنید)

این محتوا چقدر براتون مفید بود؟

لطفا به محتوا با ستاره (1»2»3»4»5) امتیاز دهید

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد آرا: 0

تاکنون کسی به این محتوا رای نداده! اولین کسی باشید که این محتوا را ارزیابی می کند...

درباره ی شیوا مرزبان

Avatar photo
شیوا هستم، نویسنده سایت علم ما و ادمین اینستاگرام علم ما. به مطالب انگیزشی و سبک زندگی علاقه دارم و در علم ما مقالاتم رو با شما به اشتراک میزارم...

مطلب پیشنهادی

معرفی و خلاصه کتاب

معرفی و خلاصه کتاب قدرت عادت از چارلز داهیگ

معرفی کتاب قدرت عادت (The Power of Habit) نوشته چارلز داهیگ خلاصه و معرفی از: …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دوره رایگان رهایی از احساس منفی (کلیک کنید)

رد کردن