کاترین سویتزر؛ زنی که متوقف نشد
معرفی و زندگی نامه زنان قدرتمند جهان
گاهی تاریخ با سخنرانیهای بزرگ و تصمیمهای سیاسی تغییر نمیکند؛ گاهی با یک قدم تغییر میکند.
در سال ۱۹۶۷، دختری ۲۰ ساله به نام کاترین سویتزر (Kathrine Switzer) تصمیم گرفت در مسابقهای شرکت کند که تقریبا همه تصور میکردند جای زنان در آن نیست: ماراتن مشهور بوستون.
او برای تغییر جهان نرفته بود. حتی خودش بعدها تاکید کرد که در آن روز قصد نداشت نماد یک جنبش اجتماعی شود. او فقط عاشق دویدن بود و میخواست ماراتن را به پایان برساند. اما اتفاقی که در میانه مسابقه برایش افتاد، مسیر زندگی خودش و تاریخ ورزش زنان را تغییر داد.
داستان کاترین، داستان زنی است که با یک «نه» روبهرو شد؛ اما به جای اینکه از مسیرش برگردد، آن «نه» را به انگیزهای برای باز کردن راه زنان دیگر تبدیل کرد. در این داستان با علم ما همراه باشید.
دختری که دویدن را دوست داشت!
کاترین در سال ۱۹۴۷ در آلمان به دنیا آمد و در کودکی همراه خانوادهاش به آمریکا رفت. در نوجوانی به ورزش علاقهمند شد و بهتدریج دویدن برایش معنایی فراتر از ورزش پیدا کرد؛ دویدن به او احساس قدرت، آزادی و اعتمادبهنفس میداد.
او در سال ۱۹۶۶ وارد دانشگاه سیراکیوز شد. در آن زمان، امکانات ورزشی زنان بسیار محدود بود و تیم دوومیدانی یا دوِ استقامت زنان مانند امروز وجود نداشت.
اما کاترین منتظر نماند تا کسی برای او شرایط مناسب ایجاد کند.
او بهصورت غیررسمی همراه تیم مردان تمرین میکرد.
مربی او، آرنی بریگز، مردی ۵۰ ساله و باتجربه بود که خودش بارها در ماراتن بوستون شرکت کرده بود. در ابتدا باور نداشت یک زن بتواند مسافت ماراتن را بهطور کامل بدود.
کاترین اما به این راحتی کوتاه نمیآمد.
تمرینها سخت و طولانی بودند. او آنقدر تمرین کرد که یک روز، در یک تمرین آزمایشی، حتی ۳۱ مایل دوید؛ مسافتی بیشتر از خود ماراتن بوستون. مربیاش که انتظار چنین عملکردی را نداشت، بالاخره پذیرفت که او آمادگی شرکت در مسابقه را دارد.
و اینجا بود که یک ایده ساده شکل گرفت:
«پس چرا خود ماراتن بوستون را ندوم؟»
شماره ۲۶۱؛ امضایی که مسیر تاریخ را تغییر داد:
ماراتن بوستون در آن دوران عملا مسابقهای مردانه محسوب میشد؛ با این حال، نکته مهم این بود که در فرم ثبتنام، ممنوعیت صریحی درباره جنسیت وجود نداشت.
کاترین فرم را با حروف اختصاری نام خود، یعنی K.V. Switzer، امضا کرد.
مسئولان تصور کردند K.V. نام یک مرد است و به این ترتیب او موفق شد شماره رسمی مسابقه را دریافت کند:
۲۶۱
او در روز مسابقه، ۱۹ آوریل ۱۹۶۷، در میان دوندگان قرار گرفت. برف و هوای سرد و نامساعد هم نتوانست مانعش شود.
کاترین آمده بود که فقط بدود.
اما چند کیلومتر بعد، اتفاقی افتاد که قرار بود زندگی او را برای همیشه تغییر دهد.
لحظهای که یک مرد خواست او را از مسابقه بیرون بکشد
در میانه مسابقه، یکی از مسئولان مسابقه، متوجه حضور کاترین شد.
او به سمت کاترین رفت و تلاش کرد شماره مسابقه را از لباسش جدا کند و او را از مسیر مسابقه بیرون بکشد.
کاترین بعدها گفت که در آن لحظه ابتدا شوکه و ترسیده بود. اتفاقی که در برابر چشمان دوندگان و عکاسان رخ میداد، فقط درباره یک مسابقه نبود؛ یک پیام آشکار داشت:
«تو اینجا جایی نداری.»
اما کاترین تصمیم گرفت تسلیم نشود.
دوستش، تام میلر، که خودش در مسابقه حضور داشت، مداخله کرد و مانع ادامه حمله سمپل شد. عکاسان لحظه درگیری را ثبت کردند و تصاویر آن خیلی زود در سراسر جهان منتشر شد.
و حالا کاترین یک انتخاب داشت:
برگردد؟
یا ادامه بدهد؟
او ادامه داد.
«حتی اگر لازم باشد، چهار دستوپا تمامش میکنم»!
ترسیده بود.
اما نایستاد.
کاترین بعدها درباره آن لحظه گفته بود که مصمم شده بود مسابقه را تمام کند؛ حتی اگر مجبور شود آن را با دست و زانو به پایان برساند.
او در نهایت ماراتن را به پایان رساند.
زمانش حدود ۴ ساعت و ۲۰ دقیقه بود.
اما چیزی بسیار مهمتر از زمان ثبت شد:
یک زن، با شماره رسمی، ماراتن بوستون را به پایان رسانده بود.
کاترین بعدا گفت که پیش از آن اتفاق، قصد نداشت با شرکت در مسابقه یک حرکت اعتراضی یا سیاسی انجام دهد. او فقط میخواست بدود. اما حملهای که علیه او اتفاق افتاد، نگاهش را تغییر داد.
او فهمید مسئله فقط خودش نیست.
اگر او کنار بکشد، زنان دیگری هم ممکن است هیچوقت فرصت دویدن پیدا نکنند.
روزی که کاترین فهمید مبارزه واقعی تازه شروع شده است!
کاترین میتوانست مسابقه را تمام کند و به زندگی عادیاش برگردد.
اما این کار را نکرد.
او تصمیم گرفت برای ایجاد فرصتهای بیشتر برای زنان در ورزش تلاش کند.
سالها فعالیت و پیگیری او سرانجام به تغییرات مهمی در ورزش زنان منجر شد. در سال ۱۹۷۲، زنان بهطور رسمی اجازه حضور در ماراتن بوستون را پیدا کردند.
اما کاترین به همینجا بسنده نکرد.
او به ایجاد مسابقات دو مخصوص زنان کمک کرد و بعدها Avon International Running Circuit را ایجاد و هدایت کرد؛ مجموعهای از مسابقات زنان در کشورهای مختلف که به مشارکت گسترده زنان در دویدن کمک کرد.
یعنی همان زنی که روزی برای گرفتن یک جای کوچک در یک مسابقه مجبور شده بود راهی پیدا کند، بعدها تلاش کرد مسیر را برای هزاران و میلیونها زن باز کند.
او فقط مرزها را نشکست؛ خودش هم قویتر شد!
داستان کاترین فقط داستان یک اعتراض نیست.
او بعد از آن مسابقه، خودش را هم بهعنوان یک ورزشکار جدیتر ساخت.
در سال ۱۹۷۴، برنده ماراتن نیویورک شد.
در سال ۱۹۷۵، بهترین رکورد شخصیاش را در ماراتن بوستون ثبت کرد: ۲ ساعت و ۵۱ دقیقه و ۳۷ ثانیه. این زمان در آن دوره او را در میان سریعترین زنان ماراتن جهان قرار داد.
پس او فقط نمیگفت:
«زنان هم میتوانند.»
خودش هر روز تلاش میکرد این جمله را زندگی کند.
شماره ۲۶۱ تبدیل به یک نماد شد
سالها گذشت.
اما کاترین شماره ۲۶۱ را فراموش نکرد.
شمارهای که روزی تلاش کرده بودند از روی لباسش بکنند، بعدها به نمادی از مقاومت و شجاعت تبدیل شد.
در سال ۲۰۱۵، کاترین سازمان غیرانتفاعی 261 Fearless را بنیان گذاشت؛ شبکهای جهانی که هدفش ایجاد فرصت، حمایت و ارتباط میان زنان از طریق دویدن است.
به این ترتیب، عددی که زمانی نشانه یک «مزاحم» در مسابقه بود، تبدیل شد به نماد:
بیباک بودن در برابر موانع.
پنجاه سال بعد؛ دوباره به همان خط شروع برگشت!
شاید زیباترین قسمت داستان کاترین همین باشد.
پنجاه سال بعد از آن روز تاریخی، در سال ۲۰۱۷، او دوباره در ماراتن بوستون شرکت کرد؛ این بار در ۷۰ سالگی و با یک شماره رسمی. او با گروهی از زنان مرتبط با ۲۶۱ Fearless در مسابقه حاضر شد.
تصور کن:
دختری جوان در سال ۱۹۶۷ وارد مسابقهای میشود و عدهای میخواهند او را بیرون کنند.
پنجاه سال بعد، همان زن در حالی به همان مسابقه بازمیگردد که دیگر حضور زنان در آن امری عادی شده است.
او فقط دوباره ندوید؛ برگشت تا ببیند مسیری که روزی برای باز کردنش جنگیده بود، حالا چقدر بزرگ شده است.


نقشه راه زنان قدرتمند (کلیک کنید)
آرشیو زندگینامه زنان قدرتمند (کلیک کنید)
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 
