معرفی و خلاصه کتاب جاده شخصیت ازدیوید بروکس
(The Road to Character)
خلاصه و معرفی از: آزاده جوانبخت
معرفی دیوید بروکس
دیوید بروکس (David Brooks) روزنامهنگار، و متصدی ویراستاری اهل ایالات متحده آمریکا است.
بروکس در ۱۱ اوت ۱۹۶۱ در تورنتو اونتاریو در کانادا زاده شد اما پدرش در واقع شهروند ایالات متحده بود که در آن زمان در کانادا اقامت داشت که پس از چند سال به همراه خانوادهاش به آمریکا بازگشته و در نیویورک اقامت کردند. پدرش در دانشگاه نیویورک به تدریس ادبیات انگلیسی میپرداخت و مادرش در حال تحصیل در رشته تاریخ بریتانیا در دانشگاه کلمبیا بود.
در سال ۱۹۷۹، بروکس وارد دانشگاه شد و در سال ۱۹۸۳ در رشتهی تاریخ در دانشگاه شیکاگو دانشآموخته شد.
دیوید بروکس روزنامهنگار است و یکی از مفسران سیاسی و فرهنگی روزنامه نیویورک تایمز و یکی از ویراستاران روزنامه واشینگتن تایمز است. همچنین او یکی از ویراستاران و خبرنگاران روزنامه وال استریت ژورنال نیز هست. او همچنین با روزنامه نیوزویک و مجلات ویکلی استاندارد و ماهنامه آتلانتیک و همچنین به عنوان مفسر در رادیوی ملی فعالیت میکند.
در سال ۲۰۰۴، بروکس جایزه ادبی را بینان نهاد که هر ساله به برترین روزنامهنگار و مفسر سیاسی و فرهنگی سال اهدا میشد.
مترجمین کتاب جاده شخصیت
این کتاب توسط آقای امید کریم پور ترجمه شده و نشر مهرگان خرد به چاپ رسیده است.
درباره کتاب جاده شخصیت
در کتاب «جاده شخصیت» که از پرفروشهای نیویورک تایمز نیز بوده است، بروکس با به کمال رساندن رویکرد کتاب پیشین خود و افزودن نقاط قوتی به راهبرد رواییاش، از جمله جایگزین کردن شخصیتهای خیالی و فرضی با افراد حقیقی و شخصیتهای سرشناس، تحسین و تایید منتقدان را به خود جلب کرد.
جوهره و فلسفه بنیادین «جاده شخصیت»، دعوت خواننده، به عنوان عضوی از جامعه بشری، به تجدید نظر در نگاهی است که به خویشتن دارد.
بروکس ما را به نگاهی دوباره به سویه فراموششدهمان فرا میخواند. او در این راه، «فروتنی» را صفتی کلیدی میداند و این نه صرفاً به معنی فروتنی پیشهکردن در برابر دیگر مردمان، که به معنی پذیرش درونی ضعفها، کاستیها و نقصانهایی است که بخشی ناگزیر از ذات آدمی محسوب میشوند. هر انسانی برای رسیدن به شخصیتی قدرتمند و تزلزلناپذیر نیاز دارد که این ضعفها را به رسمیت بشناسد و سپس به مواجهه با آنها برخیزد.
فتح خویشتن، مبارزه با نفس و تسلط بر آن، قدرت تغییر، عشق و کرامت انسانی، قدرت خودآزمایی و ارج نهادن به خود و «من» وجودی موضوعاتی هستند که بروکس در این اثر با ذکر مثالهای حقیقی بر آنها تمرکز کرده است.
مثالهای بروکس مجموعهای از اشخاص را شامل میشود که طیف گستردهای از نظر دوره تاریخی، نژاد، مشغولیت، جنسیت، رویکرد به مذهب و ویژگیهای اخلاقی را تحت پوشش قرار میدهند. او با طرح این مثالهای متعدد، قضاوتهای عجولانه را مردود میشمارد چرا که نشان میدهد برای داشتن یک شخصیت قدرتمند فرضاً نیازی به نمایندگی کردن از یک دیدگاه اخلاقی مبتنی بر مذهب یا بر ضد آن نیست.
جاده شخصیت،برای هر فرد ممکن است جادهای منحصر به فرد با چالشهایی متفاوت باشد، اما پیمودن آن و غلبه بر این چالشها، پایبندی به اصولی اساسی را طلب میکند که در بیشتر موارد با یکدیگر مشترکاند.
با خواندن این کتاب چه چیزهایی را یاد میگیریم؟
جوهره و فلسفۀ بنیادین کتاب جاده شخصیت اثر دیوید بروکس، دعوت خواننده، به عنوان عضوی از جامعه بشری، به تجدید نظر در نگاهی است که به خویشتن دارد. این اثر، کتابی مسحور کننده و امیدبخش است که در عمق وجودتان نفوذ میکند.
در کتاب جاده شخصیت بروکس با به کمال رساندن رویکرد کتاب پیشین خود و افزودن نقاط قوتی به راهبرد رواییاش، از جمله جایگزین کردن شخصیتهای خیالی و فرضی با افراد حقیقی و شخصیتهای سرشناس، تحسین و تایید منتقدان را به خود جلب کرد.
دیوید بروکس ما را به نگاهی دوباره به سویۀ فراموش شدهمان فرا میخواند و در این راه “فروتنی” را به عنوان صفتی کلیدی برمیشمارد، و این نه صرفاً به معنی فروتنی پیشه کردن در برابر دیگر مردمان، که به معنی پذیرش درونی ضعفها، کاستیها و نقصانهایی است که بخشی ناگزیر از ذات آدمی محسوب میگردند و هر انسانی برای دستیابی به شخصیتی قدرتمند و تزلزل ناپذیر نخست نیاز دارد که این ضعفها را به رسمیت بشناسد و سپس به مواجهه با آنها برخیزد.
کتاب جادۀ شخصیت اگر قرار باشد با اتکا به توضیحی چند صفحهای از محتوای آن و یا تورق سرسری آن مورد قضاوت قرار گیرد، ممکن است برای بخشی از مخاطبان، کهنه و کسالتآور جلوه کند.
با پیشفرضی بدبینانه و منتقدانه، به نظر میرسد نویسندۀ کتاب لحنی موعظهگونه دارد و تلاش میکند مشتی پند و اندرز کلیشهای به خوانندگان بداقبالش قالب کند. اما به اعتقاد نگارندۀ این سطور، تکراری و حتی کلیشهای بودن یک مفهوم یا مطلب، مستقل از میزان درستی، سودمندی و ارزش آن است.
این نکتۀ کلیدی به ویژه زمانی اهمیتی چند برابر مییابد که میزان تأثیر و کارآمدی آن مسئلۀ کلیشهای در زمانی بحرانی رخ نشان دهد، مانند توصیههای ایمنی ابتدای پرواز که هر بار به شکلی کسالتبار توسط خدمۀ هواپیما با بیمیلی توضیح داده میشوند و مسافران عموماً با بیحوصلگی از آن روی برمیگردانند، اما در موقعیت نادر و کمیاب بروز فاجعه است که اهمیت آنها آشکار میشود و در این شرایط که به معنی واقعی کلمه پای مرگ و زندگی در میان است، با اتکا به همین راهکارهای کلیشهای، امکان نجات و رهایی وجود خواهد داشت.
از این منظر کتاب بروکس در حکم گوشزد کردن دوبارۀ مجموعهای از ارزشهای کهن بشری به عنوان راهحلی برای شرایط شبه بحرانی امروزین انسان است. او انسانیت به عنوان یک صفت مثبت را در خطر زوال و انقراض مییابد و میکوشد به خوانندهاش گوشزد کند که آنچه تمدن بشری را به رغم انحرافهای مقطعیاش در طول تاریخ، امروز بدین جا رسانده مجموعهای از اصولی است که ما، انسانهای امروزی، بدون آنکه توجیه و دلیلی داشته باشیم، قصد داریم به دورشان بیندازیم.
بروکس در روایت خویش از ضعفهای بنیادین بشر، به نحوی خردمندانه، در هر فصل از کتاب مثالی میآورد که روی هم رفته مجموعهای از اشخاص را شامل میشود که طیف گستردهای از نظر دورۀ تاریخی، نژاد، مشغولیت، جنسیت، رویکرد به مذهب، و ویژگیهای اخلاقی را تحت پوشش قرار میدهد. بدین ترتیب او با طرح این مثالها/الگوهای متعدد در مردود ساختن قضاوتهای عجولانه پیشدستی میکند چرا که نشان میدهد برای برخورداری از یک شخصیت قدرتمند فرضاً نیازی به نمایندگی کردن از یک دیدگاه اخلاقی مبتنی بر مذهب یا بر ضد آن نیست. جادۀ شخصیت، همانگونه که بروکس در نتیجهگیری پایانی خود بدان اشاره میکند، برای هر فرد ممکن است جادهای منحصر به فرد با چالشهایی متفاوت باشد، اما پیمودن آن و غلبه بر این چالشها، پایبندی به اصولی اساسی را طلب میکند که در اغلب موارد با یکدیگر مشترکاند.
او همچنین در این مورد به شکلی بیسابقه و بدیع، انگشت بر روی یکی از بحرانهای هویتی و ذهنی انسان امروزین میگذارد و به ما یادآور میشود که تصویری که هر یک از ما سعی داریم از خود به باقی جهان مخابره کنیم، حتی در صورت درست بودنش، اساساً به بخشی از زندگی ما مربوط میشوند که فاقد اهمیت، فناپذیر و کمارزش است، چرا که پس از ما کسی به خاطر نخواهد آورد که ما از خاور دور تا جنگلهای آمازون را از نزدیک دیدهایم و دارای چند مدرک دانشگاهی هستیم و چقدر غذاهای خوشمزه در طول عمرمان خوردهایم .
پیام اصلی دیوید بروکس
انسانیت در دنیای مدرن امروزی رو به زوال و انقراض است و این بدان علت است که تمدن بشری سعی دارد تا مجموعه اصول و هنجارهایی که از گذشتههایی دور بهآن پایبند بودیم را بدون هیچ توجیهی، دور بیندازد.
دیوید بروکس در این خلاصه کتاب سعی دارد تا این مسائل را به ما گوشزد کند تا دست در دست هم به جامعهای سرشار از انسانیت و مهربانی بازگردیم.
جاده شخصیت،برای هر فرد ممکن است جادهای منحصر به فرد با چالشهایی متفاوت باشد، اما پیمودن آن و غلبه بر این چالشها، پایبندی به اصولی اساسی را طلب میکند که در بیشتر موارد با یکدیگر مشترک اند.
مطابق با آمارهای منتشر شده از نظرات کاربران به این نتیجه رسیده شده که خواننده با مطالعه این کتاب، توانسته در مواقع بحرانی کم نیاورده و با قدرت بالا در برابر مشکلات ایستاده و آن را شکست دهد.
همچنین این کتاب مجدد اعتماد به نفس را به خواننده بازگردانده و او را از این امر که هر کس دارای ضعف هایی است و این که چگونه از این ضعف ها برای پیروزی استفاده کند و با شناخت نقاط قوت خود بتواند آن را تقویت کرده و از آن برای حرکت به سوی موفقیت استفاده نماید.
سایر آثار دیوید بروکس:

![]()
این صفحه را با دوستانتان به اشتراک بگذارید:
اشتراک گذاری در تلگرام (کلیک کنید)
اشتراک گذاری در واتس آپ (کلیک کنید)

علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 


