چطور بفهمیم واقعا در زندگی چه میخواهیم؟
راهنمای شناخت خواستههای واقعی
گاهی وسط زندگی، ناگهان با خودمان میگوییم:
«من واقعا از زندگی چه میخواهم؟»
شاید ظاهرا همهچیز سر جای خودش باشد؛ کار، خانواده، درآمد، ارتباطات و حتی برنامههایی برای آینده. اما در درونمان یک حس مبهم وجود دارد؛ انگار داریم مسیری را میرویم که نمیدانیم واقعا انتخاب خودمان بوده یا فقط به آن عادت کردهایم.
گاهی چیزی را میخواهیم چون دیگران آن را موفقیت میدانند.
گاهی دنبال شغلی هستیم چون درآمد بیشتری دارد.
گاهی وارد رابطهای میشویم چون فکر میکنیم «باید» وارد رابطه شویم.
گاهی هم سالها برای رسیدن به چیزی تلاش میکنیم و وقتی به آن میرسیم، میبینیم آنقدرها هم خوشحال نیستیم.
پس سوال مهم این نیست که «چه چیزی میتوانم به دست بیاورم؟»
سوال مهمتر این است:
«چه نوع زندگی واقعا با من، ارزشهای من و چیزی که برایم مهم است هماهنگ است؟»
اینجاست که مفهوم زندگی ارزشمحور اهمیت پیدا میکند.
چرا گاهی نمیدانیم چه میخواهیم؟
یکی از دلایل اصلی این است که سالها به جای شناخت خودمان، یاد گرفتهایم انتظارات دیگران را بشناسیم.
از کودکی ممکن است بارها شنیده باشیم:
«باید درس بخوانی تا موفق شوی.»
«باید شغل خوب داشته باشی.»
«باید ازدواج کنی.»
«باید درآمدت بیشتر شود.»
«باید خانه و ماشین داشته باشی.»
این خواستهها لزوما بد نیستند؛ مشکل زمانی شروع میشود که بدون اینکه از خودمان بپرسیم «آیا من واقعا این را میخواهم؟»، آنها را تبدیل به هدف زندگی خودمان میکنیم.
بعد ممکن است سالها برای رسیدن به چیزی تلاش کنیم و در نهایت احساس کنیم چیزی کم است.
چون شاید به هدفی رسیدهایم که برای ما معنا نداشته است.
فرق «خواسته واقعی» با «خواستهای که از دیگران گرفتهایم» چیست؟
فرض کنید میگویید:
«من باید شغل پردرآمدتری داشته باشم.»
حالا چند سوال ساده از خودتان بپرسید:
اگر هیچکس قرار نبود درآمد من را بداند، باز هم این شغل را میخواستم؟
یا:
اگر دیگران قرار نبود موفقیت من را قضاوت کنند، باز هم همین مسیر را انتخاب میکردم؟
یا حتی:
اگر مطمئن بودم قرار نیست کسی من را تحسین کند، چه چیزی را انتخاب میکردم؟
این سوالها کمک میکنند کمی از صدای دیگران فاصله بگیریم و صدای خودمان را بشنویم.
گاهی چیزی که فکر میکنیم «هدف زندگی» ماست، در واقع فقط تلاشی برای گرفتن تایید دیگران است.
برای شناخت خواستههای واقعی، از خودتان سوالهای بهتری بپرسید:
شناخت خود همیشه با جوابهای بزرگ و ناگهانی اتفاق نمیافتد. گاهی با چند سوال ساده شروع میشود.
۱. اگر ترس وجود نداشت، چه چیزی را انتخاب میکردم؟
ترس یکی از بزرگترین موانع شناخت خواستههای واقعی است.
ممکن است کسی واقعا دوست داشته باشد کسبوکار خودش را راه بیندازد، اما از شکست میترسد.
ممکن است کسی بخواهد شغلش را تغییر دهد، اما از قضاوت دیگران میترسد.
ممکن است کسی علاقهای به سبک زندگی فعلیاش نداشته باشد، اما میترسد با تغییر آن دیگران ناراحت شوند.
از خودتان بپرسید:
اگر ترس از شکست، قضاوت و اشتباه وجود نداشت، چه تغییری در زندگیام ایجاد میکردم؟
لازم نیست همان لحظه تصمیم بزرگی بگیرید. همین که پاسخ واقعی خودتان را بشنوید، قدم مهمی برداشتهاید.
۲. چه چیزهایی واقعا برای من مهم هستند؟
این سوال ما را به سمت ارزشهای شخصی میبرد.
برای یک نفر آزادی مهم است.
برای دیگری امنیت.
برای فردی خانواده اهمیت بیشتری دارد.
برای دیگری یادگیری، خلاقیت، استقلال، آرامش، کمک به دیگران یا رشد شخصی.
هیچ پاسخ یکسانی برای همه وجود ندارد.
ممکن است یک نفر زندگی شلوغ و پرهیجانی را دوست داشته باشد و فرد دیگری آرامش و خلوت را انتخاب کند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که بخواهیم بر اساس ارزشهای دیگران زندگی کنیم.
۳. چه زمانی احساس میکنم بیشتر «خودم» هستم؟
به گذشته خودتان فکر کنید.
- چه زمانهایی واقعا احساس زنده بودن، رضایت یا آرامش داشتهاید؟
- چه کاری انجام میدادید؟
- با چه کسانی بودید؟
- چه ویژگیای از آن لحظه برایتان مهم بود؟
شاید متوجه شوید زمانی که در حال یادگیری بودید احساس خوبی داشتید.
یا وقتی به کسی کمک میکردید.
وقتی آزاد بودید و کسی برایتان تصمیم نمیگرفت.
یا وقتی چیزی خلق میکردید.
این تجربهها سرنخهایی درباره ارزشها و خواستههای واقعی شما هستند.
خواسته واقعی همیشه یک «هدف بزرگ» نیست:
گاهی تصور میکنیم باید یک رویای بزرگ پیدا کنیم؛ مثلا یک شغل رویایی، یک کسبوکار بزرگ یا یک هدف خارقالعاده.
اما خواسته واقعی میتواند بسیار سادهتر باشد.
شاید واقعا بخواهید:
- بیشتر وقت داشته باشید.
- کمتر تحت فشار باشید.
- کاری انجام دهید که برایتان معنا داشته باشد.
- با خانوادهتان رابطه بهتری داشته باشید.
- بدنتان سالمتر باشد.
- بیشتر یاد بگیرید.
- استقلال مالی داشته باشید.
- یا حتی فقط بتوانید زندگی آرامتری داشته باشید.
زندگی موفق الزاما زندگیای نیست که از بیرون فوقالعاده به نظر برسد؛ زندگی موفق میتواند زندگیای باشد که از درون با خودتان هماهنگ باشد.
زندگی ارزشمحور یعنی چه؟
زندگی ارزش محور یعنی به جای اینکه تمام تصمیمهای زندگی را فقط بر اساس پول، نظر دیگران، ترس یا عادت بگیریم، تلاش کنیم انتخابهایمان با ارزشهای عمیق و واقعی خودمان هماهنگ باشند.
مثلا اگر «آزادی» یکی از ارزشهای اصلی شماست، شاید شغلی که درآمد بسیار بالایی دارد اما تمام زمان و انرژی شما را میگیرد، برایتان انتخاب مناسبی نباشد.
اگر «خانواده» برایتان ارزش مهمی است، شاید لازم باشد در برنامه شلوغ زندگی خود جایی واقعی برای خانواده باز کنید.
اگر «رشد» برایتان مهم است، یادگیری و تجربههای جدید باید بخشی از زندگی شما باشند.
ارزشها مثل یک قطبنما هستند.
آنها لزوما به شما نمیگویند کجا بروید، اما کمک میکنند بفهمید آیا مسیری که انتخاب کردهاید با چیزی که واقعا برایتان مهم است، هماهنگ هست یا نه.
هدف با ارزش چه فرقی دارد؟
این دو را نباید با هم اشتباه بگیریم.
مثلا: «میخواهم درآمدم را دو برابر کنم.» یک هدف است.
اما «استقلال» میتواند یک ارزش باشد.
«میخواهم کتاب بنویسم.» یک هدف است.
اما «یادگیری» یا «تاثیرگذاری» میتواند یک ارزش باشد.
هدفها ممکن است به پایان برسند؛ اما ارزشها میتوانند در تمام مسیر زندگی همراه ما باشند.
به همین دلیل اگر فقط هدف داشته باشیم، ممکن است بعد از رسیدن به آن دوباره بپرسیم:
«حالا چی؟»
اما وقتی بدانیم چه ارزشهایی برایمان مهم هستند، حتی در مسیر رسیدن به اهداف هم احساس میکنیم زندگیمان معنا و جهت دارد.
اگر میخواهید زندگیتان را بر اساس ارزشهای واقعی خود بسازید…
شناخت ارزشها فقط قدم اول است. مهمتر از آن، این است که یاد بگیریم چگونه ارزشهای خود را وارد تصمیمها، روابط، اهداف و سبک زندگیمان کنیم.
دوره «زندگی ارزشمحور» برای همین مسیر طراحی شده است؛ برای اینکه بهتر خودتان را بشناسید، ارزشهای مهم زندگیتان را پیدا کنید و یاد بگیرید انتخابها و اهداف خود را با آنچه واقعا برایتان مهم است هماهنگ کنید.
اگر احساس میکنید مدتهاست درگیر این سوال هستید که «واقعا چه میخواهم؟»، شاید شروع مسیر از همینجا باشد؛ از شناخت خود و ساختن زندگیای که فقط مطابق انتظار دیگران نباشد، بلکه با ارزشهای واقعی شما هماهنگ باشد.
گاهی برای پیدا کردن مسیر درست، لازم نیست پاسخ همه سوالهای زندگی را بدانیم؛ کافی است ابتدا بفهمیم چه چیزی واقعا برای ما مهم است.
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 
