معرفی و خلاصه کتاب انسان در جستجوی معنا از ویکتور فرانکل
(Man’s Search for Meaning)
معرفی نویسنده
ویکتور امیل فرانکل (Viktor Frankl) متولد ۲۶ مارس ۱۹۰۵ روانپزشک و عصبشناس اتریشی و پدیدآورنده معنادرمانی (لوگوتِراپی) بود.
دکتر فرانکل استاد عصب شناسی و روانپزشکی دانشگاه وین است. او که از نجاتیافتگان واقعهی هولوکاست است، از آغاز کارش در دانشگاه به دنبال تعریف انسان از معنای زندگی و حیات بوده است. او معتقد است که انسانها باید تحت هر شرایطی برای زندگیشان معنایی وجود داشته باشد، حتی اگر در بدترین وضعیت قابل تصور و آخرین لحظههای حیات باشند. ویکتور فرانکل در معنا درمانی، هستهی مرکزی اگزیستانسیالیسم را مورد بررسی قرار داده است و در برابر این پدیده میگوید:« اگر زندگی کردن رنج بردن است، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت.»
ویکتور فرانکل را میتوان پدیدآورندهی لوگوتراپی (معنادرمانی) دانست. لوگرتراپی یا معنادرمانی را یافتن ریشههای معنای زندگی هر فردی، به شکل انگارهای استوار از معنا و مسئولیت میدانند. الگویی که معنا و مسئولیت و رسالت فرد در زندگی با آن مشخص میشود. فرانکل بعد از مدتی مخالف سر سرسخت رواندرمانی شد به همین دلیل تحقیقاتش را دربارهی معنادرمانی بیشتر کرد. او معتقد بود:«رفتار درمانگران باعث میشود آدمها مانند حیوانات و به صورت ماشین فیزیولوژیک تحلیل میکند، اما در لوگوتراپی به بُعد معنوی انسانها اهمیت داده میشود.»
فرانکل تاکنون بیش از سی عنوان کتاب درباره معناگرایی و معنا درمانی نوشته است، اما متاسفانه فقط هشت کتاب از فرانکل از آلمانی به زبان انگلیسی برگرداننده شدهاند. او در سال 1959 کتاب انسان در جستوجوی معنا را نوشت، این کتاب روایت تجربهی او از دوران کارش در اردوگاه کار اجباری آلمان نازی است. او در این کتاب توضیح میدهد که چگونه در چنین شرایطی، اهمیت معنای زندگی در سختترین شرایط را درک کرد.
ویکتور فرانکل در سال 1921 با زیگموند فروید، فیلسوف مشهور اتریشی دیدار کرد و برای مدتی شاگرد او بود، اما بعد از گذشت
بیش از ۹ میلیون نسخه از این کتاب تأثیرگذار تا زمان مرگ ویکتور فرانکل در سال ۱۹۹۷ در آمریکا فروخته شده و به ۲۴ زبان زنده دنیا ترجمه و ۷۳ بار تجدید چاپ شد.
مترجمین کتاب انسان در جستجوی معنا
| مترجمین | انتشارات |
| نهضت صالحیان / مهین میلانی (ترجمه شده با نام انسان در جستجوی معنا) | دانشگاه تهران |
| نهضت صالحیان / مهین میلانی (ترجمه شده با نام انسان در جستجوی معنی) | درسا |
| امیر لاهوتی (ترجمه شده با نام انسان در جستجوی معنا) | جامی |
| کیومرث پارسای (ترجمه شده با نام انسان در جستجوی معنا) | تمدن علمی |
| مهدی گنجی (ترجمه شده با نام انسان در جستجوی معنا) | ساوالان |
| ریحانه منظوری (ترجمه شده با نام انسان در جستجوی معنا) | زرین کلک |
| اکبر معارفی (ترجمه شده با نام انسان در جستجوی معنی) | دانشگاه تهران |
| زهره زاهدی (ترجمه شده با نام انسان در پی معنا) | پندار تابان |
| حسینعلی میرشاهی (ترجمه شده با نام انسان در جستجوی معنا) | پر |
دکتر نهضت صالحیان یکی از مترجمان ایرانی است که حوزهی تخصصیاش در ترجمه کتب روانشناسی است.
مهین میلانی نویسنده، مترجم و روزنامهنگار ایرانی و فارغ التحصیل رشتهی روزنامهنگاری و جامعهشناسی از دانشگاه پاریس است.
درباره کتاب انسان در جستجوی معنا
نیچه میگوید: «اگر چرایی زندگی خویش را بدانیم، با هر چگونگیای خواهیم ساخت.» اگر به دنبال چرایی زندگیتان هستید، دکتر ویکتور فرانکل در این اثر به شما کمک میکند تا آن را بیابید.
معنادرمانی نهفقط برای زندانیان اردوگاههای کار اجباری، بلکه برای تمامی انسانهایی که در دام روزمرگی و ملال افتادهاند و نمیدانند برای چه زندهاند و برای چه تلاش میکنند، میتواند بسیار راهگشا باشد.
معنادرمانی در واقع ابزاری است که ذهن و ناخودآگاه انسان را از پریشانیها و ترسهایش رها میکند.
اگر به دنبال معنایی برای زندگیتان میگردید، کتاب انسان در جستجوی معنا را بخوانید. اگر دوست دارید که از ناامیدی بیرون بیایید و میخواهید دربارهی معنادرمانی بدانید، کتاب انسان در جستجوی معنا، گزینهی خوبی برای شما است.
با خواندن این کتاب چه چیزهایی را یاد میگیریم؟
انسان در جستجوی معنا، کتابی است که بر پایهی تجربیات فاجعهبار ویکتور فرانکل در اردوگاههای کار اجباری آشویتس نوشته شده است. ویکتور فرانکل در این دوران، پدر و مادر، همسر و برادرش را از دست داد. خواهر او تنها کسی بود که از این وضعیت نجات پیدا کرد. با وجود تمام سختیها، رنجی که میکشیدند، گرسنگی، سرما، بیرحمی و خشونتی که در اطرافشان موج میزد، اما او باز هم زندگی را شایسته و ارجمند میدید.
چند سال پیش یک نظرخواهی عمومی در فرانسه صورت گرفت و نتیجه نشان داد 89% از شرکتکنندگان معتقدند انسان «چیزی» لازم دارد که بخاطر آن زندگی کند و 61% درصد تاکید کردند کسی یا چیزی در زندگی آنها هست که حاضرند به خاطرش بمیرند. دکتر ویکتور فرانکل بعد از مشاهدهی این نتیجه، نظرخواهی مشابهی را در دفترش و میان مراجعانش انجام داد و دوباره به همان نتایج دست یافت. کتاب انسان در جستوجوی معنی، داستان زندگی دکتر ویکتور فرانکل برای پیداکردن این معنا در زندگی بود.
این کتاب در دو بخش نوشته شده است، بخش اول شامل خاطرات فرانکل از اردوگاه کار اجباری آشویتس است و بخش دوم آن مکتب تخصصی دکتر فرانکل یعنی لوگوتراپی یا معنادرمانی را توضیح میدهد.
فرانکل در سال ۱۹۴۲ یعنی در ۳۷ سالگی به دست نازیها اسیر شد و قطار او را به سمت شمال شرق به «آشویتس» این اردوگاه مرگ، این کشتارگاه سازمان یافته که ابزار مرگ شش میلیون یهودی از جمله خانوادهی فرانکل را تهیه دیده بود، به «آشویتس» که میدان تجربیات وحشتناک و آزمایشگاه واقعی این روانپزشک اگزیستانسیالیست «هستیگرا» بود، برد.
نویسنده در این بخش از ورودش به دنیای ترس و وحشت میگوید. از اینکه چه بلاهایی سر اسیران آمده است و آنها چه سختیهایی کشیدهاند. از رنج کشیده آدمهای بختبرگشتهای صحبت میکند که هر لحظه ترس فرستاده شدن به کورههای آدمسوزی یا فرستاده شدن به اتاق گاز را داشتند. البته دکتر ویکتور فرانکل در ابتدای کتاب در مورد این تجارب چنین میگوید:
این کتاب در نظر ندارد که از اتفاقات و رویدادها گزارشی ارائه دهد، بلکه تجارب شخصی را منعکس میکند که میلیونها انسان آن را لمس کرده و از آن رنج بردهاند.
میتوان گفت کتاب شرحی است از درون اردوگاه کار اجباری که به وسیلهی یکی از کسانی که جان سالم از آن به در برده است بازگو میشود. داستان به رویدادهای هولناک (که کمتر در حد باور مردم بوده) نمیپردازد، بلکه به زجرهای کوچک اشاره میکند و آنها را میشکافد.
شوپنهاور میگوید: بشر آشکارا محکوم به کشمکش بین دو قطب متضاد اضطراب افراطی و خستگی ابدی است.
عشق یکی از راه های یافتن معنای زندگی در رنج است. وقتی فداکاری را در رنج مییابیم، رنج معنای دیگری به خود خواهد گرفت. انسان در صورتی رنج را تحمل میکند که معنایی در آن نهفته باشد.
هیچ چیز فناناپذیر نیست! بودن شایستهترین نوع وجود است.
لذت باید یک اثر ثانویه یا یک محصول جانبی باشد و اگر هدف قرار بگیرد از بین رفته و تباه میشود.
بشر در انتخاب شرایط آزاد نیست بلکه آزادی اش در نوع مواجهه با شرایط است.
انسان توانایی تغییر جهان و تبدیل شدن آن به مکانی بهتر را دارد و در صورت لزوم میتواند خود و جهان خود را تغییر دهد.
راه های بدست آوردن معنا در زندگی:
- وظیفهای تعیین کنید و یا کاری انجام دهید (کار)
- تجربه جدید داشته باشید یا با کسی معاشرت کنید (عشق)
- با سرنوشت مواجه شوید و آن را بپذیرید (رنج)
فرانکل با تمرکز روی معانی بالقوهای که میتوانست برای خودش ایجاد کند، اراده خود را – یا تمایل خود برای داشتن یک زندگی معنادار – در طی سه سال حضور در اردوگاهها زنده نگه داشت. علاوه بر پیدا کردن معنا در رنجهایش، فرانکل با فکر کردن در مورد کارهایی که میخواست پس از ترک اردوگاه انجام دهد، انگیزه خود را افزایش دهد. یعنی او میخواست دستنوشته خود را در مورد لوگوتراپی بازنویسی کند (نسخ خطی که نازیها هنگام ورود به آشویتس از او گرفتند). فرانکل همچنین امید را در عشق پیدا کرد و تصویر همسرش در بسیاری از دشوارترین دوران به او کمک کرد.
فرانکل توانست برای زنده نگه داشتن خود از عشق و رنج استفاده کند، زیرا احساس میکرد که در قبال آنها مسئول است. او استدلال میکند که انسانها نمیتوانند معنای کلی یا معنای فوقالعاده زندگی را درک کنند. درعوض، او میگوید: «ما باید به دنبال راههایی باشیم که بتواند هر لحظه زندگی را با ارزش جلوه دهد. هر شخص، حرفه منحصربه فردی دارد که فقط او می تواند انجام دهد و مسئولیت انجام این کار را بر عهده دارد.»
افرادی که بالاترین میزان محبوبیت را بین مردم دارند کسانی هستند که به سختی کار میکنند و از منزلت بالایی نزد دیگران برخوردارند.
دکتر فرانکل در بخش دوم میگوید:«من تردید دارم که پزشکی بتواند پاسخی به این پرسش بدهد که معنای زندگی هر فردی چیست؟ زیرا معنای زندگی از فرد به فرد، روز به روز، ساعت به ساعت در تغییر است. از این رو، آنچه مهم است معنای زندگی به طور اعم نیست، بلکه هر فرد میباید معنی و هدف زندگی خود را در لحظات مختلف دریابد. هیچ معنای انتزاعی که انسان عمری را صرف یافتنش نماید وجود ندارد، بلکه هر یک از ما دارای وظیفه و رسالتی ویژه در زندگی است که میبایست به آن تحقق بخشد.»
او توضیح میدهد که اراده انسان به معنای واقعی میتواند ناامید شود که به نوبه خود میتواند باعث تحریک عصبهای نوروز (اصطلاحی برای سرخوردگی وجودی) شود. به عبارت دیگر، اگر انسان نتواند معنی و هدف را در زندگی خود پیدا کند، ممکن است برای خود مشکلات روحی را که باید برطرف کند را به وجود آورد. فرانکل استدلال میکند که همه باید تلاش کنند در حالت بدون پویایی قرار بگیرند، که در آن بین آنچه که قبلاً انجام دادهاند و آنچه که فرد امیدوار است انجام دهد، تنش وجود دارد.
از نظر فرانکل، این تنش بین گذشته و حال برای سلامت روان بسیار حیاتی است. برای کسانی که به درمان احتیاج دارند، فرانکل با استفاده از قصد پارادوکسیکی، به آنها کمک م کند تا بر اضطراب و ترس خود غلبه کنند، که در آن فرد سعی میکند چیز دقیقی را که از آن میترسد را به وجود آورد. سرانجام، لوگوتراپی به دنبال کمک به بیماران خود در رسیدن به اهداف – خواه آنها را از هراس خلاص کند و یا از یک وضعیت وحشتناک بقای دهد – و یافتن راههایی برای تحقق هدفمند آنها است..
دکتر ویکتور فرانکل دو نکتهی خیلی مهم را در کتاب انسان در جستوجوی معنا بیان میکند:
- اول) اینکه انسان باید تلاش کند تا در هر کار سختی که مقابلش قرار میگیرد، معنایی بیاید. آن معنا میتواند هر چیزی باشد، عشق به یک معشوق، عشق به کار کردن، عشق به خدمت و یا هرچیز دیگری که به شما امید میدهد. این معنی برای دکتر فرانکل، فکر نوشتن کتاب «انسان در جستوجوی معنای غایی» و سخنرانی کردن در دانشگاه بود. فرانکل میگوید:« هر انسانی باید یک دلیل برای زنده ماندن داشته باشد.»
- دوم) موضوعی کهفرانکل در کتاب انسان در جستو جوی معنا بیان میکند، داشتن قدرت انتخاب است. دکتر فرانکل میگوید:«میان اتفاق و واکنش یک فضای خالی وجود دارد، در آن فضا قدرت ما برای انتخاب واکنش صحیح نهفته است. مهم نیست چه اتفاقی میافتد یا در چه موقعیتی قرار دارید، شما همیشه میتوانید انتخاب کنید.» او توضیح میدهد که در اولین روزی که وارد اردوگاه آشویتس شد به خود قول داد یا به زبان دیگر انتخاب کرد که هرگز به سیمهای خاردار اردوگاه دست نزند. این سیمها دارای جریان برق بودند و آسانترین راه برای مراحل خودکشی زندانیان محسوب میشدند. ویکتور فرانکل میگوید:«هرچیزی ممکن است از انسان گرفته شود، به جز آزادی. شما همیشه میتوانید راه خود را انتخاب کنید. حتی زمانی که احساس میکنید دیگر نمیتوانید چیزی را تغییر بدهید، میتوانید خودتان را تغییر دهید.»
شوخ طبعی بیش از هر حس دیگری میتواند بشر را از انزوا بیرون بکشاند و توانایی او را برای تحمل شرایط ناگوار بالا ببرد.
همه چیز را میتوانیم از یک انسان بگیریم جز آزادی، آزادی کلمهای است که زندگی را معنادار و هدفمند میکند. زندگی بدون معنا نیست رنج هم جزئی از زندگی است پس در رنج هم معنایی نهفته است. رنج آدمی بخش انکارناپذیر زندگی است. حتی اگر در قالب سرنوشت و مرگ خود را نشان دهد. زندگی بدون رنج و مرگ کامل نیست. وقتی انسان متوجه میشود که رنج بخش جدایی ناپذیری از سرنوشتش است ناگزیر آن را بعنوان وظیفه انفرادی و منحصر به فرد میپذیرد.رنج میتواند باعث موفقیت و پیشرفت بشر شود.
شما همیشه در انتظار دردناکترین لحظات هستید در حالی که پیشتر آن را سپری کرده اید.
از دست دادن ناگهانی امید و شجاعت بدن را در برابر بیماری ضعیف کرده و تاثیر مرگباری دارد.
گاهی به انسان فرصت داده میشود که تفکر و تعمق کند و به چیزهای با ارزش زندگیاش توجه نماید.
منحصر به فرد بودن هر شخص به وجود و هستی اش معنا میبخشد.
نیچه میگوید: آنچه من را نکشد قویترم میکند.
در رابطه با لوگوتراپی باید بدانیم که:
بیمار میتواند بنشیند و به چیزهایی گوش کند که برای او خوشایند نیست. لوگوتراپی بر آینده تمرکز دارد و معتقد است آینده به هویت بیمار معنا و مفهوم میبخشد.
لوگوتراپی در مقایسه با روانکاوی روشی است که کمتر به گذشته توجه دارد و به دروننگری هم ارج چندانی نمینهد، در ازاء توجه بیشتری به آینده، وظیفه و مسئولیت و معنی و هدف دارد که بیمار باید زندگی آتی خود را صرف آن کند.
این وظیفه لوگوتراپی است که بیمار را در یافتن «معنا» در زندگی، اندیشههای پنهانی وجود و معنای نهفتهی آن یاری کند.
لوگوتراپی سعی و کوشش دارد که بیمار را کاملا از وظیفهی مسئولیتپذیری خود آگاه سازد. از این رو این وظیفه را بر عهدهی بیمار میگذارد که خود «انتخاب» کند. انتخاب اینکه در برابر چه کسی و چه چیزی تا چه جد مسئول است.
لوگوتراپی با در نظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت فرا میخواند.
حتی با خواندن خلاصه کتاب انسان در جستجوی معنا میتوان درک کرد که با وجود شرایط جهنمی، برخی از زندانیان از درد برخاستند و با همدردی با زندانیان دیگر رفتار کردند. آنها آزادی اندک خود را در درون خود اعمال میکردند و نگرش خود را نسبت به رنجهایشان تنظیم میکردند، حتی اگر نمیتوانستند ریشه آن رنج را از بین ببرند.
در حالی که زنده ماندن در اردوگاهها بسیار موردپسند بود، فرانکل مینویسد: «افرادی که قادر بودند زندگی خود را بدون خودکشی ادامه دهند، تمایل به داشتن چیزی برای زندگی داشتند و هدف بالاتری را دنبال کنند. او استدلال میکند کسانی که زندگی خود را وقف چیزی میکنند میتوانند با هر درد و سختی روبرو شوند.» برای یافتن معنا در زندگی و درک چگونه زیستن، خواندن کتاب انسان در جستجوی معنا میتواند همه آن چیزی باشد که میخواهید.
فرانکل کتاب خود را با گفتن اینکه «انسان همان کسی است که اتاقهای بنزین را در آشویتس اختراع کرد، پایان داد.» با این حال، او نیز همان کسی است که با ورود به آن اتاقهای گاز، با دعای پروردگار خود را آرام میکند. فرانکل معتقد است که اگرچه انسان مطمئناً قادر به انجام شَر است، اما هیچ انسانی نباید ذاتاً بد باشد. هر انسانی این توانایی را دارد که در هر موقعیت ممکن رفتار و نگرش خود را تغییر دهد. فرانکل در کتاب خود مجدداً این عقیده را مبنای خوشبینی اثر خود قرار میدهد.
پیام اصلی نویسنده
تلاش در یافتن معنای زندگی خود نیرویی اصیل و بنیادی است و نه توجیهی ثانویه از کشش های غریزی. این معنی منحصر به فرد و ویژه است و از این رو این فرد و تنها خود اوست که باید و قادر است به آن تحقق بخشد و تنها در آن صورت است که معنی جویی او ارضا خواهد شد.
پاره ای از صاحب نظران بر این باورند که معنی و ارزش ها چیزی نیستند مگر مکانیسم دفاعی، واکنش معکوس و بهگرایی.
رنج انسان شبیه عملکرد گاز است. چنانکه اگر مقدار معینی از گاز را با تلمبه وارد اتاق خالی بکنیم، اتاق هر قدر هم که بزرگ باشد تلمبه اتاق را پر از گاز خواهد کرد و آن را یکسان و به طور کامل به همه قسمتهای اتاق خواهد رساند؛ بنابراین رنج چه کم و چه زیاد روح بشر و ضمیر آگاه او را آزار میدهد. از این رو میتوان گفت که «میزان» رنج بشر کاملاً نسبی است.
به همین دلیل میتوان گفت که ممکن است رویداد بسیار ناچیزی موجب بزرگترین شادمانیها گردد.
در شرایط نامناسب زندان از قبیل کمبود خواب، غذای ناکافی و فشارهای روانی گوناگون، نوع پذیرش رنجها و تحمل آنها حکایت از یک عظمت درونی بکر داشت و همین آزادی معنوی بود که هیچ کس نمیتوانست آن را از ما برباید و زندگی را پرمعنا و با هدف میساخت.
سایر آثار ویکتور فرانکل:
انسان در جستو جوی معنای غایی
معنا درمانی

![]()
این صفحه را با دوستانتان به اشتراک بگذارید:
اشتراک گذاری در تلگرام (کلیک کنید)
اشتراک گذاری در واتس آپ (کلیک کنید)

علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 


