خانه / کسب و کار / داستان های کسب و کار / داستان Notion | استارتاپی که شکست خورد، تا دوباره متولد شود
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

داستان Notion | استارتاپی که شکست خورد، تا دوباره متولد شود

 داستان Notion

استارتاپی که شکست خورد، تا دوباره متولد شود

 

بیشتر مردم فکر می‌کنند موفق‌ترین شرکت‌های دنیا از همان روز اول مسیر درستی را پیدا کرده‌اند؛ اما واقعیت چیز دیگری است. بسیاری از آن‌ها پیش از رسیدن به موفقیت، شکست‌های تلخی را تجربه کرده‌اند؛ شکست‌هایی که اگر کمی زودتر تسلیم می‌شدند، شاید امروز هیچ‌کس نامشان را نمی‌شنید.

داستان Notion یکی از همین روایت‌هاست؛ داستان استارتاپی که نسخه اولش نتوانست نظر کاربران را جلب کند، سرمایه‌اش رو به پایان بود و تنها چند قدم با تعطیلی فاصله داشت. اما بنیان‌گذاران آن به جای کنار گذاشتن رؤیایشان، همه چیز را از نو ساختند. آن‌ها پذیرفتند که گاهی موفقیت، نه در ادامه دادن یک مسیر اشتباه، بلکه در شجاعت شروع دوباره است.

Notion یک نرم‌افزار بهره‌وری و مدیریت اطلاعات است که امکاناتی مانند یادداشت‌برداری، مدیریت پروژه، برنامه‌ریزی، ساخت پایگاه داده، مستندسازی، و همکاری تیمی را در یک محیط یکپارچه در اختیار کاربران قرار می‌دهد.

امروزه Notion به میلیون‌ها نفر در سراسر جهان کمک می‌کند تا کارها، ایده‌ها، پروژه‌ها و اطلاعات خود را در یک فضای واحد مدیریت کنند؛ اما آنچه این شرکت را به یک داستان الهام‌بخش تبدیل کرده، تنها محصولش نیست، بلکه پشتکاری است که پس از شکست، آن را دوباره زنده کرد. در این داستان با علم ما همراه باشید.

 

پسری که عاشق ساختن بود

«ایوان ژائو» (Ivan Zhao) از همان کودکی بیشتر از اینکه بازی کند، دوست داشت چیزی بسازد.

در چین بزرگ شد؛ جایی که والدینش انتظار داشتند مانند بسیاری از دانش‌آموزان، فقط درس بخواند و نمره‌های خوب بگیرد.

اما ایوان ذهن متفاوتی داشت.

او ساعت‌ها با نرم‌افزارهای طراحی کار می‌کرد، رابط کاربری می‌ساخت و به این فکر می‌کرد که چرا بیشتر نرم‌افزارها این‌قدر پیچیده‌اند.

او همیشه یک سوال در ذهن داشت:

چرا کامپیوتر باید انسان را مجبور کند مطابق قوانین خودش کار کند؟

چرا انسان نتواند ابزارش را خودش بسازد؟

همین سوال، سال‌ها بعد تبدیل به فلسفه اصلی Notion شد.

 

رویای ساختن لگوی دیجیتال

پس از مهاجرت به آمریکا، ایوان وارد دنیای طراحی محصول شد. او در چند شرکت فناوری کار کرد. هر روز یک چیز را می‌دید. هر تیم برای انجام کارهایش از ده‌ها نرم‌افزار استفاده می‌کرد.

یکی برای یادداشت، یکی برای پروژه، برای برنامه‌ریزی، پایگاه داده و همه چیز تکه‌تکه بود.

او آرزو داشت نرم‌افزاری بسازد که مثل لگو باشد. نه یک ابزار مشخص.

بلکه مجموعه‌ای از قطعات که هر کس بتواند هر چیزی را با آن بسازد.

 

شروع یک رؤیای بزرگ

در سال ۲۰۱۳، ایوان به همراه دوستش سایمون لست (Simon Last)، کار روی پروژه‌ای را آغاز کرد که بعدها Notion نام گرفت.

هدف جاه‌طلبانه بود. ساختن نرم‌افزاری که:

دفترچه یادداشت باشد.

مدیریت پروژه باشد.

پایگاه داده باشد.

تقویم باشد.

و هر چیزی که کاربر بخواهد.

در واقع آنها نمی‌خواستند فقط یک اپلیکیشن بسازند. می‌خواستند یک سیستم عامل برای کار و فکر کردن خلق کنند.

اما این رویا، هزینه سنگینی داشت.

 

شکست

اولین نسخه Notion منتشر شد. اما استقبال چندانی نشد. نرم‌افزار کند و پر از باگ بود.

مردم نمی‌فهمیدند دقیقا چیست. سرمایه شرکت رو به پایان بود. درآمد تقریبا صفر بود.

سرمایه‌گذاران علاقه‌ای نشان نمی‌دادند.

اعضای تیم یکی‌یکی رفتند.

در نهایت فقط دو نفر باقی ماندند.

ایوان و سایمون.

تقریبا همه فکر می‌کردند پروژه تمام شده است.

 

از سان‌فرانسیسکو تا کیوتو

ایوان تصمیم عجیبی گرفت. هزینه زندگی در سان‌فرانسیسکو بسیار بالا بود. او و سایمون برای اینکه بتوانند زنده بمانند، به شهر کیوتو در ژاپن نقل مکان کردند. زندگی بسیار ساده‌ای داشتند. دفتر لوکس نداشتند. حقوق بالا نمی‌گرفتند. گاهی فقط با حداقل هزینه زندگی می‌کردند. اما یک مزیت بزرگ داشتند: زمان.

آنها می‌توانستند بدون فشار سرمایه‌گذاران، محصول را از نو بسازند.

 

شروع دوباره از صفر

بسیاری از شرکت‌ها وقتی شکست می‌خورند، فقط چند تغییر کوچک ایجاد می‌کنند.

اما تیم Notion تقریبا همه چیز را کنار گذاشت.

کدها دوباره نوشته شد.

رابط کاربری از نو طراحی شد.

سرعت نرم‌افزار چند برابر شد.

مهم‌تر از همه، فلسفه محصول تغییر کرد.

آنها دیگر نمی‌خواستند امکانات زیادی اضافه کنند.

بلکه می‌خواستند یک ابزار بسیار انعطاف‌پذیر بسازند.

کاربر خودش تصمیم بگیرد نرم‌افزار چه شکلی باشد.

 

معجزه بدون تبلیغات

سال ۲۰۱۸ نسخه جدید منتشر شد.

اتفاق جالبی افتاد.

شرکت تقریبا هیچ تبلیغ بزرگی انجام نداد.

اما کاربران عاشق محصول شدند.

افراد در یوتیوب و شبکه‌های اجتماعی آموزش ساخت داشبوردهای شخصی منتشر کردند.

دانشجویان قالب‌های رایگان ساختند.

مدیران پروژه تجربیاتشان را منتشر کردند.

طراحان، نویسندگان و برنامه‌نویسان هر کدام روش خاص خود را نشان دادند.

Notion به جای اینکه میلیون‌ها دلار برای تبلیغات خرج کند، جامعه کاربرانش این کار را انجام داد.

این همان چیزی بود که بعدها به یکی از بزرگ‌ترین موتورهای رشد شرکت تبدیل شد.

 

همه چیز با یک «بلوک» ساخته می‌شود

بزرگ‌ترین نوآوری Notion مفهوم Block بود.

هر چیزی یک بلوک است.

یک متن.

یک تصویر.

یک جدول.

یک چک‌لیست.

یک ویدئو.

یک پایگاه داده.

کاربر می‌تواند این بلوک‌ها را مانند قطعات لگو جابه‌جا کند، حذف کند یا ترکیب کند.

به همین دلیل، میلیون‌ها نفر فضای کاری کاملا متفاوتی با یکدیگر می‌سازند؛ از دفترچه شخصی و برنامه‌ریزی روزانه گرفته تا سیستم مدیریت پروژه شرکت‌های بزرگ.

 

انفجار در دوران کرونا

وقتی همه‌گیری کرونا آغاز شد، میلیون‌ها نفر مجبور شدند از خانه کار کنند.

شرکت‌ها به ابزارهایی نیاز داشتند که بتوانند اطلاعات، اسناد و پروژه‌ها را در یک مکان نگه دارند.

Notion دقیقا همان چیزی بود که بسیاری از تیم‌ها به دنبالش بودند.

در مدت کوتاهی، تعداد کاربران آن به شکل چشمگیری افزایش یافت و از یک ابزار محبوب میان علاقه‌مندان به بهره‌وری، به پلتفرمی جهانی برای همکاری تیمی تبدیل شد.

 

از استارتاپی کوچک تا شرکتی میلیارد دلاری

چند سال قبل، این شرکت در آستانه تعطیلی بود.

اما امروز میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از Notion استفاده می‌کنند.

از دانش‌آموزان و دانشجویان گرفته تا استارتاپ‌ها، دانشگاه‌ها و شرکت‌های بزرگ.

ارزش شرکت به چندین میلیارد دلار رسید و نام Notion در کنار شناخته‌شده‌ترین ابزارهای بهره‌وری دنیا قرار گرفت.

 

درس‌هایی از داستان Notion

داستان Notion فقط درباره ساخت یک نرم‌افزار نیست؛ درباره نوعی نگاه به حل مسئله است.

گاهی باید جرئت داشته باشید از نو شروع کنید. نسخه اول Notion موفق نبود، اما بازنویسی کامل محصول مسیر شرکت را تغییر داد.

سادگی می‌تواند یک مزیت رقابتی بزرگ باشد. کاربران محصولی را دوست داشتند که بتوانند آن را مطابق نیاز خود شکل دهند.

جامعه کاربران می‌تواند بهترین بازاریاب شما باشد. آموزش‌ها، قالب‌ها و تجربیات کاربران، رشد Notion را شتاب داد.

کمبود منابع همیشه مانع موفقیت نیست. دوران زندگی ساده بنیان‌گذاران در کیوتو فرصتی برای تمرکز عمیق روی محصول ایجاد کرد.

به‌جای ساخت ده‌ها ابزار، گاهی ساخت یک پلتفرم انعطاف‌پذیر ارزش بیشتری دارد.

امروز، وقتی میلیون‌ها نفر هر روز صفحه‌ای در Notion باز می‌کنند، شاید کمتر کسی بداند این موفقیت از دو برنامه‌نویس خسته، یک آپارتمان کوچک در کیوتو و تصمیمی جسورانه برای شروع دوباره آغاز شد؛ تصمیمی که ثابت کرد گاهی بزرگ‌ترین موفقیت‌ها، درست بعد از بزرگ‌ترین شکست‌ها متولد می‌شوند.

 

www.elmema.com

برای دیدن آرشیو داستان های کوتاه (کلیک کنید)

آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری کلیک کنید:  واتس‌اپ  |  تلگرام 

درباره ی شبنم مرزبان

عکس آواتار
شبنم هستم، نویسنده کتاب سخت تر از سخت و سرپرست نویسندگان علم ما. مطالعه، آموزش دیدن و نوشتن رو خیلی دوست دارم و در علم ما مقالاتم رو با شما به اشتراک میزارم...

مطلب پیشنهادی

داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

داستان سویچیرو هوندا | چرخ‌ دنده‌های سرنوشت

داستان سویچیرو هوندا چرخ‌ دنده‌های سرنوشت   داستان‌های زیادی از موفقیت وجود دارند، اما داستان …

یک دیدگاه

  1. شکست پایان مسیر نیست
    یکی از بخش‌های مورد علاقه من سایت، همین داستان‌های کسب و کار و مدیریته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دوره‌های جدید علم‌ما با 80% تخفیف! (کلیک کنید)

رد کردن

error: این محتوا قابل کپی شدن نیست!