خانه / کسب و کار / داستان های کسب و کار / داستان Canva | دختری که صد بار «نه» شنید
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

داستان Canva | دختری که صد بار «نه» شنید

داستان Canva

دختری که صد بار «نه» شنید

 

در تاریخ کارآفرینی، بعضی از موفقیت‌ها با یک ایده درخشان شروع می‌شوند و بعضی دیگر با یک ویژگی بسیار ساده‌تر: تسلیم نشدن.

داستان Canva، داستان یک فناوری انقلابی نیست. داستان یک دختر جوان از شهری دورافتاده در استرالیاست که ایده‌ای داشت که تقریبا هیچ‌کس به آن باور نداشت. او بارها و بارها جواب «نه» شنید؛ آن‌قدر زیاد که بسیاری از افراد، حتی قبل از رسیدن به نیمی از مسیر، رویای خود را کنار می‌گذاشتند.

اما گاهی، موفقیت متعلق به باهوش‌ترین افراد نیست؛ بلکه متعلق به کسانی است که حاضرند یک بار دیگر، و باز هم یک بار دیگر، تلاش کنند.

صد بار «نه»؛ داستان دختری که حاضر نشد دست از رویایش بکشد. روایت الهام‌بخش تولد Canva.

 

دختری از آن سوی دنیا

او نه در سیلیکون‌ولی به دنیا آمده بود. نه خانواده‌ای ثروتمند داشت. نه ارتباطی با سرمایه‌گذاران بزرگ فناوری.

ملانی پرکینز، دختری جوان از شهر پرت در غرب استرالیا بود؛ شهری که هزاران کیلومتر از مرکز فناوری جهان فاصله داشت. او در دانشگاه، طراحی گرافیک تدریس می‌کرد و هر روز با یک صحنه تکراری روبه‌رو می‌شد. دانشجویانش ساعت‌ها وقت صرف می‌کردند تا نرم‌افزارهای پیچیده طراحی را یاد بگیرند.

هر بار که به آن‌ها نگاه می‌کرد، یک سوال ذهنش را رها نمی‌کرد:

  • چرا طراحی باید این‌قدر سخت باشد؟
  • چرا باید برای ساختن یک پوستر ساده، هفته‌ها آموزش دید؟
  • چرا طراحی نباید به سادگی ساختن یک ارائه پاورپوینت باشد؟

گاهی بزرگ‌ترین ایده‌ها، از پرسیدن ساده‌ترین سوال‌ها متولد می‌شوند.

 

رویایی که همه به آن خندیدند

ملانی فقط ۱۹ سال داشت که تصمیم گرفت این مشکل را حل کند. او و دوستش شروع کردند به ساختن یک پلتفرم طراحی آنلاین. اما یک مشکل بزرگ وجود داشت:

هیچ‌کس به آن‌ها اعتقاد نداشت.

سرمایه‌گذاران می‌گفتند: “شرکت‌های بزرگی مثل Adobe وجود دارند. شما چه چیزی دارید که آن‌ها ندارند؟”

برخی می‌گفتند: “طراحی حرفه‌ای باید پیچیده باشد.”

بعضی‌ها حتی معتقد بودند: “هیچ‌کس به چنین محصولی نیاز ندارد.

اما ملانی، هر جواب منفی را نه به‌عنوان پایان، بلکه به‌عنوان یک سوال جدید می‌دید: «چطور می‌توانم بهتر توضیح دهم؟»

 

صد بار شنیدن «نه»

یک بار رد شدن، دردناک است. ده بار رد شدن، ناامیدکننده است. اما تصور کن بیش از صد بار از سرمایه‌گذاران جواب منفی بشنوی. بیشتر آدم‌ها در بار پنجم یا دهم تسلیم می‌شوند. اما ملانی تصمیم گرفته بود که رویایش را با تعداد جواب‌های منفی دیگران اندازه‌گیری نکند.

او بارها سوار هواپیما شد. بارها ارائه داد. بارها رد شد. و هر بار، دوباره شروع کرد.

هر “نه”، به‌جای آنکه دیواری در مسیرش باشد، به پله‌ای برای قدم بعدی تبدیل شد.

سال‌ها گذشت. دوستانش شغل پیدا کردند. بسیاری از هم‌سن‌وسالانش مسیرهای امن‌تر را انتخاب کردند. اما او هنوز به دنبال همان رویای ساده بود:

“طراحی باید برای همه آسان باشد.

 

لحظه‌ای که دنیا شروع به گوش دادن کرد

بعد از سال‌ها تلاش، بالاخره چند نفر حاضر شدند به او اعتماد کنند. تیم کوچکی شکل گرفت. محصول ساخته شد. و در سال ۲۰۱۳، Canva متولد شد.

چیزی که همه غیرممکن می‌دانستند، ناگهان اتفاق افتاد. مردم عاشق Canva شدند. معلم‌ها، دانشجوها، کارآفرین‌ها، شرکت‌ها، همه.

چون ملانی چیزی را فهمیده بود که بسیاری از متخصصان فناوری نفهمیده بودند:

مردم به ابزارهای پیچیده علاقه ندارند؛ آن‌ها عاشق ابزارهای ساده‌ای هستند که زندگی‌شان را بهتر می‌کند.

 

انتقام شیرین از کلمه «نه»

سال‌ها قبل، سرمایه‌گذاران به او گفته بودند: “این ایده هرگز موفق نمی‌شود.

اما امروز، میلیون‌ها نفر هر روز از Canva استفاده می‌کنند.

شرکتی که زمانی هیچ‌کس حاضر نبود روی آن سرمایه‌گذاری کند، به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری جهان تبدیل شد.

و همان دختری که صدها بار جواب “نه” شنیده بود، به یکی از موفق‌ترین کارآفرینان نسل خود تبدیل شد.

اما شاید بزرگ‌ترین پیروزی او، میلیاردها دلار ارزش شرکت نبود. بزرگ‌ترین پیروزی او این بود که اجازه نداد نظر دیگران، اندازه رویاهایش را تعیین کند.

 

درسی که Canva به ما می‌دهد

بیشتر مردم فکر می‌کنند موفق‌ها کسانی هستند که کمتر شکست خورده‌اند. اما داستان Canva چیز دیگری می‌گوید.

شاید موفق‌ترین افراد دنیا، کسانی باشند که فقط یک ویژگی مشترک دارند: آن‌ها بعد از شنیدن “نه”، یک بار دیگر تلاش می‌کنند. و بعد، یک بار دیگر.

و گاهی، تمام تفاوت میان یک رویای فراموش‌شده و یک شرکت میلیارددلاری، فقط همین یک بارِ اضافه است.

 

www.elmema.com

برای دیدن آرشیو داستان های کوتاه (کلیک کنید)

آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری کلیک کنید:  واتس‌اپ  |  تلگرام 

درباره ی شبنم مرزبان

عکس آواتار
شبنم هستم، نویسنده کتاب سخت تر از سخت و سرپرست نویسندگان علم ما. مطالعه، آموزش دیدن و نوشتن رو خیلی دوست دارم و در علم ما مقالاتم رو با شما به اشتراک میزارم...

مطلب پیشنهادی

داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

داستان کوکاکولا، اشتباهی که یک امپراتوری ساخت

داستان کوکاکولا، اشتباهی که یک امپراتوری ساخت   چه چیزی یک اشتباه را به یک …

2 دیدگاه

  1. خیلی عالی و انگیزشی بود

  2. باید به (نه)های زندگی بی توجه بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دوره‌های جدید علم‌ما با 80% تخفیف! (کلیک کنید)

رد کردن

error: این محتوا قابل کپی شدن نیست!