خانه / کسب و کار / داستان های کسب و کار / داستان «بائمین» وقتی سفارش غذا تبدیل به تفریح شد
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا
داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

داستان «بائمین» وقتی سفارش غذا تبدیل به تفریح شد

داستان «بائمین» وقتی سفارش غذا تبدیل به تفریح شد

 

بعضی از بزرگ‌ترین ایده‌های دنیا، نه در آزمایشگاه‌ها متولد می‌شوند و نه در اتاق‌های جلسات میلیارد دلاری. گاهی همه‌چیز از یک سوال ساده شروع می‌شود؛ سوالی که میلیون‌ها نفر هر روز از کنار آن عبور می‌کنند، اما فقط یک نفر جرات می‌کند آن را جدی بگیرد.

این، داستان مردی است که به انبوه تراکت‌های تبلیغاتی روی زمین نگاه کرد و آینده را دید؛ آینده‌ای که نه‌تنها زندگی خودش، بلکه عادت غذایی یک کشور را تغییر داد. با علم ما همراه باشید.

 

مردی که در میان کاغذها، فرصت را دید

سال ۲۰۱۰، سئول. شهری که با سرعت سرسام‌آور به سمت آینده حرکت می‌کرد. اینترنت پرسرعت، تلفن‌های هوشمند و فناوری‌های مدرن، همه‌جا دیده می‌شدند. اما یک چیز هنوز در گذشته مانده بود، سفارش غذا.

کیم بونگ جین، یک طراح گرافیک جوان، هر روز هنگام بازگشت به خانه با صحنه‌ای تکراری روبه‌رو می‌شد: ده‌ها تراکت پیتزا، مرغ سوخاری و غذای چینی که جلوی در خانه‌ها ریخته شده بودند.

مردم برای سفارش شام، باید در میان کاغذها دنبال شماره تلفن می‌گشتند. او بارها به این صحنه نگاه کرد. همان صحنه‌ای که میلیون‌ها نفر دیده بودند.

اما یک روز، به جای عبور کردن، ایستاد. و از خودش پرسید: «اگر همه این کاغذها داخل یک تلفن همراه جا شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟»

گاهی یک سوال ساده، آغاز یک انقلاب است.

 

وقتی همه می‌گویند «غیرممکن است»

کیم نه یک برنامه‌نویس مشهور بود و نه سرمایه‌دار. او فقط به ایده‌اش ایمان داشت. با چند دوستش، شرکتی کوچک راه‌اندازی کرد؛ شرکتی که بعدها دنیا آن را با نام Woowa Brothers شناخت. آن‌ها دفتر بزرگی نداشتند. بودجه‌شان محدود بود و تقریبا هیچ‌کس باور نداشت که مردم برای سفارش غذا، یک اپلیکیشن نصب کنند. بعضی‌ها می‌گفتند:

«مردم سال‌هاست با تلفن غذا سفارش می‌دهند. چرا باید عادتشان را تغییر دهند؟»

اما تاریخ، بارها نشان داده است که بزرگ‌ترین تغییرات، دقیقا زمانی اتفاق می‌افتند که اکثریت آن‌ها را غیرممکن می‌دانند.

 

تولد یک نام که قرار بود همه‌جا شنیده شود

آن‌ها نام اپلیکیشن را «Baedal Minjok» گذاشتند؛ نامی متفاوت، شوخ‌طبع و به‌یادماندنی. بائمین فقط یک اپلیکیشن نبود. یک شخصیت داشت. با مردم شوخی می‌کرد.

فونت مخصوص خودش را داشت. رنگ و هویت خودش را داشت. در روزهایی که بیشتر شرکت‌ها تلاش می‌کردند رسمی و جدی به نظر برسند، بائمین تصمیم گرفت انسانی، صمیمی و دوست‌داشتنی باشد. و مردم عاشقش شدند.

اما موفقیت، یک‌شبه اتفاق نیفتاد. روزهای زیادی بود که تعداد سفارش‌ها ناامیدکننده بود. روزهایی که درآمد کافی وجود نداشت. روزهایی که اعضای تیم از خودشان می‌پرسیدند:

«آیا واقعا داریم کار درستی انجام می‌دهیم؟»

اما کیم بونگ جین یک باور ساده داشت: اگر بتوانی مشکلی واقعی را بهتر از همه حل کنی، دنیا دیر یا زود تو را پیدا خواهد کرد.

آن‌ها ادامه دادند و همین، تمام تفاوت را ساخت.

 

لحظه‌ای که یک کشور تغییر کرد

کم‌کم اتفاقی عجیب رخ داد. مردم دیگر نمی‌خواستند به تراکت‌های کاغذی برگردند. آن‌ها می‌توانستند با چند لمس ساده، صدها رستوران را ببینند، قیمت‌ها را مقایسه کنند و غذا را در خانه تحویل بگیرند.

تعداد کاربران از هزاران نفر به میلیون‌ها نفر رسید.

خیابان‌های سئول پر شد از موتورهایی که لوگوی بائمین روی آن‌ها نقش بسته بود.

چیزی که زمانی یک ایده عجیب به نظر می‌رسید، حالا به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده بود.

بائمین دیگر فقط یک شرکت نبود.

به یک عادت، یک فرهنگ و بخشی از هویت زندگی مدرن کره جنوبی تبدیل شده بود.

 

از یک اتاق کوچک تا میلیاردها دلار ارزش

کمتر از یک دهه بعد، همان استارتاپ کوچکی که روزی برای اثبات ایده‌اش می‌جنگید، به بزرگ‌ترین پلتفرم تحویل غذای کره جنوبی تبدیل شد.

میلیون‌ها نفر هر روز از آن استفاده می‌کردند.

ارزش شرکت به میلیاردها دلار رسید.

و جهان فهمید که یک طراح گرافیک، با مشاهده چیزی که همه می‌دیدند اما هیچ‌کس به آن فکر نمی‌کرد، توانسته بود یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری آسیا را بسازد.

 

درسی که بائمین به ما می‌دهد

داستان بائمین، در نهایت، داستان فناوری نیست؛ داستان قدرت دیدن فرصت‌ها در چیزهایی است که همه به آن‌ها عادت کرده‌اند. گاهی بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا، نه از اختراع چیزهای پیچیده، بلکه از نگاه کردن دوباره به ساده‌ترین مشکلات زندگی متولد می‌شوند. مثل یک تراکت مچاله‌شده روی زمین.

فقط باید کسی پیدا شود که به جای رد شدن، لحظه‌ای بایستد و بپرسد:

«اگر این را تغییر دهیم، چه اتفاقی می‌افتد؟»

 

www.elmema.com

برای دیدن آرشیو داستان های کوتاه (کلیک کنید)

آرشیو مقالات کسب و کار (کلیک کنید)

برای اشتراک گذاری کلیک کنید:  واتس‌اپ  |  تلگرام 

درباره ی شبنم مرزبان

Avatar photo
شبنم هستم، نویسنده کتاب سخت تر از سخت و سرپرست نویسندگان علم ما. مطالعه، آموزش دیدن و نوشتن رو خیلی دوست دارم و در علم ما مقالاتم رو با شما به اشتراک میزارم...

مطلب پیشنهادی

داستان های کسب و کار های بزرگ دنیا

داستان آمازون، اولین میز از درب‌های تخته چوبی

داستان آمازون، اولین میز از درب‌های تخته چوبی   داستان آمازون، اولین میز از درب‌های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دوره‌های جدید علم‌ما با 80% تخفیف! (کلیک کنید)

رد کردن