معرفی کتاب فلسفهای برای زندگی
رواقی زیستن در دنیای امروز
(A Guide to the Good Life)
نوشته ویلیام اروین
خلاصه و معرفی از: آزاده جوانبخت
معرفی ویلیام اروین
ویلیام اروین (William B. Irvine) یکی از نویسندگان مطرح و استاد فلسفه در دانشگاه رایت استیت واقع در اوهایو است.
او بر موضوع فلسفه خالص، بر روی آثار فیلسوفان بسیار مشهور و نامی متمرکز شده است.
اروین، برخلاف دیگر فیلسوفان، مخاطبان کتابها و مقالات خود را تنها بر روی فلاسفه قرار نداده است. او اعتقاد دارد که کاربرد فلسفه باید برای افرادی باشد که آگاهی کمی از اصل آن دارند و با استفاده از این دانش بتوانند در زندگی خود تغییرات بنیادینی ایجاد کنند.
مترجمین کتاب فلسفهای برای زندگی
| مترجم | عنوان کتاب | انتشارات |
| محمود مقدسی | فلسفه ای برای زندگی | گمان |
| محمد یوسفی | ققنوس |
درباره کتاب فلسفهای برای زندگی
کتاب فلسفهای برای زندگی با عنوان فرعی رواقی زیستن در دنیای امروز، سیزدهمین کتاب از مجموعه تجربه و هنر زندگی از انتشارات گمان است. مجموعه تجربه و هنر زندگی به مسائلی فلسفی میپردازد که راه زندگی هرکس را مشخص میکند و این کتاب، شاید یکی از بهترین کتابهایی باشد که میتوانید در این زمینه مطالعه کنید.
شاید متن پشت جلد کتاب برای اینکه شما ترغیب شوید این کتاب را بخوانید کافی باشد:
خیلی از ما اصلا نمیدانیم هدف اصلی زندگیمان چیست. شاید بدانیم در هر دقیقه از زندگی یا هر دهه از عمرمان چه میخواهیم، اما هرگز درنگی نکردهایم تا به هدف اصلی زندگیمان بیندیشیم. بدون «فلسفهای برای زندگی» ممکن است بد زندگی کنیم. یعنی با وجود تمام سرگرمیهای لذتبخشی که داریم ممکن است در آخر کار، زندگی را با تلخ کامی به پایان ببریم و وقتی در بستر مرگ افتادهایم ببینیم تنها فرصتمان برای زندگی را از دست دادهایم.
ویلیام اروین با بررسی فلسفه رواقیون باستان و با استفاده از تجربههای شخصی خودش در مسیر رواقی زیستن، به خواننده نشان میدهد که چطور بینشها و توصیههای عملی رواقیون میتواند به ما – آدمهای دنیای امروز – کمک کند که بهتر زندگی کنیم.
همانطور که از عنوان اصلی و عنوان فرعی مشخص است، این کتاب تلاش میکند یک فلسفه برای زندگی بر اساس فلسفه رواقیون تقدیم خواننده کند. فلسفهای که بنیانگذار آن زِنون کیتیومی بود و نویسنده اعتقاد دارد در دنیای امروز هم این فلسفه بسیار موثر خواهد بود.
اما نکته جالب توجه این است که در ابتدای کتاب نویسنده به این اشاره میکند که شما بهتر است در زندگی از یک فلسفه خاص پیروی کنید. چندان مهم نیست که فلسفه زندگی شما فلسفه رواقی باشد، چیزی که مهم است، این است که شما یک فلسفه داشته باشید. چون بدون داشتن یک فلسفه خاص ممکن است بد زندگی کنیم.
کتاب فلسفهای برای زندگی در چهار بخش اصلی نوشته شده است.
مقدمه: طرحی برای زندگی
بخش اول: ظهور رواقی گری
بخش دوم: راهکارهای روانشناختی رواقی
بخش سوم: اندرز رواقی
بخش چهارم: رواقیزیستن در زندگی مدرن
در بخش اول که عنوان آن «ظهور رواقیگری» نام دارد، ویلیام اروین به این موضوعات میپردازد که فلسفه روی زندگی تمرکز دارد و یک مسیر برای زندگی هر فردی مشخص میکند و در ادامه رواقیون نخستین و مکتب آنها را به خواننده معرفی میکند. این بخش در حکم مقدمه و شناخت فیلسوفان بزرگ رواقی است و در بخشهای بعدی موضوع اصلی کتاب آغاز میشود.
بخش دوم کتاب «راهکارهای روانشناختی رواقی» نام دارد که از پنج فصل تشکیل شده است: فکر کردن به اتفاقات ناگوار / دوگانه اختیار / تقدیرگرایی / پرهیز از لذت / مراقبه و تامل.
بخش سوم «توصیههای رواقی» نام دارد که یکی از بهترین بخشهای کتاب است. فصلهای این بخش عبارت است از: وظیفه / روابط اجتماعی / توهین / اندوه و ماتم / خشم / ارزشهای شخصی ۱ / ارزشهای شخصی ۲ / تبعید / دوران پیری / مردن / در باب رواقی شدن.
در بخش دوم و سوم به توضیح بایدها و نبایدها زندگی رواقی خواهیم پرداخت. برای این کار، نخست به شرح تکنیکهای روانشناختی رواقیون برای دستیابی به آرامش و حفظ آن میپردازم. سپس توضیح میدهم که رواقیون بهترین راه برای مواجهه با فشارهای زندگی روزمره را چه میدانند:
مثلا اینکه وقتی کسی توهینی به ما میکند چه واکنشی باید نشان دهیم؟
هر چند خیلی چیزها در طول این دو هزار سال تغییر کرده اما روان انسان تغییر چندان زیادی نکرده است.
به همین دلیل است که ما انسانهای قرن بیست و یکمی هم میتوانیم از توصیههای فیلسوفانی چون سنکا به رومیان قرن اول بهرهمند شویم.
و در نهایت بخش چهارم کتاب که «رواقی زیستن در زندگی مدرن» نام دارد، شامل تجربهها و توصیههای نویسنده هم میباشد که راهنمای مناسبی برای رواقی زیستن تقدیم خواننده میکند.
با خواندن این کتاب چه چیزهایی را یاد میگیریم؟
عنوان این کتاب با فلسفه شروع می شود، فلسفه در اکثر فرهنگها و میانِ مردم ملل مختلف واژهای با ابهت و ترسناک است، به طوری که کمتر کسی سعی می کند به سمت آن برود اما همیشه اینطور نبوده.
اگر آشنایی مختصری با فلسفه داشته باشیم می دانیم سقراط که جزءِ اولین فیلسوفان یونانی بود، سوالات خود را از رهگذارن می پرسید، سوال هایی که با زندگی و شخصیت افراد ارتباط داشت و رهگذران هیچگاه اعتقاد نداشتند که این بحثها فلسفی است و از آن اجتناب نمیکردند.
بعد از ارسطو و کتاب مابعدالطبیعهاش فیلسوفان به دو دسته تقسیم شدند: فیلسوفان هنر زندگی و فیلسوفان سیستماتیک. فلسفهی سیستماتیک که بیشترین حجم آثار فلسفی را هم به خود اختصاص داده چیزی است که باعث ترس مردم از فلسفه شده است. ما در این کتاب با فلسفهی رِواقی که یک فلسفهی زندگی است سر و کار داریم.
اما چرا داشتن فلسفهی زندگی مهم است؟
تا حالا از خودتان پرسیدهاید که از زندگی چه میخواهید؟ ممکن است بگویید همسری مهربان، کاری خوب، خانهای زیبا و … اما این ها در زندگی هستند. چه چیزی از همهی این ها برای شما ارزشمندتر است؟ هدف زندگی چیست؟ برای رسیدن به چه چیزی خلق شدهایم یا تکامل یافتهایم؟ وظیفهی ما چیست؟
پاسخ دادن به این سوالات کار آسانی نیست.
فلسفهی تحلیلی امروزی به این مسائل نمیپردازد.
ادیان هم چگونگی خوب زندگی کردن را به عهده افراد میگذارد و اگر هم مطلبی را عنوان کنند آنقدر محتاطانه میگویند که در قالب مستحبات دیده میشود. به همین دلیل است که مسیحیان لوتری، باپتیست ها، یهودیان، مورمون ها و کاتولیک ها علیرغم اختلاف دیدگاه در مذهب عمیقا شبیه هم زندگی میکنند، به کارهای مشترکی اشتغال دارند، جاهطلبیها و آرزوهای شغلی یکسانی دارند و در خانههای یکسانی زندگی می کنند و مطابق مد روز جامعه هستند.
داشتن هدف اصلی برای زندگی مترادف است با فلسفهی یکدست و منسجم برای زندگی.
چون بدون داشتن فلسفه ممکن است با تمام تلاش هایمان بد زندگی کنیم و سرگرم چیزهای بی ارزش شویم. همچنین ممکن است حتی با انتخاب هدف و بدون برنامه ریزی درست عمرِ خود را هدر دهیم.
همچنین اگر فلسفهای برای زندگی داشته باشیم، تصمیمگیری نسبتا برایمان روشن و آسان خواهد بود: وقتی که قرار است بین دو گزینهای که زندگی پیشِ پایمان قرار داده یکی را انتخاب کنیم، به راحتی آن گزینهای را انتخاب میکنیم که به احتمال بیشتری ما را در رسیدن به هدفی که فلسفهی زندگیمان ایجاب میکند، یاری خواهد کرد.
پس اولین جزءِ فلسفهی زندگی انتخاب هدف درست و دومین جزء آن داشتن راهکاری برای رسیدن به هدف است.
در یونانِ قدیم مدارسی بودند که تمام هم و غمشان پاسخ به این سوالات بوده اما امروزه نشانی از این مدارس نیست. تنها چیزی که برجا مانده آثار معلمانِ فلسفهی این مدارس است.
ما در این کتاب با یکی از این فلسفهها آشنا میشویم: فلسفهی رواقی؛ و برای این آشنایی لازم است که
1_ چگونگی پیدایش فلسفهی رواقی را بدانیم.
2_ هدف فلسفهی رواقی را بفهمیم.
3_ راهکارهای رسیدن به هدف رواقیون را یاد بگیریم.
و در آخر از تجربیات نویسنده برای رواقی زیستن استفاده ببریم.
لازم به ذکر است که نویسنده گاه در فلسفهی رواقی دست برده است مثلا در بخش چگونه شکست ناپذیر شویم این دست بردن نشان داده میشود و دلیل اینکار را در بخش تجربیات خودش از رواقی زیستن توضیح میدهد.
تعبیر زندگی خوب گمراه کننده است پاسخ انسان متعارف به این پرسش بنیادین خلاصه میشود در سه چیز ۱- لذت جسمانی ۲-ثروت ۳-حیثیت اجتماعی اما میشود همهی اینها را داشت و زندگیِ خوبی نداشت.
پیدایش فلسفه رواقی و هدف آن
قرن ششم پیش از میلاد قرن جالبی است فیثاغورس در ایتالیا، طالس، آناکسیماندروس و هراکلیتوس در یونان، کنفوسیوس در چین و بودا در هند ظهور میکنند.
اپیکور ثمره مکتب فلسفی فیثاغورس و سقراط ثمره مکتب فلسفی آناکسیماندروس است.
فیلسوفان پیش از سقراط عمدتا به تبیین سرشت جهان و پدیدههای آن علاقمند بودند که امروزه به آن علوم تجربی میگویند. اما سقراط توجهش را یکسره معطوف به وضعیت و احوال انسانی کرد.
دستاوردهای سقراط عمدتا سلبی بودند یعنی در واقع نشان میداد که چه چیز نمیدانیم.
تاثیر سقراط شاملِ دو بخش میشود ۱- نظرورزی که افلاطون ادامه دهنده آن بود و رشد چشمگیری داشت. ۲- نحوه زندگی که آنتیستنس Antisthenes آن را ادامه داد (بنیانگذار مکتب کلبی) و تقریبا متوقف شد.
رِواقی مکتبی فلسفی است که به وسیله زنون کیتیومی (کیتیوم شهری است در قبرس) (با زنون خالق پارادوکس آشیل و لاکپشت اشتباه نشود) تاسیس شد. عنوان رواقی برای آن بدین مناسبت است که کلاسِ درسِ ایشان در یکی از رواقهای آتن منعقد میشد.
زنون بعد از سانحهای دریایی از آتن سردرمیآورد و از آنجا که با فلسفهی سقراط آشنایی داشت در آتن به دنبال فیلسوفی شبیه سقراط گشت و با کراتس کلبی آشنا م یشود و پس از کسب دانشهای روز و تاثیر از مکاتب کلبی و اپیکوری، مکتب رواقی را تاسیس می کند.
اجزاءِ فلسفهی رواقی منطق، فیزیک و اخلاق است.
علاقه ی رواقیون به منطق به این خاطر است که عقلانیت وجه ممیز انسان و حیوان است و منطق علم بررسی شیوههای درست استدلال است. همچنین کمک می کرد کودکانی که به این مدارس برای آموزش فرستاده می شوند توانایی استدلال و بحث را داشته باشند چرا که در آتن آن زمان این توانایی برای پیشرفت مردم در سلسله مراتب شهروندی و حکومتی ضروری بود.
فیزیک رواقی فارغ از تبیین پدیدههای طبیعی به قلمرو دیگری نیز می پرداخت که ما امروز به آن الهیات میگوییم.
اما مهمترین بخش تعلیمات مکتب رواقی اخلاق رواقی است که با اخلاق امروز متفاوت است اخلاق امروزی علم بررسی خوب و بد اخلاقی است در حالیکه رواقیون به روح و روانی نیک اعتقاد دارند. دغدغهی محوری این اخلاق بایدها یا نحوه بودنی است که برای انسان ها یک زندگی خوب و شکوفا را به ارمغان میآورد.
تعبیر زندگی خوب گمراه کننده است پاسخ انسان متعارف به این پرسش بنیادین خلاصه میشود در سه چیز:
۱- لذت جسمانی ۲- ثروت ۳- حیثیت اجتماعی اما میشود همهی این ها را داشت و زندگیِ خوبی نداشت پس جواب چیست؟ فضیلتمند باش اما فضیلت در دنیای امروز مترادف راهبههاست که عمری در پاکدامنی زندگی کردهاند. خوبی و فضیلت نزد رواقیان این است که فرد تا چه اندازه به وظایف انسانی خود به عنوان موجودی صاحب عقل و اجتماعی عمل میکند که مترادف است با زیستن مطابق طبیعتی که برای آن خلق شده است.
ما انسانها به دلیل وجود عقل باید موجوداتی معقول و اندیشمند باشیم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم پس وظایفی در قبال همنوعانمان داریم.
مکتب رواقی از یونان به روم می رسد، رواقیون رومی فیزیک و منطق را حذف کردند و آرامش را به جایِ فضیلت نشاندند. آرامش به نسبت فضیلت برای رومیان مهمتر بوده و خریدار بیشتری داشته است در حقیقت آرامش برای رومیان راه برای رسیدن به فضیلت بوده اما برای یونانیان صرف تعقل برای رسیدن به فضیلت کافی بوده است.
پس هدف فلسفهی رواقی رسیدن به آرامش و فضیلت است. رواقیون معتقدند که احساسات منفی همچون ترس، خشم، اضطراب، اندوه و حسادت نمیتوانند برای انسان زندگی خوبی بسازند. در نتیجه ابتدا باید مانعِ به وجود آمدن این احساسات شد و اگر به وجود آمدند فرو بنشاندش.
برای انسان مدرن نیز رسیدن به آرامش جذابتر از رسیدن به فضیلت است. به همین منظور در این کتاب به رواقیون رومی پرداخته میشود.
چهار رواقی مطرح رومی که در کتاب به آن ها اشاره میشود عبارتند از:
سِنِکا که از همه بهتر مینوشت و نوشتارها و نامههایش به لوکیلیوس بسیار به فهم فلسفهی رواقی کمک میکند. نمایش نویس موفق، سرمایهگذار بانکی و سناتور و مشاور امپراطور نرون بود و توسط نرون کشته شد.
موسونیوس که دستورات عملی برای خوردن و پوشیدن و زندگی جنسی و نحوه رفتار با والدین دارد. در دوران نرون تبعید شد. اعتقاد داشت که خدایان به زنان و مردان قدرت تفکر یکسانی داده است و زنان هم میتوانند همانند مردان از تحصیل و مطالعه فلسفه سود ببرند.
اپیکتتوس بخاطر تحلیلش اهمیت دارد که بیان میکند چرا رواقی بودن آرامش میآورد.
و تاملات مارکوس آورلیوس که نحوه زندگی روزمرهی یک رواقی را نشانمان میدهد.
راهکارهای رسیدن به آرامش
فکر کردن به اتفاقات ناگوار
یکی از مهمترین مسائلی که میتواند آرامش را به هم بزند وقوع اتفاقات ناگوار است، مثل از دست دادن عزیزی، یا از دست دادن ثروت و یا حتی از دست دادن یک عضو از بدن.
خیلی از اتفاقات ناگواری که برایمان پیش میآید با دور اندیشی قابل اجتناب است و این مستلزم این است که ما از قبل احتمال وقوع حادثه را در نظر بگیریم، رواقیون پیشنهاد میکنند با فکر کردن به اتفاقات ناگوار از وقوعشان پیشگیری کنیم.
دوم اینکه اگر از قبل به بدترین اتفاقاتی که ممکن است برایمان پیش بیاید فکر کرده باشیم تاثیر مخرب آن بر ما کمتر میشود.
سوم ما انسان ها عمدتا به این دلیل ناشادیم که سیری ناپذیر هستیم. پس از آنکه سخت برای چیزی که میخواستیم تلاش کردیم پس از به دست آوردنش علاقهمان را نسبت به آن از دست میدهیم و دچار ملال میشویم و برای رهایی از ملال سراغ ارضای نیاز بعدی میرویم.
دو تن از روانشناسان به نام های شین فردریک و جورج لُوِنستاین این پدیده را با بررسی برندگان لاتاری مورد مطالعه قرار دادند و نامی به آن دادهاند: خوگیری به لذت. برندگان لاتاری پس از یک دوره کوتاه کیفوری دوباره به همه چیز عادت میکنند.
پس لازم است که راهی برای تجدید میلمان به چیزهایی که داریم پیدا کنیم. البته اینکار به آسانی گفتنش نیست. رواقیون توصیه میکردند که تصور کنیم هرچه داریم را از دست بدهیم تا بعد قادر باشیم قدر داشتههایمان را بیشتر بدانیم و از داشتههایمان بیشتر لذت ببریم. دقیقا همان لحظه که فرزندمان را میبوسیم باید به این فکر کنیم که شاید همین فردا او را از دست بدهیم. کسی که چنین دیدگاهی دارد قدر عزیزانش را بیشتر از کسی میداند که فکر میکند عزیزانش همیشه در کنارش خواهند بود و زمان کافی برای وقت گذراندن با آنها دارد.
بعضیها فکر میکنند کیف کردن از چیزها کار بچهگانهای است. به نظر ایشان نباید قانع بود باید بیشتر و بیشتر خواست. اگر هدف رسیدن به رضایت است به کم راضی شدن نه تنها عیب نیست بلکه موهبت هم هست.
همچنین نباید فکر کردن به اتفاقات ناگوار را با نگران بودن یکی کنیم.
رواقیون توصیه میکنند مبادا که به چیزی که مایهی لذت شماست زیاده از حد دل ببندید و باید آماده دگرگونی اوضاع باشید.
چگونه شکست ناپذیر شویم؟
اگر به دنبال رضایت خاطر هستید، بهتر و راحتتر این است که خودتان و خواستههایتان را تغییر دهید تا اینکه به دنبال تغییر جهان پیرامونتان باشید.
دوگانهی اختیار چیست؟ رواقیون معتقدند بعضی چیزها در اختیار ماست و بعضی چیزها خارج از اختیار ما.
اگر خواهان چیزهایی که خارج از اختیار ماست باشیم آرامش خود را از دست میدهیم. چرا که اگر به آن چیزی که میخواهیم برسیم، نرسیم دچار احساس بداقبالی، ناکامی، بیچارگی و آزردگی میشویم و اگر به آن برسیم در طی زمانی که آن چیز را میخواستیم و به آن نرسیده بودیم گرفتار نگرانی و اضطراب بودهایم.
اما آیا این منجر به انفعال رواقیون نمیشود؟ رواقیون معتقدند که اهداف بیرونی باعث برهم خوردن آرامش میشود پس در چنین شرایطی یک فرد رواقی به جای اهداف بیرونی مثلا پیروزی در مسابقه تنیس به دنبال اهداف درونی میرود که به بهترین نحو بازی کردن است. اگر قهرمان شود که چه بهتر و اگر نشود دلسرد و ناامید نمیشود.
رواقیون معتقدند که اهداف درونی روی اهداف بیرونی تاثیر میگذارد.
اما به نظر نویسنده این دوگانه کامل نیست چون مسائلی وجود دارند که کاملا در اختیار ما نیستند اما کاملا از اختیار ما خارج هم نیستند مثل برنده شدن در یک مسابقه.
تقدیر گرایی
به اعتقاد رواقیون یکی از راههای حفظ آرامش این است که نسبت به اتفاقاتی که برایمان میافتد، رویکردی تقدیر گرایانه داشته باشیم. به گفته مارکوس انسان خوب هر تجربهای را که سرنوشت برایش مقدر میکند را از دل و جان میپذیرد. البته تقدیرگرایی رواقی در مورد گذشته و حال است نه آینده و البته منظورشان این نیست که نباید از گذشته درس گرفت بلکه منظور این است که نباید در اما و اگرهای گذشته ماندگار شد.
در پاسخ به شبههی اینکه ممکن است فلسفه رواقی به بی خیالی و قناعت بیش از حد میانجامد: رواقیون سرشناس انسانهای موفق و ثروتمندی بودند با اینکه به دنبال چنین اهدافی نبودند اما به این اهداف هم رسیدند چون در جهت انسان بهتر شدن تلاش میکردند.
پرهیز از لذت
رواقیون معتقدند تن دادن به لذتها به دلیل سیری ناپذیر بودن انسان یکی دیگر از عوامل به هم خوردن آرامش ماست. گاهی لازم است به خودمان سختی بدهیم.
از این کار سه فایده عایدمان خواهد شد:
1_ خودمان را برای شرایط سخت که ممکن است روزی به سراغمان بیاید آماده میکنیم.
2_ کسی که گهگاه سختیهای کوچک را تحمل کند سختیهای بزرگتری هم میتواند تاب آورد و درباره اتفاقات ناگواری که ممکن است در آینده بیفتد نیز اضطراب و استرس کمتری دارد.
3_ به ما این امکان را میدهد که بتوانیم از داشتههایمان بیشتر لذت ببریم.
گاهی اوقات باید از لذتهای نسبتا بیضرر چشمپوشی کرد برای تمرین خویشتنداری و پرهیز از لذت. رواقیون انسانهای لذت ستیزی نیستند بلکه همهی حرف آنها این است که باید احتیاط کرد و اندازه نگه داشت.
مراقبه و تامل
مراقبه و تامل به ما کمک میکند که وضعیت خود را در جهت رسیدن به هدف که همان آرامش و فضیلت است مورد بررسی قرار دهیم، زمانهایی در روز و یا موقع خواب بررسی کنیم در روز چه کارهایی کردیم و باید چطور عمل می کردیم.
توصیههایی برای رواقی زیستن
روابط اجتماعی
چطور میتوان در عین حفظ ارتباط با دیگران آرامش خود را نیز حفظ کرد؟
ما در ارتباط با دیگران حقِ انتخاب نداریم اما در انتخاب دوستان چرا. رواقیون معتقدند صفات بد مسریاند و باید از دوستی با آدمهایی که ارزشهای پست و تباه دارند اجتناب کرد، همچنین از آدم های ناراضی و همیشه شاکی هم باید فاصله گرفت. ساموئل جانسون برای این آدم ها اصطلاح غصه خور یا seeksorrow را در لغت نامه معروفش آورده است.
وقتی با آدمهای مزاحم سر و کار داریم باید یادمان باشد که خودمان نیز مزاحمیم. وقتی عیبها و اشتباهات یک نفر اذیتمان میکند، باید برگردیم و به اشتباهات و عیبهای خودمان هم نگاه کنیم و به خاطر داشته باشیم که رنجش ما بیش از رفتارهای او به ما آسیب می زند. مهمترین خطری که در تعامل با آدم های مزاحم تهدیدمان می کند این است که آنها در دل ما نفرت ایجاد کنند. نفرتی که آسیبش به خودِ ما میرسد. اگر زمانی در دلت نسبت به کسی احساس عصبانیت و نفرت کردی و خواستی تلافی کنی، یکی از بهترین راههای تلافی کردن این است که سعی کنی مثل او نباشی.
توهین و صبر در برابر تحقیرها
یکی دیگر از عوامل برهم زنندهی آرامش توهین و تحقیر دیگران نسبت به ما است. یکی از راهکارهای تسکین دهندهی رواقیون این است که دمی درنگ کنیم و ببینیم حرفی که شخص توهین کننده میزند راست است یا نه.
اگر حرف درستی زده باشد که جای ناراحت شدن ندارد. راهکار بعدی این است که ببینیم شخص توهین کننده چقدر از ما شناخت دارد ممکن است یک نفر حرف بدی درباره ما بزند ولی قصد آزار دادن ما را نداشته باشد. راهکار سوم در نظر گرفتن جایگاه فرد توهین کننده است. اگر این فرد برایمان مهم است و اگر برای نظرش ارزش قائلیم نباید از انتقادش ناراحت شویم. اگر فرد انتقاد کننده انسان حقیر و بیمایهای باشد در این صورت نه تنها جای ناراحتی نیست که خوشحال هم باید بود چون احتمالا کار درستی انجام میدهیم. راهکار چهارم این است که وقتی کسی توهینی به ما میکند، در واقع خود ما عامل رنجش و آزردگی ناشی از این توهین هستیم.
اما رواقیون در جواب فرد هتاک و منتقد نیز توصیه هایی دارند مثلا توصیه رواقیون پاسخ با طنز است. یا یکی از روشهای دیگر دست انداختن خودمان است و برگزار کردن توهین دیگران به خنده. روش دیگر برای کسانی که شوخطبعی و حضور ذهن ندارند سکوت و نادیده گرفتن است.
رواقیون معتقدند بعضی توهین هایی نیز وجود دارند که نیاز به برخورد شدید دارند مثلا در مواردی که شخص توهین کننده متوجه سکوت یا برخورد طنزآمیز ما با خودش نشود که نشاندهنده عدم تمایل ما به همکلام شدن با ایشان است. یا در مواردی که شاگرد به استاد توهین می کند باید برخورد جدی صورت گیرد.
اندوه و ماتم
احساساتی مانند اندوه و ماتم عمدتا غیرارادی است. نمیتوان غم و اندوه را به طور کامل از زندگی حذف کرد اما رواقیون معتقدند که میتوان کاری کرد تا غم و اندوهی که در طول زندگیمان تجربه میکنیم به کمترین مقدار ممکن برسد.
نخستین راهکار رواقیون برای پیشگیری از اندوه، فکر کردن به اتفاقات ناگوار است که باعث آمادگیِ ما میشود.
راهکار دیگر به کارگیری عقل است، گرچه عقل نمیتواند اندوه ما را به طورِ کامل برطرف کند اما میتواند زیادهروی و افراط را از آن دور کند.
اپیکتتوس هم برای مهار اندوه توصیههایی دارد مخصوصا توصیه می کند مراقب باشیم غم و اندوه دیگران به ما سرایت نکند.
بعضیها ممکن است از این توصیه ناراحت شوند و بگویند ما نباید وقتی دیگران عزادار یا سوگوارند تظاهر به همدردی کنیم. در جواب این ایراد باید گفت که توصیه به اینکه برای همدردی با دوستی که غصهدار است خودمان هم واقعا غصه بخوریم، همانقدر احمقانه است که برای کمک کردن به کسی که مسموم شده، خودمان هم سم بخوریم. اندوه یک حس منفی است که باید تا جایی که میتوانیم ازآن بپرهیزیم و کمک کنیم دوستمان بر ماتم و اندوهش غلبه کند.
خشم
خشم مانند اندوه یک واکنش عاطفی ناخودآگاه است.
به نظر سنکا خشم جنون آنی است و ویرانیای که برجا میگذارد وحشتناک است. از سر خشم است که این همه آدم در اطراف ما کشته میشوند و شهرها و کشورها ویران میشوند. بعضی ها معتقدند خشم فوایدی هم دارد و باعث انگیزه به فرد می شود اما سنکا با این نظر مخالف است و می گوید که وقتی آتش خشم را روشن کردیم، خاموش کردنش در اختیار ما نیست هر قدر هم که در آغاز به نفعمان بوده باشد.
البته این بدان معنا نیست که وقتی اجحافی در حق ما شد عکس العمل به خرج ندهیم فقط نباید با عصبانیت انجامش دهیم و در برابر افرادی که منطقی سرشان نمیشود باید تظاهر به عصبانیت کرد.
سنکا برای پرهیز از عصبانیت توصیههای مشخص فراوانی دارد. او میگوید باید با دو نوع تمایل در درون خودمان مقابله کنیم: یکی تمایل به بد فکر کردن در مورد دیگران و دیگری تمایل به داوری شتابزده در مورد انگیزههایِ آنان. اگر زیاده از حد حساس باشیم، خیلی زود از کوره در میرویم.
معمولا چیزهایی که باعث عصبانیت ما میشوند در عمل هیچ آسیب واقعی و مشخصی به ما نمیزنند. این جور چیزها صرفا مایهی رنجش خاطرند.
سنکا توصیههایی هم برای کنترل خشم دارد که مشابهش را در بودیسم هم می توان سراغ گرفت. به هنگام خشم باید سعی کنیم تمام علائم خشم را به عکسش تبدیل کنیم. صدایمان را پایین بیاوریم و چهرهمان را آرام کنیم. اگر این کار را بکنیم حال درونیمان خیلی زود شبیه حال بیرونیمان میشود.
اگر با تمام این تمهیدات عصبانی شدیم و تندی کردیم باید بلافاصله عذرخواهی کنیم، عذرخواهی می تواند اثرات خشممان را کاهش دهد و باعث آرامش مان شود و جلوی فکر کردن به این موقعیت را بگیرد و با پذیرش اشتباهمان احتمال تکرار آن در آینده را کاهش دهد.
شهرت طلبی
به نظر رواقیون دلیل عمده ناخرسندی آدمیان سرگشتگی آنها دربارهی امور ارزشمند است.
یکی از چیزهای اشتباهی که آدمها دنبالش هستند شهرت است. همه افرادی که در پی کسب شهرت هستند در یک باور مشترک می باشند: اینکه کسب شهرت و محبوبیت مایه شادی و خوشبختی است. اما به این نکته توجه ندارند که شهرت در هر سطحی بهایی دارد و به اعتقاد رواقیون این بها آنقدر گزاف است که کل مواهب شهرت به پای آن نمیرسد.
اگر دنبال موقعیت و اعتبار اجتماعی باشیم به دیگران اجازه میدهیم که آزادیمان را سلب کنند در این صورت باید به سراغ کارهایی برویم که احتمال تحسین شدن از طرف دیگران را بیشتر کند و از کارهایی که ممکن است ما را از چشمشان بیندازد، پرهیز کنیم.
یک فرد رواقی همانقدر که به نارضایتی دیگران بیاعتناست به رضایتشان هم باید بیاعتنا باشد.
یکی از راههای غلبه بر وسواس تحسین و ستایش دیگران این است که بدانیم برای جلب تحسین و تمجید دیگران ناگزیریم ارزشهای آنها را بپذیریم. در نتیجه باید لحظهای درنگ کنیم و ببینیم اگر ارزشهای ما با آنها ناسازگار باشد چه؟ اگر دیدیم که چنین است باید با کمال میل و از سر رغبت بیخیال تعریف و تمجید این قبیل آدمها شویم.
در باب زندگی پرزرق و برق
دلیل اصلی جستجوی ثروت میل ما به شهرت است هرچه میزان زرق و برق زندگی بیشتر شود توان انسان برای لذت بردن از چیزهای ساده و معمولی کم میشود در نتیجه توانشان برای لذت بردن از زندگی کاهش مییابد.
رواقیون توصیه میکنند ثروت باید آنقدری باشد که نه به فقر منجر شود و نه خیلی از فقر فاصله داشته باشد ولی اگر یک رواقی به خاطر تلاشهایش به ثروت رسید باید از ثروتش استفاده کند و لذت ببرد ولی هر چند وقت یکبار زندگی فقیرانه را امتحان کند تا توان لذت بردنش از زندگی کاهش نیابد.
توصیههای ویلیام اروین دربارهی رواقی زیستن
نویسنده به شرح اتفاقاتی میپردازد که پس از انتخاب فلسفهی رواقی به عنوان فلسفهی زندگیاش با آنها مواجه شده است که خواندنش خالی از لطف نیست و من برای کوتاه شدن بحث اینجا مطرح نمیکنم.
انتخاب فلسفهی زندگی مانند انتخاب همسر است. هیچ کس نیست که همسر مناسب برای همه باشد و با شخصیت و شرایط و احوال همه مطابق باشد. رواقی زیستن ممکن است برای شما مناسب نباشد ولی امتحان این فلسفه ضرر چندانی هم ندارد و زمانِ زیادی از شما نمیگیرد و در عوض فواید بسیاری به دنبال خواهد داشت.
نویسنده توصیههای زیادی برای رواقی زیستن دارد که دو تا از آنها را اینجا میآورم و مابقی را می توانید در کتاب پیدا کنید.
رواقی مخفی باشید تا از مسخره شدن توسط اطرافیان در امان بمانید چرا که اطرافیان زمانی که بدانند شما مانند آنها زندگی نمیکنید و اصول و فلسفهای برای خود دارید ممکن است دستتان بیندازند.
همه تکنیکهای رواقی را به یکباره امتحان نکنید. با یکی از تکنیکها شروع کنید ماهر که شدید سراغ تکنیک بعدی بروید.
پیام اصلی ویلیام اروین
با خواندن اسم کتاب ممکن است دچار تردید شوید و با خود فکر کنید که: آیا این کتاب ارزش خواندن دارد؟ و یا شاید فکر کنید که با یک کتاب فلسفی سخت روبهرو هستید. اما از همان ابتدای کتاب، با خواندن اولین جملات مقدمه، به سرعت متوجه میشوید که با یک کتاب خوب روبهرو هستید. کتابی که به هیچوجه خسته کننده نخواهد بود. جملات ابتدایی کتاب این چنین است:
از زندگی چه میخواهید؟
ممکن است بگویید همسری مهربان، کاری خوب و خانهای زیبا، اما این ها صرفا چیزهایی است که شما «در» زندگی میخواهید. وقتی میپرسم از زندگی چه میخواهید، منظورم کلیترین معنای ممکن این پرسش است. سوالم مربوط به هدفهایی نیست که هر روز در آغاز فعالیتهای روزانه در سر دارید. پرسشم مربوط به هدف اصلی شما در زندگی است. به عبارت دیگر، سوالم این است: در میان چیزهایی که در جستجویشان هستید، کدام یک برای شما از همه ارزشمندتر است؟
معمولا وقتی از فلسفه و کتابهای فلسفی صحبت میکنیم موضوعات پیچیده و بسیار زیادی به ذهن میآید، اما این کتاب به معنای واقعی کلمه یک فلسفه زندگی پیش روی خواننده قرار میدهد. فلسفهای که هدف اصلی آن کمک به انسانهای معمولی است. فلسفهای که در دوباره لذت بردن از زندگی را به شما یاد میدهد و راهکارهای آن نیز بسیار ساده است. نویسنده هم به شکل هوشمندانهای هر سوالی که ممکن است در ذهن خواننده ایجاد شده باشد را جواب میدهد.
سنکا معتقد است: آنکه بر اساس اصول رواقی زندگی میکند چه بخواهد و چه نخواهد از لذت و شادی همیشگی برخاسته از اعماق وجودش بهرهمند میشود، چرا که او شادمانی را در منابع درونی خودش مییابد و در جستجوی هیچ لذتی بالاتر از لذتهای درونیاش نیست.
این کتاب میتواند زندگی هر خوانندهای را به شکل جدی تحت تاثیر قرار دهد و یک انسجام فکری خاص به همراه داشته باشد. تقریبا ذهن همه ما از کودکی با چیزهایی که در زندگی میخواهیم پر شده است. در همان دوران مدرسه بارها و بارها به ما یاد دادهاند که درس بخوانیم تا شغل مناسبی پیدا کنیم، تا در ادامه خانه، ماشین، همسر و… به دست آوریم. کمتر کسی پیدا میشود که با توجه به آموزههای قبلی بداند از زندگی چه میخواهد و این کتاب میتواند به هر کسی کمک کند تا بفهمند از زندگی چه میخواهد.
این فلسفه به شما یاد میدهد روی چیزهایی که در اختیار شماست تمرکز کنید و توجهی به سایر موارد نداشته باشید و چون ما روی بسیاری از چیزها که در بیرون ما هستند کنترل نداریم باید برای هر سرنوشتی آماده باشیم. همین موضوع – آماده شدن برای هر سرنوشتی – یکی از مهمترین دستاوردهای فلسفه رواقی است.
نکته جالب توجه این است که شما شاید با همه قسمتهای مختلف کتاب موافق نباشید، بنابراین میتوانید از میان توصیههای مفید و زیادی که در این کتاب آمده است بهترینها را انتخاب کنید و از آن پیروی کنید.
در نهایت اینکه خود نویسنده از این فلسفه پیروی میکند و شاید همین هم دلیل خوبی برای تاثیرگذار بودن این کتاب باشد. در فصلهای آخر نویسنده از تجربیات رواقی زیستن خود برای مخاطب میگوید و به نحوی راهنمای خواننده است. البته ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که نویسنده به شکل چشم بسته این فلسفه را قبول نکرده است. او تحقیقات زیادی انجام داده که با خواندن کتاب به همه آنها پی خواهید برد. آموزههای این کتاب ساده، خوشخوان و تاثیرگذار را از دست ندهید.
سایر آثار ویلیام اروین:
- چگونه هر چیزی را تغییر دهیم، وقتیکه تغییر سخت است.
- چرا برخی از ایدهها باقی می مانند و برخی دیگر از بین می روند؟
- چگونه در کار و زندگی تصمیمهای بهتری بگیریم؟

![]()
این صفحه را با دوستانتان به اشتراک بگذارید:
اشتراک گذاری در تلگرام (کلیک کنید)
اشتراک گذاری در واتس آپ (کلیک کنید)

از مشاوره رایگان استفاده کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو تست های آنلاین دیدن کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو مقالات بهبود فردی دیدن کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو داستان های کوتاه دیدن کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو مقالات موفقیت دیدن کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو مقالات مدیریتی دیدن کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو مقالات شاد زیستن دیدن کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو مقالات امید به زندگی دیدن کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو مقالات یک دقیقه مطالعه دیدن کنید. (کلیک کنید)
از سایر مقالات اطلاعات عمومی دیدن کنید. (کلیک کنید)
از آرشیو کل مقالات دیدن کنید، بهترین ها برای شما… (کلیک کنید)
تلگرام علم ما (کلیک کنید)
اینستاگرام علم ما (کلیک کنید)
علم ما مشاوره و کوچ فردی و کسب و کار، لایف و بیزینس کوچینگ 


