خانه / آخرین مقالات / معرفی و خلاصه کتاب بازی ها؛ روانشناسی روابط انسانی از اریک برن

معرفی و خلاصه کتاب بازی ها؛ روانشناسی روابط انسانی از اریک برن

معرفی و خلاصه کتاب بازی ها؛ روانشناسی روابط انسانی از اریک برن

(Games People Play)

خلاصه و معرفی از: آزاده جوانبخت

 

معرفی نویسنده

اِریک لئونارد بِرْن اِستِیْن‌ معروف به اریک بِرن (Eric Berne) ، زاده‌‌ی دهم ماه مِی سال ۱۹۱۰ و درگذشته به پانزدهم ماه جولای سال ۱۹۷۰، روان‌پزشکی کانادایی و ساکن آمریکا بود که در اواسط قرن بیستم میلادی، تئوری «‌تحلیل رفتار متقابل‌» یا (Transactional Analysis)TA را به عنوان راهی برای توضیح رفتار‌های انسان ایجاد‌ کرد. با این‌که مبنای نظریات برن، ایده‌ها‌ی فروید بود اما وجوه تمایزی در آن‌ها مشهود است. برن معتقد بود که بینش را می‌توان با تحلیل معاملات اجتماعی بیماران کشف کرد اما پیروان فروید بر تمرینات مکالمه و صحبت به عنوان راهی برای بدست آوردن بینشی نسبت به شخصیت بیماران، متمرکز شدند.

برن در طول جنگ دوم جهانی به عنوان روان پزشک در ارتش ایالات متحده خدمت کرد و بعد از جنگ تحت نظر اریک اریکسون در موسسه روان پزشکی سانفرانسیسکو مطالعاتش را از سر گرفت. پس از اینکه در دهه 1940 ساکن کالیفرنیا شد از تحیلل روانی نا امید شد و تحقیقاتی که روی انواع «من» انجام داده بود در دهه بعد در قالب تحلیل تبادلی تکامل پیدا کرد. برن انجمن بین المللی تحلیل تبادلی را تشکیل داد و در کنار پست هایی که در بیمارستان داشت و ارائه مشاوره، به صورت خصوصی نیز طبابت می کرد.

اریک برن به همراه توماس ساسز ـ روان‌پزشک و روان‌شناسی مشهور ـ از پیشگامان طرح نظریه‌ی روان‌پزشکی «بازی‌ها» بوده‌اند. در این نظریه، بازی‌ها عبارت‌اند از سلسله مراوداتی بین افراد برای برقراری ارتباط و تمام رفتار‌های اجتماعی و حتی خصوصی انسان‌ها.

 

 

مترجمین کتاب بازی ها

این کتاب توسط مترجم خوب کشورمان آقای اسماعیل فصیح ترجمه شده و توسط انتشارات ذهن آویز به چاپ رسیده است.

 

 

درباره کتاب بازی ها

کتاب بازی ها: روان شناسی روابط انسانی، با عنوان زیرکانه و فصل های جالب در مورد انگیزه های انسانی، خواننده های بیشتری را جذب کرد. فروش 3 هزار جلدی چاپ اول آن چندان چشمگیر نبود ولی دو سال بعد بیشتر به مدد توصیه ای که خواننده های این کتاب به دیگران می کردند، یعنی حرف هایی که دهان به دهان می گشت و تبلیغات نه چندان گسترده، 300 هزار نسخه از این کتاب با جلد مقوایی به فروش رفت.

کتاب بازی ها به مدت دو سال در فهرست کتاب های پرفروش نشریه نیویورک تایمز قرار داشت (معمولا کتاب های غیر داستانی این قدر طولانی در فهرست پر فروش ترین ها قرار نمی گیرند.) این کتاب برای سایر نویسندگان به صورت الگو در آمد و آنها نیز با نوشتن کتاب های پرفروش در زمینه روانشناسی عامه پسند ناگهان به ثروت رسیدند.

با اینکه خود برن در آن زمان متوجه نشده بود، کتاب بازی ها: روان شناسی روابط انسانی که یک کتاب رواشناسی عمومی بود مقدمه ای برای رونق گرفتن کتاب های روانشناسی عمومی شد زیرا این اثر از یک سو با کتاب های خودیاری و از سوی دیگر با کتاب های آکادمیک روانشناسی تفاوت داشت.

روانشناسان مطرح در آن زمان به کتاب بازی ها به دیده تحقیر نگاه می کردند و آن را سطحی می دانستند و نظرشان این بود که برن با نوشتن این کتاب سطح علم روان شناسی را پایین آورده است.

در واقع 50 تا 60 صفحه اول لحنی جدی و سبکی علمی دارد ولی در بخش دوم لحن آن سبک تر می شود و اکثر مردم به خاطر همین بخش، این کتاب را می خریدند.

“بازی در حال حاضر به عنوان اصلی ترین و تاثیر گذار ترین کتاب روان شناسی زمان ما شناخته شده است. این همان قدر قدرتمند و چشم باز است که همیشه باید وجود می داشت.”

کورت ووننگوت جونیور معروف، در مجله مشهور 1965 Life Magazine از کتاب بازی گفت:

یک کتاب مهم… فهرست درخشان، سرگرم کننده و با اصولی واضح در تئاتر روانشناختی که انسانها بارها و بارها با اراده و اختیار بازی می کنند. دکتر خوب توانسته خطوط داستان را ارائه دهد که تا هزاران سال می توان آن را با هیجان و تازگی خواند.

 

 

فهرست کتاب بازی ها با شرح ذیل می باشد:

مقدمه

بخش اول – تحلیل بازی ها شامل:

تحلیل ساخت
تحلیل تبادل
رویه ها و مناسک
وقت گذارنی ها
بازی ها

بخش دوم – فرهنگ بازی ها شامل:

بازی های زندگی
بازی های ازدواج
بازی های مهمانی
بازی های روابط جنسی
بازی های دنیای تبهکاری
بازی های اتاق مشاوره
بازی های خوب

بخش سوم – در فراسوی بازی ها شامل:

اهمیت بازی ها
بازیگرها
یک نمونه عالی
تسلط بر خود
تسلط بر خود چگونه به دست می آید
بعد از بازی ها چه؟

 

در بخش اولِ مقدمه، اریک برن «آمیزش اجتماعی» را بررسی کرده است: رویارویی افراد با یکدیگر و ارتباطاتی که از این رویارویی ناشی می‌شود. در بخش دومِ مقدمه نیز «زمان» و ارتباط آن را با روابط اجتماعی تحلیل کرده است.

بخش اول کتاب، «تحلیل بازی‌ها» است. در این بخش، برن به چرایی برخی رفتارهای انسان‌ها در روابط اجتماعی توجه کرده است. به‌عقیدۀ او، هر انسانی یک والد، یک بالغ و یک کودک‌ درون دارد. رفتارهای متفاوت انسان در موقعیت‌های مختلف به‌دلیل جهت‌گیری‌های این سه شخصیت روانی است. حال، اگر رفتار نامناسبی از فردی سر بزند، طبق نظریۀ اریک برن، شخصیت درونی او در جای نامناسبی خود را نشان داده است.

بخش دوم کتاب، «فرهنگ بازی‌ها» است. برن، در این بخش، با ذهن انسان بازی می‌کند. شاید هم بهتر باشد بگوییم بازی‌های ذهن انسان را آشکار می‌سازد: چرا ما رفتاری از خود بروز می‌دهیم؟ براساس کدام عملکرد ذهنی ما، رفتار خاصی بروز می‌کند؟ چطور رفتارهای خود و البته افراد مقابلمان را در اوضاع مختلف پیش‌بینی کنیم؟

در بخش سوم، «در فراسوی بازی‌ها»، نیز نویسنده مباحث کتاب را جمع‌بندی کرده است.

 

 

با خواندن این کتاب چه چیزهایی را یاد می‌گیریم؟

اریک برن با اشاره به این مسئله، کتاب خود را آغاز می کند که اگر اطفال از نوازش محروم بمانند دچار ضعف روانی و جسمی غیر قابل جبران می شوند. او به تحقیقات دیگری اشاره می کند که نتایج آنها نشان داده اند محرومیت حسی در بزرگسالان می تواند به یک نوع روان پریشی موقت منجر شود.

بزرگسالان هم مانند اطفال به نوازش نیاز دارند ولی از آنجاییکه نوازش همیشه در دسترس شان قرار ندارد سعی می کنند در رفتار دیگران نوازش های سمبولیک را جستجو کنند.

به عنوان مثال یک ستاره سینما می تواند نوازش های سمبولیک را از صدها نامه ای که طرفدارانش هر هفته برای او ارسال می کنند کسب کند اما یک دانشمند نوازش هایش را از ستایشی مثبت از ناحیه یکی از اشخاص برجسته در آن حوزه کسب می کند.

اریک برن نوازش را «واحد بنیادی رفتار اجتماعی» تعریف می کند. به عقیده برن رد و بدل کردن نوازش یک نوع مبادله است و از این رو برای توصیف تعامل های اجتماعی، عبارت «تحلیل مبادله ای» را ابداع کرد.

علت بازی های ما

اریک برن با توجه به احساس نیاز به نوازش در انسان به این نکته رسیده بود که از نظر بیولوژیکی انسان ها هر نوع تعامل اجتماعی، حتی نوع منفی آن را بهتر از این می دانند که اصلا هیچ تعاملی در کار نباشد. نیاز به صمیمیت است که باعث می شود انسان ها وارد بازی های مختلف شوند و این بازی ها جانشین ارتباط های واقعی می شوند.

او بازی را این طور تعریف می کند: «یک سری تبادلات پنهانی مکمل که به صورت مستمر انجام می شوند تا به یک نتیجه کاملا مشخص و پیش بینی شده برسیم.» یعنی ما وارد بازی می شویم تا بعضی از انگیزه های پنهانی مان را ارضا کنیم و هر بازی همیشه یک مزیت برای ما دارد.

اکثر اوقات انسان ها خودشان نمی دانند که در حال بازی هستند؛ بازی یکی از قسمت های معمولی تعاملات اجتماعی است. این بازی ها مثل بازی پوکر هستند که در آن برای رسیدن به مزیت و پاداش مورد نظر، یا همان پول، انگیزه واقعی مان را مخفی می کنیم.

در محیط کار مزیت مورد نظر می تواند یک معامله باشد. مثلا مردم می گویند که مشغول بورس بازی هستند و این نشان می دهد که کار آنها شامل بازی هایی می شود که آنها را به هدف مشخصی می رساند. در مورد روابط نزدیک چطور؟ مزیت روابط نزدیک معمولا یک نوع رضایت احساسی یا افزایش قدرت کنترل است.

 

«من» های سه گانه

تحلیل تبادلی از تحلیل روانی فروید ریشه گرفته است که برن آنها را مورد مطالعه قرار می داد و به کار می گرفت.

یک روز یکی از بیماران او که مردی بالغ بود اعتراف کرد که: «یک کودک است که فقط لباس بزرگسالان را به تن دارد.» در جلسات مختلف برن در میانه گفتگو از او می پرسید که آیا کودک در حال صحبت است یا بزرگسال. برن از روی این تجربه و تجربه های دیگری که قبلا به دست آورده بود به این دیدگاه رسید که درون هر کس از سه «من» تشکیل شده است که معمولا با هم در تضاد هستند. این سه «من» و ویژگی هایشان عبارتند از:

احساسات و افکار والدي (والد)

منفور ترین بخش شخصیت ما را از نظر اریک برن تشکیل می دهد. همان باید و نباید های بدون منطق و دلیل ماست. همان دستور العمل های بی چون و چرایی که سالهاست برای خود ساخته ایم و حتی اطرافیانمان را هم با آن اسیر کرده ایم.
اما اریک برن والد را نیز دو نوع می داند: اولی _ والدی سخت گیر و آزار دهنده، و دومی _ والدی نوازشگر و تایید کننده؛ و اعتقاد دارد والد بد و مایوس کننده والد نوع اول است و بهتر است به نوع دوم تغییر کند.

عقل گرایی، واقع بینی و حقیقت پذیری (بالغ)

بخش عاقل شخصیت ماست؛ بخشی که تصمیم های منطقی می گیرد، اطلاعات را پردازش می کند، با دیگران رابطه محترمانه برقرار می کند و کلا واقع گراست.

حالت ها و رفتارهای کودکانه (کودک)

همان بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. خلاقیت، شور و شوق، احساسات تند و تیز، قهر و آشتی، ترس، وحشت، عشق و تنفر همه و همه از کودک درون ما منشا می گیرد.

 

این سه «من» تا حدودی با تقسیم بندی های فروید هم خوانی دارند:

  • فراخود (والد)
  • خود (بالغ)
  • نهاد (کودک)

 

برن می گوید که در هر تعامل اجتماعی ما یکی از این سه حالت والد، بالغ و کودک را از خود مان بروز می دهیم و به راحتی می توانیم از یک «من» به «من» دیگر تغییر حالت بدهیم. به عنوان مثال، ما می توانیم ویژگی های مثبت کودک مثل خلاقیت، کنجکاوی و جذابیت و همچنین ویژگی های منفی او مثل بدخلقی و لجبازی را از خودمان بروز بدهیم. در هر کدام از این وضعیت ها ما می توانیم مثبت یا منفی عمل کنیم.

در بازی کردن با دیگران ما یکی از این سه «من» را از خودمان نشان می دهیم. برای به دست آوردن چیزی که خواهان آن هستیم به جای اینکه آرام، صادقانه و با صمیمیت رفتار کنیم، ممکن است احساس کنیم که باید مثل یک والد دستور بدهیم، مثل یک کودک ناز کنیم یا مثل یک بالغ خودمان را بیش از اندازه آگاه و عاقل نشان بدهیم.

اغلب مردم یاد گرفته اند که خواسته ها و نیازهای خود را از دیگران به طور مستقیم تقاضا نکنند. در نتیجه نیازهای خود را با اشاراتی مانند غمگین یا بینوا نشان دادن خویش، پا بر زمین کوبیدن، خود راخشمگین نشان دادن و یا به وسیله لبخندهای امیدوار کننده و اعمال تشویق کننده بیان می کنند. کسانی نیز هستند که با سخنان خویش افراد اطراف خود را زیر سلطه قرار می دهند و آنچه را می خواهند به دست می آورند.

افراد معمولاً دیگران را آلت دست خود قرار می دهند، نه به این علت که می خواهند آن کار را بکنند، بلکه بدین سبب که نمی دانند غیر از آن چه باید بکنند، یا وحشت دارند که تقاضاهای خود را به طور مستقیم بیان کنند، زیرا ممکن است به وسیله تقاضاهای مستقیم، نادیده گرفته شوند یا مسخره و یا به نوعی تنبیه گردند. افراد به بازی های روانی می پردازند زیرا آنها را در دوران کودکی آموخته اند. بیان غیر مستقیم نیازها و حتی طفره رفتن از ابراز آن، احساس امنیت بیشتری را در افراد به وجود می آورد تا پذیرش خطر احتمالی طرد شدگی که می تواند پیامد در خواست های کاملاً مستقیم باشد.

 

 

محتوای اصلی این کتاب شرح بازی هاست که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

بازی “اگر به خاطر تو نبود”

این یکی از متداول ترین بازی هایی است که بین زوج ها جریان دارد که در آن یکی از طرفین شکایت می کند که دیگری مانع رسیدن او به خواسته هایش در زندگی است.  اریک برن معتقد است که اکثر مردم ناخودآگاه به این دلیل ازدواج می کنند که می خواهند محدودیت هایی برای خودشان ایجاد کنند.

او زنی را مثال می زند که خیلی دوست داشت بازی پینگ پنگ را یاد بگیرد. مشکل این بود که همسرش از بیرون رفتن بیزار بود در نتیجه زندگی اجتماعی این زن محدود شده بود. او در یک کلاس آموزش پینگ پنگ نام نویسی کرد ولی متوجه شد که از بازی کردن در جمع وحشت دارد و به همین دلیل دیگر کلاس را ادامه نداد.

در اینجا برن می خواهد به این نکته اشاره کند که وقتی ما طرف مقابل مان را سرزنش می کنیم در واقع مشکل درونی خود مان روشن می شود. بازی «اگر به خاطر تو نبود» به ما این امکان را می دهد که از پذیرش مسئولیت ترس ها یا کمبودهایمان شانه خالی کنیم.

 

بازی “چرا این کارو نمی کنی؟ آره راس می گی، ولی…”

این بازی وقتی شروع می شود که یک فرد مشکلی را که در زندگی اش دارد مطرح می کند و طرف مقابل با مطرح کردن پیشنهاد های سازنده (چرا تو …) برای حل آن مشکل واکنش نشان می دهد.  شخصی که مشکل را مطرح کرد می گوید «بله، ولی … » و به این ترتیب سعی می کند در راه حل های ارائه شده ایراد پیدا کند.

«من» بالغ راه حل را مورد بررسی و معاینه دقیق قرار می دهد و در صورت درست بودن، آن را می پذیرد. ولی در اینجا هدف از این تعامل این نیست، بلکه هدف این است که مطرح کننده مشکل در ناتوانی اش در حل مشکل، دلسوزی دیگران را جلب کند (من کودک). از سوی دیگر فرد ارائه کننده راه حل از فرصت استفاده می کند تا «من والد» اش را وارد بازی کند.

 

بازی “پای چوبین”

کسانی که وارد این بازی می شوند یک موضع تدافعی به خود می گیرند و مثلا می گویند: «از آدمی که پای چوبی دارد؛ دوران کودکی بدی را پشت سر گذرانده است؛ ناراحتی روانی دارد؛ به الكل اعتياد دارد و …» چه انتظاری می توان داشت؟

به این ترتیب یکی از ویژگی هایشان را بهانه قرار می دهند تا بی کفایتی یا انگیزه نداشتن شان را توجیه کنند و مجبور نباشند مسئولیت کامل زندگی شان را به عهده بگیرند.

جمله های دیگری که در این بازی ها به کار می روند به گفته برن عبارتند از: «حروم زاده، مگه دستم بهت نرسه. ببین مجبورم کردی چی کار کنم.» «زن سرد مزاج! ببین چقد زحمت کشیدم اونوقت تو …» «حتما خوشحالن که منو می شناسن.»

 

هر بازی یک تز (فرضیه بنیادی و شیوه انجام بازی) و یک آنتی تز (شیوه به نتیجه رسیدن بازی یعنی یکی از بازی کننده ها کاری می کند که در ذهنش خودش را «برنده» می داند) دارد.

اریک برن عقیده دارد که بازی های ما مثل نوار های کهنه ای هستند که از کودکی آنها را به ارث برده ایم و مرتب آنها را از ضبط صوت مان پخش می کنیم و با اینکه محدود کننده و مخرب هستند می توانند با از میان بردن ضرورت حل مشکلات روانی حل نشده ای که داریم، به نوعی آرامش بخش باشند.

این بازی ها به بخش اصلی هویت بعضی از مردم تبدیل شده اند. خیلی از افراد احساس می کنند برای اینکه دیگران به آنها علاقه داشته باشند باید با نزدیکان شان درگیر شوند یا علیه دوستانشان دسیسه چینی کنند. ولی برن هشدار می دهد که اگر ما مدتی طولانی وارد بازی های بد شویم این بازی ها برای ما مخرب خواهند بود. هرچه ما بیشتر بازی کنیم بیشتر انتظار داریم که دیگران هم بازی کنند. کسی که همواره در حال بازی است ممکن است دچار روان پریشی شود و بیش از اندازه انگیزه ها و تعصبات خودش را به رفتار دیگران نسبت بدهد.

 

 

 پیام اصلی نویسنده

با اینکه کتاب بازی ها: روان شناسی روابط انسانی، از سوی خیلی از روانشناسان مورد انتقاد شدید قرار گرفت و محتوای آن را بیش از اندازه عامیانه و بی مغز می دانستند، تحلیل تبادلی همچنان تاثیر گذار است و مورد استفاده بسیاری از مشاوران و روان درمانگرانی قرار می گیرد که با بیماران سخت گیر یا بیمارانی سر و کار دارند که حاضر نیستند به سوالات رک و مستقیم پاسخ بدهند.

این کتاب از آنجاییکه دقت روانشناسی را وارد حوزه ای کرد که قلمرو رمان نویسان و نمایشنامه نویسان بود ظاهرا یک نوآوری محسوب می شد تا جایی که کورت وونگوت، رمان نویس آمریکایی، نقدی در مورد این کتاب نوشت و گفت که محتوای این کتاب می تواند سال ها الهام بخش نویسندگان خلاق باشد.

به این نکته توجه کنید که کتاب بازی ها کاملا فرویدی است و بسیاری از این بازی ها بر پایه ایده های فروید در زمینه بازداری، تمایل جنسی و تکانه های ناخوداگاهی قرار دارند. به علاوه این کتاب به خاطر نوع زبان و دیدگاه های اجتماعی که در آن مطرح شده اند یادگاری از دهه 1960 محسوب می شود.

با این حال محتوای این کتاب می تواند ذهن گشا باشد و فقط به خاطر اعتقادی که در این کتاب مطرح شده و می گوید که انسان ها همیشه در طول تاریخ بازی کرده اند و به بازی کردن ادامه می دهند، یک کتاب برتر است.

همان طور که برن اشاره می کند ما همه سرگرمی ها، ارزش ها و عملکردهایی را که کودکان برای سازگاری با فرهنگ و ادامه زندگی به آنها نیاز دارند به آنها آموزش می دهیم و با اینکه برای تصمیم گیری در مورد انتخاب مدرسه و سایر فعالیت های آنها وقت زیادی صرف می کنیم در مورد بازی های زندگی که یکی از ویژگی های واقعی و تاسف بر انگیز هر خانواده یا نهاد اجتماعی است، چیزی به آنها یاد نمی دهیم.

شاید این کتاب دیدگاه تیره و تار و بدبینانه ای را در مورد طبیعت انسان ارائه می کند ولی هدف برن این نبوده است. او قصد داشته است ما را متوجه این نکته کند که اگر بدانیم می توان به جای بازی کردن کار دیگری انجام داد می توانیم عادت به بازی را ترک کنیم.

ما در نتیجه تجربیات دوران کودکی مان اعتماد به نفس، خود جوشی و کنجکاوی ذاتی مان را از دست می دهیم و در عوض در مورد اینکه چه کارهایی را می توانیم و چه کارهایی را نمی توانیم انجام بدهیم عقاید والدين مان را کسب می کنیم.

اگر هوشیاری بیشتر در مورد این سه «من» داشته باشیم می توانیم از درون احساس راحتی و آرامش بیشتری داشته باشیم. به این ترتیب دیگر احساس نخواهیم کرد که برای موفقیت به اجازه دیگران نیاز داریم و به جایگزین کردن بازی با صمیمیت واقعی تمایلی نخواهیم داشت.

 

 

سایر آثار اریک برن:

تحلیل رفتار متقابل در روان درمانی

دره شادی

بعد از سلام چه می گویید

 

 

 

www.elmema.com

www.elmema.com

این صفحه را با دوستانتان به اشتراک بگذارید:

تلگرام telegram

اشتراک گذاری در تلگرام (کلیک کنید)

اشتراک گذاری در واتس آپ (کلیک کنید)

 

animated-down-arrow

از مشاوره رایگان استفاده کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو تست های آنلاین دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات بهبود فردی دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو داستان های کوتاه دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات موفقیت دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات مدیریتی دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات شاد زیستن دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات امید به زندگی دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو مقالات یک دقیقه مطالعه دیدن کنید. (کلیک کنید)

از آرشیو کل مقالات دیدن کنید، بهترین ها برای شما… (کلیک کنید)

تلگرام علم ما

تلگرام علم ما (کلیک کنید)

Medium_20160928095241745_1111111111

اینستاگرام علم ما (کلیک کنید)

درباره ی شیوا مرزبان

شیوا هستم، نویسنده سایت خووووووووووووووب علم ما و سرپرست ادمین اینستاگرام علم ما. حال خوب ساختنی هست و علم ما فقط وسیله هست :)

مطلب پیشنهادی

معرفی و خلاصه کتاب برتری خفیف از جف اولسون

معرفی و خلاصه کتاب برتری خفیف از جف اولسون (The slight edg)       …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code